کافه ی تنهایی
92 subscribers
637 photos
84 videos
7 files
70 links
آدم‌هایی که برای مدتی طولانی تنها بوده‌اند؛ گاه زودرنج، پرتوقع و گلایه‌مند می‌شوند.
«تنهایی» جزیره‌ای‌ست که گاه باید به آن سفر، اما نباید در آن اقامت نمود.
اینجا جزيره ايست كوچك براي لحظات عاشقانه، آرام، سبز و ساده
آغاز: 1395.08.08
Download Telegram
روزها گر رفت، گو «رو، باک نیست»
تو بمان، ای آنک چون تو پاک نیست

#مولانا

@Germany202
❤‍🔥32
در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد


@Germany202
❤‍🔥2😍2💔1
گر به صحرا دیگران از بهرِ عشرت می‌روند
ما به خلوت با تو ای آرامِ جان آسوده‌ایم


@Germany202
4
مردم ز سیه چشمِ تو در مِیکده عشق

مست‌اَند به حدی که شراب از تو نخواهند

@Germany202
2❤‍🔥2
هُنالك في أعماقنا ركن لا يتوقف فيه المطر…

گوشه‌ای در اعماق ما وجود دارد که هرگز باران در آنجا قطع نمی‌شود...

@Germany202
3
بناز بر همه خوبان، که نازنینِ جهانی

#جامی
@Germany202
😍21
دکتر، چه کسی این همه را به تو آموخت؟
بی درنگ پاسخ آمد: رنج

#آلبر_کامو
@Germany202
2💔2
معشوق اگر میل وفا داشته باشد
عاشق چه غم از جور و جفا داشته باشد

@Germany202
❤‍🔥22
ما را سریست با تو کز سر خبر نداری
مشتاق روی خوبت، از دل خبر نداری

@Germany202
3❤‍🔥2👍1
به اعتقاد من،
آن زمانى كه صرف مطالعه می‌شود،
زمان محسوب نمي‌شود.
من با گذشتن از صفحه‌اى به صفحه‌اى ديگر،
از مرزها می‌گذرم و به كلبه‌هاى افسانه‌اى وارد می‌شوم.

#كريستين‌_بوبن | 📚 ديوانه‌وار

@Germany202
3❤‍🔥2
بهشت روی من، امروز اگر رَوی به سفر
مرا ببر به سفر، یا دل مرا تو مَبر!

#فرخی_سیستانی

@Germany202
2😍2👍1
الحب المزيف والطيور
المهاجرة كلما أساء لها الجو أعلنت الرحيل....

عشقِ دروغين مانند
پرندگانِ مهاجر است؛
هر وقت هوا برایش بد شود،
کوچ می‌کند...

@Germany202
2👍2
در مُلکِ جهان نامِ نکِو جوی که آن بِه
از دولتِ اسکندر و از مملکتِ جَم

#مجد_همگر

@Germany202
2❤‍🔥2
خورشید را بگو که نتابد ز پشت ابر
چون صبح من به خنده‌ات آغاز می‌شود

#فاطمه_دشتی

@Germany202
2😍2👍1
أنت مختلفة عن النساء الاخریات
حتی فستان الذی ترتدینه
الورد المرسوم علیه
لایذبل!

تو با زنان دیگر فرق می‌کنی
حتی پیراهنی که می‌پوشی
گلی که برآن نقش بسته
پژمرده نمی‌شود!

@Germany202
2❤‍🔥2👍1
خود سفر هست که
باعث خوشحالیمون میشه
نه مقصد

📽 Peaceful Warrior | 2006

@Germany202
3👍3
چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
وز می وصل، لبم بر لب جامی برسد

#خاقانی

@Germany202
2😍2👍1
Mane Bikhoda To [ Resanejavan.Net ]
Divane Hafez [ Resanejavan.Net ]
من بی‌خود و تو، بی‌خود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟

#مولانا

@Germany202
❤‍🔥3😍2
من بی‌خود و تو، بی‌خود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
من چَند تو را گفتم: «کم خور، دو سه پیمانه!»؟

در شهر یکی کس را، هشیار نمی‌بینم
هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه

جانا! به خرابات آ تا لَذَّتِ جان بینی
جان را چِه خوشی باشد، بی‌صحبتِ جانانه؟

هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی
وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه

تو، وقفِ خراباتی، دخلت مِی و خرجت مِی
زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه

ای لولیِ بَربَط‌زن! تو مست‌تری یا من؟
ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من، افسانه

از خانه بُرون رفتم، مَستیم به پیش آمد
در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه

چون کشتیِ بی‌لَنگر، کَژ می‌شد و مَژ می‌شد
وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه

گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخَر زد و گفت: «ای جان!
نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه

نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»

گفتم، که: «رفیقی کن با من که مَنَت خویشم»
گفتا، که: «بِنَشناسم، من، خویش ز بیگانه»

من، بی‌دل و دَستارم، در خانهٔ خَمّارم
یک سینِه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟

در حلقهٔ لَنگانی، می‌بایدْت لنگیدن
این پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلیانه؟

سَرمستِ چنان خوبی، کی کم بُوَد از چوبی؟
برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه

شمس‌الحقِ تبریزی! از خلق، چه پرهیزی؟
اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه

#مولانا
@germany202
❤‍🔥33