Forwarded from سوفیا
میگویند از دموکراسی بگو! اما نمیگویند دموکراسی دقیقاً یعنی چه و از چقدر دموکراسی باید گفت. اگر مراد برداشت رایج و خام از دموکراسی به معنای قدرت برابریخواهانۀ مستقیم اکثریت مردم باشد، این قدرت همواره باید محدود شود و گاهی اساساً مطلوب نیست.
نظامهای جمهوری و پادشاهی مشروطه بهحق حاوی سازههای غیردموکراتیکاند. برای مثال قانون اساسی (خواه قانون اساسیِ نوشته مثل ایالات متحد خواه نانوشته مثل بریتانیا)، و نیز حقوق فردی قرار است همین دموکراسی را مهار و محدود کنند.
چنانکه برخی از اندیشمندان مدرن هشدار دادهاند دموکراسیِ لجام گسیخته نوع خطرناکی از استبداد را در پی خواهد داشت: استبداد اکثریت. یعنی اکثریتی که بهنحو نظاممند مرتب کرسیهای قدرت را تصاحب میکنند و به زیان اقلیتهای گوناگون تصمیم میگیرند. این روند میتواند ادامه پیدا کند تا جایی که اکثریت گذشته به اقلیت فعلی بدل شود ولی کماکان به همان حذف و سرکوب سابق ادامه دهد، یعنی گذار از استبداد اکثریت به استبداد اقلیت (نمونهاش روند انقلاب 57 تا امروز).
دموکراسی تنها مطلوب سیاسی نیست و البته همهجا مطلوب نیست (نمونهاش عربستان امروز). در واقع مطلوبات سیاسی باید با هم، در کنارِ هم و با لحاظ کردنِ همۀ جهات سنجیده شوند تا نظام سیاسی متناسب با اقتضائات شرایط جامعه به توازنی از این مطلوبات سیاسی برسد.
این را میتوان با مطلوبات زندگی فردی مقایسه کرد: هرکس در زندگی فردی اموری را مطلوب میداند، ازجمله سلامت بدن، سلامت روان، ثروت، دوستان خوب، کسب علم و دانش و موارد دیگر. سلامت بدن برای همگان مطلوب است. اما اگر کسی همۀ وقت و هزینۀ خود را صرف سلامت بدن کند، مثلاً مدام ورزش کند و وقتی برای کسب دانش، یا رسیدگی به سلامت روان یا کسب ثروت و معاشرت با دوستان نگذارد چیزهای مهم دیگری (مطلوبات دیگر) را از دست خواهد داد. پرداختن به سلامت تن مطلوب است، اما تا جایی که مطلوبات دیگر قربانی نشود.
هرکس باید بین مطلوبات شخصیاش نوعی توازن برقرار کند و حساب کند که در ازای برخورداری از مقدار بیشتری از فلان مطلوب چه چیزهایی را از دست خواهد داد.
مطلوبات سیاسی نیز همین وضع را دارند. آیا برابری یا عدالت خوب است؟ احتمالاً همۀ نظامهای سیاسی (دستکم نظامهای جمهوری یا پادشاهی مشروطه) تا حدی در پیِ برابریاند. اما اینکه چقدر محل بحث است. پرسش اینجاست که در ازای بالا بردنِ برابری چقدر از مطلوبات سیاسی دیگر (مثلاً آزادی فردی) قربانی خواهد شد.
در نظامهای سیاسی جمهوری یا مشروطۀ مدرن دستکم پنج مطلوب سیاسی را میتوان از هم تمیز داد:
1- حاکمیت مردم بر خودشان: اینکه قدرت سیاسی برآمده از مردم باشد.
2- آزادیهای فردی: اینکه فرد تا حد امکان از مداخلۀ دولت و مداخلۀ اجتماعی رها باشد.
3- برابری: دستکم شامل برابری در پیشگاه قانون، قدرت سیاسی برابر، فرصتهای برابر، برابری در اموال و ثروت.
4- حفظ ارزشهای ملّی یا اجتماعی (کامیونال): توافق بر نوعی مخرج مشترک هویتی، زبانی، تاریخی و ارزشی.
5- مدرنیزاسیون اقتصادی و مادی: بالا بردن استاندارد زندگی یا پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک.
نمیتوان از همۀ این مطلوبات به یکاندازه برخوردار بود. این ارزشها گاه با هم در تعارضاند و برخورداری از مقدار بیشتری از یکی به قیمت برخورداری کمتر از دیگری است. تأکید مطلق به هر کدام از این مطلوبات ما را به نوع خاصی از حکمرانی میرساند و البته هر حاکمیت شایستهای باید تلفیق متوازنی از این مطلوبات باشد.
جان کلام اینکه دوتایی گفتن یا نگفتن از دموکراسی نوعی دوتایی کاذب است. البته از دموکراسی هم باید گفت اما بیدرنگ باید پرسید کدام سازههای سیاسی این دموکراسی را مقید میکنند و چقدر دموکراسی میتواند با طلب سایر مطلوبات سیاسیِ جامعۀ امروز ما سازگار باشد.
نظامهای جمهوری و پادشاهی مشروطه بهحق حاوی سازههای غیردموکراتیکاند. برای مثال قانون اساسی (خواه قانون اساسیِ نوشته مثل ایالات متحد خواه نانوشته مثل بریتانیا)، و نیز حقوق فردی قرار است همین دموکراسی را مهار و محدود کنند.
چنانکه برخی از اندیشمندان مدرن هشدار دادهاند دموکراسیِ لجام گسیخته نوع خطرناکی از استبداد را در پی خواهد داشت: استبداد اکثریت. یعنی اکثریتی که بهنحو نظاممند مرتب کرسیهای قدرت را تصاحب میکنند و به زیان اقلیتهای گوناگون تصمیم میگیرند. این روند میتواند ادامه پیدا کند تا جایی که اکثریت گذشته به اقلیت فعلی بدل شود ولی کماکان به همان حذف و سرکوب سابق ادامه دهد، یعنی گذار از استبداد اکثریت به استبداد اقلیت (نمونهاش روند انقلاب 57 تا امروز).
دموکراسی تنها مطلوب سیاسی نیست و البته همهجا مطلوب نیست (نمونهاش عربستان امروز). در واقع مطلوبات سیاسی باید با هم، در کنارِ هم و با لحاظ کردنِ همۀ جهات سنجیده شوند تا نظام سیاسی متناسب با اقتضائات شرایط جامعه به توازنی از این مطلوبات سیاسی برسد.
این را میتوان با مطلوبات زندگی فردی مقایسه کرد: هرکس در زندگی فردی اموری را مطلوب میداند، ازجمله سلامت بدن، سلامت روان، ثروت، دوستان خوب، کسب علم و دانش و موارد دیگر. سلامت بدن برای همگان مطلوب است. اما اگر کسی همۀ وقت و هزینۀ خود را صرف سلامت بدن کند، مثلاً مدام ورزش کند و وقتی برای کسب دانش، یا رسیدگی به سلامت روان یا کسب ثروت و معاشرت با دوستان نگذارد چیزهای مهم دیگری (مطلوبات دیگر) را از دست خواهد داد. پرداختن به سلامت تن مطلوب است، اما تا جایی که مطلوبات دیگر قربانی نشود.
هرکس باید بین مطلوبات شخصیاش نوعی توازن برقرار کند و حساب کند که در ازای برخورداری از مقدار بیشتری از فلان مطلوب چه چیزهایی را از دست خواهد داد.
مطلوبات سیاسی نیز همین وضع را دارند. آیا برابری یا عدالت خوب است؟ احتمالاً همۀ نظامهای سیاسی (دستکم نظامهای جمهوری یا پادشاهی مشروطه) تا حدی در پیِ برابریاند. اما اینکه چقدر محل بحث است. پرسش اینجاست که در ازای بالا بردنِ برابری چقدر از مطلوبات سیاسی دیگر (مثلاً آزادی فردی) قربانی خواهد شد.
در نظامهای سیاسی جمهوری یا مشروطۀ مدرن دستکم پنج مطلوب سیاسی را میتوان از هم تمیز داد:
1- حاکمیت مردم بر خودشان: اینکه قدرت سیاسی برآمده از مردم باشد.
2- آزادیهای فردی: اینکه فرد تا حد امکان از مداخلۀ دولت و مداخلۀ اجتماعی رها باشد.
3- برابری: دستکم شامل برابری در پیشگاه قانون، قدرت سیاسی برابر، فرصتهای برابر، برابری در اموال و ثروت.
4- حفظ ارزشهای ملّی یا اجتماعی (کامیونال): توافق بر نوعی مخرج مشترک هویتی، زبانی، تاریخی و ارزشی.
5- مدرنیزاسیون اقتصادی و مادی: بالا بردن استاندارد زندگی یا پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک.
نمیتوان از همۀ این مطلوبات به یکاندازه برخوردار بود. این ارزشها گاه با هم در تعارضاند و برخورداری از مقدار بیشتری از یکی به قیمت برخورداری کمتر از دیگری است. تأکید مطلق به هر کدام از این مطلوبات ما را به نوع خاصی از حکمرانی میرساند و البته هر حاکمیت شایستهای باید تلفیق متوازنی از این مطلوبات باشد.
جان کلام اینکه دوتایی گفتن یا نگفتن از دموکراسی نوعی دوتایی کاذب است. البته از دموکراسی هم باید گفت اما بیدرنگ باید پرسید کدام سازههای سیاسی این دموکراسی را مقید میکنند و چقدر دموکراسی میتواند با طلب سایر مطلوبات سیاسیِ جامعۀ امروز ما سازگار باشد.
👎4👍3💩1
شعری که مرا خداناباور کرد
گر چنین بود که خدایی کینهتوز
بر عرش تکیه داده بود
و قهقههزنان
مرا به باد استهزاء میگرفت و میگفت:
«ای موجود نحیف،
بدان و آگاه باش که دیدن اندوه تو
مرا به وجد میآورد!
و ناکامی تو در راه عشق
دلم را خنک میکند.»
آنگاه تحمل این رنج برایم ممکن میشد
و میتوانستم گوشهای کز کنم و بمیرم
و علم به این که خطایی از من سر نزده
که مستحق چنین عذابی باشم
مرا تسلی میداد.
لیک چنین نیست
پس سبب چیست
که شادی به گور سپرده میشود
و روشنترین امیدها
که به آنها دل خوش کردهایم
میپژمرند؟
این دست بیاعتنای بخت است
که راه را بر خورشید و باران سد میکند
و این قمار زمان است
که غم را جای خوشی مینشاند.
این داوران کوردل
همان سان که غم و اندوه را توشهی راهم کردند
میتوانستند آرامش را بر من ارزانی دارند.
شعر «اتفاق» سرودهی توماس هاردی
برگردان محمد طهماسبی
گر چنین بود که خدایی کینهتوز
بر عرش تکیه داده بود
و قهقههزنان
مرا به باد استهزاء میگرفت و میگفت:
«ای موجود نحیف،
بدان و آگاه باش که دیدن اندوه تو
مرا به وجد میآورد!
و ناکامی تو در راه عشق
دلم را خنک میکند.»
آنگاه تحمل این رنج برایم ممکن میشد
و میتوانستم گوشهای کز کنم و بمیرم
و علم به این که خطایی از من سر نزده
که مستحق چنین عذابی باشم
مرا تسلی میداد.
لیک چنین نیست
پس سبب چیست
که شادی به گور سپرده میشود
و روشنترین امیدها
که به آنها دل خوش کردهایم
میپژمرند؟
این دست بیاعتنای بخت است
که راه را بر خورشید و باران سد میکند
و این قمار زمان است
که غم را جای خوشی مینشاند.
این داوران کوردل
همان سان که غم و اندوه را توشهی راهم کردند
میتوانستند آرامش را بر من ارزانی دارند.
شعر «اتفاق» سرودهی توماس هاردی
برگردان محمد طهماسبی
❤9👎2🔥2💩2🤮1
چرا شاهزاده؟
سجاد فتاحی فروپاشی رو قطعی میدونه و از خیلی وقت پیش در مورد دورهی گذار نوشته و مصاحبه داشته.
در این ویدئو که فضایی آکادمیک داره، به این میپردازه که چرا شاهزاده بهترین گزینه برای رهبری دورهی گذاره.
او گزینههای ممکن مثل رهبری شورایی و فردی رو بررسی میکنه و با ذکر دلایل مختلف (از جمله اضطرارِ منحصر به شرایط دوران گذار) نتیجه میگیره که رهبری فردی گزینهی کارآمدتریه.
در میان گزینههای محتمل داخلی، کسانی که زمانی پشتیبانی خوبی داشتند (مثل میرحسین و محمد خاتمی) به سبب همکاری قبلی با نظام و اقدامات پس از محبوبیتشان، خود باعث فرو ریختن پشتوانهی اجتماعی خود شدهاند.
شاهزاده رضا پهلوی به دلیل دور بودن از قدرت، هیچ گونه دخالتی در سرکوبهای ج.ا. نداشته است و حتی اگر کسی به دوران پدرش نقدی دارد، این اعمال از ایشان سر نزده است.
همچنین، ایشان هم در داخل شناخته شدهاند و هم در خارج و اکثریت منسجمی (حتی اگر اکثریت مطلق نباشد) طرفدار ایشان هستند.
همچنین، پشتیبانی از ایشان به عنوان رهبر دوران گذار سیگنالی است که نشان میدهد خواستار چه نوع آزادیهایی در داخل و گه نوع رابطهای با دیگر کشورها هستیم.
سجاد فتاحی فروپاشی رو قطعی میدونه و از خیلی وقت پیش در مورد دورهی گذار نوشته و مصاحبه داشته.
در این ویدئو که فضایی آکادمیک داره، به این میپردازه که چرا شاهزاده بهترین گزینه برای رهبری دورهی گذاره.
او گزینههای ممکن مثل رهبری شورایی و فردی رو بررسی میکنه و با ذکر دلایل مختلف (از جمله اضطرارِ منحصر به شرایط دوران گذار) نتیجه میگیره که رهبری فردی گزینهی کارآمدتریه.
در میان گزینههای محتمل داخلی، کسانی که زمانی پشتیبانی خوبی داشتند (مثل میرحسین و محمد خاتمی) به سبب همکاری قبلی با نظام و اقدامات پس از محبوبیتشان، خود باعث فرو ریختن پشتوانهی اجتماعی خود شدهاند.
شاهزاده رضا پهلوی به دلیل دور بودن از قدرت، هیچ گونه دخالتی در سرکوبهای ج.ا. نداشته است و حتی اگر کسی به دوران پدرش نقدی دارد، این اعمال از ایشان سر نزده است.
همچنین، ایشان هم در داخل شناخته شدهاند و هم در خارج و اکثریت منسجمی (حتی اگر اکثریت مطلق نباشد) طرفدار ایشان هستند.
همچنین، پشتیبانی از ایشان به عنوان رهبر دوران گذار سیگنالی است که نشان میدهد خواستار چه نوع آزادیهایی در داخل و گه نوع رابطهای با دیگر کشورها هستیم.
❤9👎1🤮1💩1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعری که مرا خداناباور کرد
گر چنین بود که خدایی کینهتوز
بر عرش تکیه داده بود
و قهقههزنان
مرا به باد استهزاء میگرفت و میگفت:
«ای موجود نحیف،
بدان و آگاه باش که دیدن اندوه تو
مرا به وجد میآورد!
و ناکامی تو در راه عشق
دلم را خنک میکند.»
آنگاه تحمل این رنج برایم ممکن میشد
و میتوانستم گوشهای کز کنم و بمیرم
و علم به این که خطایی از من سر نزده
که مستحق چنین عذابی باشم
مرا تسلی میداد.
لیک چنین نیست
پس سبب چیست
که شادی به گور سپرده میشود
و روشنترین امیدها
که به آنها دل خوش کردهایم
میپژمرند؟
این دست بیاعتنای بخت است
که راه را بر خورشید و باران سد میکند
و این قمار زمان است
که غم را جای خوشی مینشاند.
این داوران کوردل
همان سان که غم و اندوه را توشهی راهم کردند
میتوانستند آرامش را بر من ارزانی دارند.
شعر «اتفاق» سرودهی توماس هاردی
برگردان محمد طهماسبی
گر چنین بود که خدایی کینهتوز
بر عرش تکیه داده بود
و قهقههزنان
مرا به باد استهزاء میگرفت و میگفت:
«ای موجود نحیف،
بدان و آگاه باش که دیدن اندوه تو
مرا به وجد میآورد!
و ناکامی تو در راه عشق
دلم را خنک میکند.»
آنگاه تحمل این رنج برایم ممکن میشد
و میتوانستم گوشهای کز کنم و بمیرم
و علم به این که خطایی از من سر نزده
که مستحق چنین عذابی باشم
مرا تسلی میداد.
لیک چنین نیست
پس سبب چیست
که شادی به گور سپرده میشود
و روشنترین امیدها
که به آنها دل خوش کردهایم
میپژمرند؟
این دست بیاعتنای بخت است
که راه را بر خورشید و باران سد میکند
و این قمار زمان است
که غم را جای خوشی مینشاند.
این داوران کوردل
همان سان که غم و اندوه را توشهی راهم کردند
میتوانستند آرامش را بر من ارزانی دارند.
شعر «اتفاق» سرودهی توماس هاردی
برگردان محمد طهماسبی
❤6👎2🤮2💩1
یه ویدئوی دیگه از ضیا که در اون به بررسی شواهد فاشکنندهی جنایات رژیم میپردازه:
https://youtu.be/Dyg0Beq1HNA
https://youtu.be/Dyg0Beq1HNA
YouTube
Don't Look Away! Iranians are being Massacred. Footage and Evidence Review. Help Save Lives pt.2
I’m Ziya Sadr. Most people know me as a tech educator on YouTube and Twitter, but I’m also Iranian, and I cannot stay silent while my people are being killed in Iran.
I already recorded a previous long video (about 60 minutes) reviewing the footage coming…
I already recorded a previous long video (about 60 minutes) reviewing the footage coming…
👍6❤4💩1
سلطنتطلبان نفوذی: آخرین برگ برندهی نظام
رژیم تمام برگهای خود را بازی کرده است: استفاده از باورهای دینی، استفاده از اپوزیسیونهای ساختگی و حتی دستاویزی به اسطورههای ملی.
این بار که حکومت فروپاشی خود را قطعی میبیند، آخرین دستاویزش بالا آوردن مهرههای سلطنتطلبی است که به جای ایجاد همدلی در میان مخالفان صادق رژیم، به فحاشی و هتاکی به این نیروها میپردازد.
این استراتژی از این رو ممکن است مؤثر واقع شود که این رفتار واقعاً در میان سلطنتطلبان غیرنفوذی دیده میشود، اما نتیجهاش جز تفرقهافکنی، ایجاد رنجش و جان تازه دمیدن به رژیم نیست. هتاکی گفتوگو را ترویج نمیدهد.
نزاع امروز ما با یکدیگر و بر سر شیوهی حکمرانی نیست. نزاع امروز ما با رژیم ج.ا. است. پس از عبور، در فضایی آزاد با هم مناظره میکنیم و به نظام مطلوب خود رأی میدهیم.
با این که پس از فروپاشی انتخاب من سلطنت است، در این مقطع، پشتیبانی من از شاهزاده صرفاً به عنوان رهبر دوران گذار است - نه به عنوان شاه رضا پهلوی.
رژیم تمام برگهای خود را بازی کرده است: استفاده از باورهای دینی، استفاده از اپوزیسیونهای ساختگی و حتی دستاویزی به اسطورههای ملی.
این بار که حکومت فروپاشی خود را قطعی میبیند، آخرین دستاویزش بالا آوردن مهرههای سلطنتطلبی است که به جای ایجاد همدلی در میان مخالفان صادق رژیم، به فحاشی و هتاکی به این نیروها میپردازد.
این استراتژی از این رو ممکن است مؤثر واقع شود که این رفتار واقعاً در میان سلطنتطلبان غیرنفوذی دیده میشود، اما نتیجهاش جز تفرقهافکنی، ایجاد رنجش و جان تازه دمیدن به رژیم نیست. هتاکی گفتوگو را ترویج نمیدهد.
نزاع امروز ما با یکدیگر و بر سر شیوهی حکمرانی نیست. نزاع امروز ما با رژیم ج.ا. است. پس از عبور، در فضایی آزاد با هم مناظره میکنیم و به نظام مطلوب خود رأی میدهیم.
با این که پس از فروپاشی انتخاب من سلطنت است، در این مقطع، پشتیبانی من از شاهزاده صرفاً به عنوان رهبر دوران گذار است - نه به عنوان شاه رضا پهلوی.
👍17💩4👎2⚡1🤮1
روز انتقام ما میرسه!
فقط منتظرم یه نفر اون روز با استدلالای سانتیمانتال حرف از بخشش و گذشت بزنه!!!
https://t.me/ar_persian/9654
فقط منتظرم یه نفر اون روز با استدلالای سانتیمانتال حرف از بخشش و گذشت بزنه!!!
https://t.me/ar_persian/9654
Telegram
جمهوری بیخدایان
📞 «ماموران جمهوری اسلامی به مادر داغدیده ی جاویدنام ونوس منادی در اردبیل تجاوز کردن. پدر و مادرش رو هردو بازداشت کردن و به مادرش تجاوز کردن، پدرش هم اقدام به خودکشی کرده. لطفا صدای اونا باشید بذارید مردم ببینن اینا چه وحوشی هستن»
آدم از این درد بمیره بهتر…
آدم از این درد بمیره بهتر…
😭8🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لحظهی برخاستن ققنوس از خاکستر خویش چه زیباست!
اشکم در اومد وقتی در آغوش گرفتنشون و اشک ریختنشون رو دیدم ...
https://x.com/mktahmasbi/status/2021545009661554691
اشکم در اومد وقتی در آغوش گرفتنشون و اشک ریختنشون رو دیدم ...
https://x.com/mktahmasbi/status/2021545009661554691
❤5👏2👍1
کوچکترین کاری که میشه برای حافظهی تاریخی کرد اینه که با خریدن ستاره از تلگرام و زدن ستارهی زیر پستاش ازش حمایت کنین:
https://t.me/hafezeye_tarikhi/1843
https://t.me/hafezeye_tarikhi/1843
Telegram
حافظه تاریخی
علی خامنهای، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۰:
پیغمبر مسجد ضرار را ویران کرد و سوزاند. گفت این مسجد، مسجد نیست. اینجا محل توطئه علیه مردم است
@hafezeye_tarikhi
پیغمبر مسجد ضرار را ویران کرد و سوزاند. گفت این مسجد، مسجد نیست. اینجا محل توطئه علیه مردم است
@hafezeye_tarikhi
❤6💩1
Forwarded from فلسفه و دانش
https://actionnetwork.org/petitions/disinvite-iran-regime-fm-araghchi-from-un-human-rights-council
دوستان این پتيشن برای عدم دعوت عباس عراقچی به شورای حقوق بشر هست، که هیلل نویر ایجاد کرده. لطف کنید امضا کنید.
دوستان این پتيشن برای عدم دعوت عباس عراقچی به شورای حقوق بشر هست، که هیلل نویر ایجاد کرده. لطف کنید امضا کنید.
❤5💩1
این که چند نفر با دیدگاههایی چنین متفاوت در فضایی چنین حساس میتونن با هم چنین با متانت و ادب مناظره کنن هر گونه نگرانی نسبت به آیندهی ایران رو از بین میبره.
https://www.youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0
https://www.youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0
👏4💩4
اون موقع که این رو نوشتم ۲ ساعت از مناظره گذشته بود، ولی اصلاحطلبه ادب بحث رو به هم زد.
ولی بدون اصلاحطلب میتونیم آیندهی آزادی رو برای ایران رقم بزنیم. حالا اونا عقب بمونن یا با ما بیان تصمیم خودشونه.
https://t.me/RTFDiscussions/7543
ولی بدون اصلاحطلب میتونیم آیندهی آزادی رو برای ایران رقم بزنیم. حالا اونا عقب بمونن یا با ما بیان تصمیم خودشونه.
https://t.me/RTFDiscussions/7543
Telegram
گرد آتش - Round the Fire in گروه گفتوگو (گردِ آتش)
این که چند نفر با دیدگاههایی چنین متفاوت در فضایی چنین حساس میتونن با هم چنین با متانت و ادب مناظره کنن هر گونه نگرانی نسبت به آیندهی ایران رو از بین میبره.
https://www.youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0
https://www.youtube.com/live/xRL_Ba6LNf0
💩3👏2😁1
Telegram
جمهوری بیخدایان
حرف حق!
@ar_persian
@ar_persian
❤6👍1👎1🔥1💩1
شاهزاده غافلگیرانه در تجمع مونیخ سخنرانی کردن!
باید میبودین و خروش جمعیت رو میدیدین.
باید میبودین و خروش جمعیت رو میدیدین.
❤16🔥3👍1🤮1👻1
Forwarded from حافظه تاریخی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسری ناجی، خبرنگار بیبیسی فارسی:
مرداد ۱۳۸۸: در انقلاب ۵۷ من جزو تظاهرکنندگان بودم. ما در خیابان شعار مرگ بر شاه میدادیم. این شعار ما را متحد کرده بود
بهمن ۱۴۰۴، کنفرانس مونیخ: شاهزاده رضا پهلوی، افراد زیادی هستند که از شما حمایت نمیکنند. چرا نتوانستهاید آنها را متحد کنید؟
@hafezeye_tarikhi
مرداد ۱۳۸۸: در انقلاب ۵۷ من جزو تظاهرکنندگان بودم. ما در خیابان شعار مرگ بر شاه میدادیم. این شعار ما را متحد کرده بود
بهمن ۱۴۰۴، کنفرانس مونیخ: شاهزاده رضا پهلوی، افراد زیادی هستند که از شما حمایت نمیکنند. چرا نتوانستهاید آنها را متحد کنید؟
@hafezeye_tarikhi
😁7❤2👎1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظهای که اومدن شاهزاده در مونیخ اعلام شد!
❤19🔥2🕊2⚡1💩1