Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ساخت رستر از فایل متنی(Text File)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زمین مرجع کردن تصویر گوگل ارث
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبدیل مختصات ثبت شده در فایل اکسل به شیپ فایل
Import Google Earth Image to ArcMap and Classify.mp4
26.4 MB
آموزش وارد کردن تصویر گوگل ارث در آرک مپ و طبقه بندی آن
@SCONGO_C_جزوه_اصول_جی_آی_اس_مهندس.pdf
19.1 MB
💥💥جزوه کاربردی اصول GIS استاد راستگو
💥162 صفحه
💥162 صفحه
GPS - Dr.K.Ghazavi.pdf
2 MB
💥💥جزوه آموزشی کاربردی GPS
💥دکتر قضاوی
💥82 صفحه
💥دکتر قضاوی
💥82 صفحه
ژئوپلتیک_عزت الله عزتی.pdf
4.5 MB
📚 ژئوپولیتیک (فصل دوم)
✏️ از منابع مرحله دوم المپیاد جغرافیا
✏️ از منابع مرحله دوم المپیاد جغرافیا
جغرافیای روستایی ایران.pdf
21.7 MB
📚 جغرافیای روستایی ایران
✏️ از منابع مرحله دوم المپیاد جغرافیا
✏️ از منابع مرحله دوم المپیاد جغرافیا
Psiphon VPN Pro v314.apk
26.6 MB
Psiphon VPN Pro v314
#Безопасность
فیلترشکن سایفون نسخه خریداری شده کامل
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄
✔️ کانال جغرافیای امروز
🎓➔ @Geotoday
Geography Channel
✔️ کتابخانه جغرافیای امروز
📚➔ @GeotodayLibrary
Geography Library
✔️ گروه گفتمان جغرافیا
🗂➔ @GeotodayGroup
Geography Group
#Безопасность
فیلترشکن سایفون نسخه خریداری شده کامل
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄
✔️ کانال جغرافیای امروز
🎓➔ @Geotoday
Geography Channel
✔️ کتابخانه جغرافیای امروز
📚➔ @GeotodayLibrary
Geography Library
✔️ گروه گفتمان جغرافیا
🗂➔ @GeotodayGroup
Geography Group
Forwarded from جغرافیای امروز (Amin Safari)
🔰 چرا ایران عقب ماند و توسعه پیدا نکرد؟ #پارت_ششم
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی
#دكتر_سریعالقلم پاسخ میدهد...
دکتر محمد سریع القلم استاد شناخته شده علم سیاسی است. سال هاست که با سخنران هایش، نوشته هایش، نکات ظریف و ریزبین هایش و لیست های 30گانه اش همه ما را تغذیه کرده است. از ویژگی های او این است که پیچیده نمی نویسد، فخر نمی فروشد فهم می فروشود! البته مانند تمام متفکرین، منتقدین پر و پاقرص هم دارد.
✅ 1:ما شخصیت توسعه ای نداریم!
برای فهم موضوع توسعه نیافتگی ایران، باید به سراغ متدهای گوناگون برویم؛ اما نمی توانیم مثلا صد و بیست علت را فهرست وار برشماریم، بلکه برای اصلاح و بهبود کارها و نیز برای برنامه ریزی و پیشرفت و آینده نگری باید به نوعی "تمرکز علّی" دست یابیم. باید در پی یافتن چند علت اساسی باشیم تا بتوانیم اصلاح و برنامه ریزی کنیم. از دیدگاه نظری و متدلوژیک، مشکل از دو حال خارج نیست: بحران یا در افکار و پارادایم ها و نارسایی های فکری است یا در افراد و شخصیت ها و خلقیات و روحیات آن ها.
توسعه نیافتگی ما نتیجه خلقیات و شخصیت دیرپای قبیله ای، عشیره ای، تبعیتی و استبدادی از یک سری افکار غیرمنطقی و غیرقابل انطباق با شرایط ایران از سوی دیگر است و هر دو نتیجه ستاختارهای اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی. تا زمانی که ساختارهای منتهی به شخصیت را تغییر ندهیم، ساختارهای
اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دگرگون نخواهند شد.
چه بسا کسانی که درس دموکراسی می دهند یا آنرا ترویج می کنند، ولی فرهنگ و رفتار رضاخانی دارند و هیچ کس جرات کوچکترین نقد ملایم از آنها را ندارد. افکار مدرن داریم اما شخصیت مدرن نداریم.
مساله دیگر در خصوص خلقیات ایرانیان، خلقیات قبیله ای آنهاست که غیر خودی را حذف می کنند و کسی را که 100 %با او همراه نیست را بیگانه می بیند و این امر سبب عدم موفقیت این پیوند می شود.
دیرینه بودن فرهنگ استبدادی و بی توجهی به علم، روش علمی و تفکر علمی و ... همه از سری عواملی هستند که در توسعه نیافتگی ایران نقش داشته و دارند.و تا ساختارهای منتهی به شخصیت را تغییر ندهیم ساختارهای اقتصادی و سیاسی متحول نخواهد شد. افکار مدرن داریم ولی شخصیت مدرن نداریم
پیش از اصلاح این فرهنگ رفتاری و مبانی نادرست شخصیتی، چگونه می توانیم سیستم بسازیم و پیشرفت کنیم؟ بر این پایه، ما به عصر مدرن هم وارد نشده ایم. مدرنیته با ادکلن و شیک پوشی به دست نمی آید، بلکه به شخصیت توسعه یافته و خلق و خوی عقلانی وابسته است؛ بنابراین، طرح این پرستش که توسعه اقتصادی مقدم است یا توسعه سیاسی، حاکی از بد فهمیدن مشکل توسعه نیافتگی ماست.
فرهنگ ایرانی چهره های رنگارنگ، متعدد و در عین حال، ظاهر و باطن های فراوان دارد ؛ عناصر ظاهری اش، خوش سخن گفتن، شعر خواندن، موعظه فرهنگ حکایت از ادب، تعارف و آراستگی است.
اما باطن فرهنگ ایرانی و کوچه های پیچیده و تو در توی رفتار ایرانی عواملی هستند نامحسوس که مانع از پیشرفت کشور می شوند. بعضی از این عوامل نامحسوس عبارتند از اینکه ایرانی جهان بینی روشنی ندارد و ظرفیت تغییر جهت چندین بار در روز را دارد؛ اینکه ظاهر روابط خود را با دیگران حفظ می کند ولی در مبنا به کسی اعتماد ندارد؛ اینکه انتقادپذیری و خود انتقادی اش بسیار ضعیف است و در نهایت اینکه نگاهش بسیار کوتاه مدت است .
این ویژگی ها مانع از کار بنیادی، بلندمدت و استراتژیک در سامان دادن امور زندگی می شود. نتیجه این فرهنگ، ذره ذره شدن جامعه و بی اعتمادی فراگیر است که مانع از شکل گیری یک نظم و نظام اجتماعی منسجم و معنی دار برای توسعه می شود.
موارد قبلی اضافه کنید:
- شفاهی بودن جامعه
- تعریف کوتاه مدت از آینده
- غلبه زرنگی های کوتاه مدت
- ضعیف بودن اهداف جمعی
- ضعف هنر گوش کردن
- ما عموما دنبال میانبر برای انجام کارهایمان هستیم وخیلی برایمان سخت است که سیر طبیعی انجام کارها را مد نظر قرار دهیم و این خودش نشان دهنده این است که ما به لحاظ مزاجی کم حوصله ایم. شما اگر ایران را با ژاپن مقایسه کنید یکی از تفاوتهای جدی فرهنگی ما با ژاپنی ها این است که اصالتا ما ایرانیها ذهن بسیار کوتاه مدت نسبت به قضایا داریم. ژاپنی ها ذهن بسیار بلندمدتی دارند ما به پدیده ها بسیار کوتاه مدت نگاه می کنیم خیلی زمان و گستره زمانی در ذهن ما عمیق نیست. ولی ژاپنی ها سی، چهل، پنجاه وحتی صد سال را در نظر می گیرند تا کاری را به سرانجام برسانند. البته خلقیات غیر مدنی ما ذاتی نیستند بلکه نتیجه ساختارهای سیاسی واجتماعی و اقتصادی انباشته شده تاریخ ایران هستند.
#ادامه👇
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی
#دكتر_سریعالقلم پاسخ میدهد...
دکتر محمد سریع القلم استاد شناخته شده علم سیاسی است. سال هاست که با سخنران هایش، نوشته هایش، نکات ظریف و ریزبین هایش و لیست های 30گانه اش همه ما را تغذیه کرده است. از ویژگی های او این است که پیچیده نمی نویسد، فخر نمی فروشد فهم می فروشود! البته مانند تمام متفکرین، منتقدین پر و پاقرص هم دارد.
✅ 1:ما شخصیت توسعه ای نداریم!
برای فهم موضوع توسعه نیافتگی ایران، باید به سراغ متدهای گوناگون برویم؛ اما نمی توانیم مثلا صد و بیست علت را فهرست وار برشماریم، بلکه برای اصلاح و بهبود کارها و نیز برای برنامه ریزی و پیشرفت و آینده نگری باید به نوعی "تمرکز علّی" دست یابیم. باید در پی یافتن چند علت اساسی باشیم تا بتوانیم اصلاح و برنامه ریزی کنیم. از دیدگاه نظری و متدلوژیک، مشکل از دو حال خارج نیست: بحران یا در افکار و پارادایم ها و نارسایی های فکری است یا در افراد و شخصیت ها و خلقیات و روحیات آن ها.
توسعه نیافتگی ما نتیجه خلقیات و شخصیت دیرپای قبیله ای، عشیره ای، تبعیتی و استبدادی از یک سری افکار غیرمنطقی و غیرقابل انطباق با شرایط ایران از سوی دیگر است و هر دو نتیجه ستاختارهای اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی. تا زمانی که ساختارهای منتهی به شخصیت را تغییر ندهیم، ساختارهای
اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دگرگون نخواهند شد.
چه بسا کسانی که درس دموکراسی می دهند یا آنرا ترویج می کنند، ولی فرهنگ و رفتار رضاخانی دارند و هیچ کس جرات کوچکترین نقد ملایم از آنها را ندارد. افکار مدرن داریم اما شخصیت مدرن نداریم.
مساله دیگر در خصوص خلقیات ایرانیان، خلقیات قبیله ای آنهاست که غیر خودی را حذف می کنند و کسی را که 100 %با او همراه نیست را بیگانه می بیند و این امر سبب عدم موفقیت این پیوند می شود.
دیرینه بودن فرهنگ استبدادی و بی توجهی به علم، روش علمی و تفکر علمی و ... همه از سری عواملی هستند که در توسعه نیافتگی ایران نقش داشته و دارند.و تا ساختارهای منتهی به شخصیت را تغییر ندهیم ساختارهای اقتصادی و سیاسی متحول نخواهد شد. افکار مدرن داریم ولی شخصیت مدرن نداریم
پیش از اصلاح این فرهنگ رفتاری و مبانی نادرست شخصیتی، چگونه می توانیم سیستم بسازیم و پیشرفت کنیم؟ بر این پایه، ما به عصر مدرن هم وارد نشده ایم. مدرنیته با ادکلن و شیک پوشی به دست نمی آید، بلکه به شخصیت توسعه یافته و خلق و خوی عقلانی وابسته است؛ بنابراین، طرح این پرستش که توسعه اقتصادی مقدم است یا توسعه سیاسی، حاکی از بد فهمیدن مشکل توسعه نیافتگی ماست.
فرهنگ ایرانی چهره های رنگارنگ، متعدد و در عین حال، ظاهر و باطن های فراوان دارد ؛ عناصر ظاهری اش، خوش سخن گفتن، شعر خواندن، موعظه فرهنگ حکایت از ادب، تعارف و آراستگی است.
اما باطن فرهنگ ایرانی و کوچه های پیچیده و تو در توی رفتار ایرانی عواملی هستند نامحسوس که مانع از پیشرفت کشور می شوند. بعضی از این عوامل نامحسوس عبارتند از اینکه ایرانی جهان بینی روشنی ندارد و ظرفیت تغییر جهت چندین بار در روز را دارد؛ اینکه ظاهر روابط خود را با دیگران حفظ می کند ولی در مبنا به کسی اعتماد ندارد؛ اینکه انتقادپذیری و خود انتقادی اش بسیار ضعیف است و در نهایت اینکه نگاهش بسیار کوتاه مدت است .
این ویژگی ها مانع از کار بنیادی، بلندمدت و استراتژیک در سامان دادن امور زندگی می شود. نتیجه این فرهنگ، ذره ذره شدن جامعه و بی اعتمادی فراگیر است که مانع از شکل گیری یک نظم و نظام اجتماعی منسجم و معنی دار برای توسعه می شود.
موارد قبلی اضافه کنید:
- شفاهی بودن جامعه
- تعریف کوتاه مدت از آینده
- غلبه زرنگی های کوتاه مدت
- ضعیف بودن اهداف جمعی
- ضعف هنر گوش کردن
- ما عموما دنبال میانبر برای انجام کارهایمان هستیم وخیلی برایمان سخت است که سیر طبیعی انجام کارها را مد نظر قرار دهیم و این خودش نشان دهنده این است که ما به لحاظ مزاجی کم حوصله ایم. شما اگر ایران را با ژاپن مقایسه کنید یکی از تفاوتهای جدی فرهنگی ما با ژاپنی ها این است که اصالتا ما ایرانیها ذهن بسیار کوتاه مدت نسبت به قضایا داریم. ژاپنی ها ذهن بسیار بلندمدتی دارند ما به پدیده ها بسیار کوتاه مدت نگاه می کنیم خیلی زمان و گستره زمانی در ذهن ما عمیق نیست. ولی ژاپنی ها سی، چهل، پنجاه وحتی صد سال را در نظر می گیرند تا کاری را به سرانجام برسانند. البته خلقیات غیر مدنی ما ذاتی نیستند بلکه نتیجه ساختارهای سیاسی واجتماعی و اقتصادی انباشته شده تاریخ ایران هستند.
#ادامه👇
Forwarded from جغرافیای امروز (Amin Safari)
#پارت_هفتم
✅ 2: به اجماع نخبگانی نرسیده ایم
برای رسیدن به توسعه یافتگی، لازم است سه رکن موثر جامعه یعنی حکمرانان، جامعه و اندیشمندان در تعریف مفاهیم کلیدی به اجماع و اشتراک برسند. به عنوان نمونه ما باید بتوانیم در تعریف مفاهیمی مانند آزادی و عدالت به یک تعریف مشترک برسیم. اگر ما مثل حکمرانان، اندیشمندان و جامعه را مبنا قرار بدهیم، فقدان ارتباط فکری و استدلالی میان این سه رکن در تاریخ یکصد ساله گذشته ما که با مدرنیته در سطح جهانی همزمان شده بود جامعه را به سمت اشتراک و تفاهم هدایت نکرد.
دلیل اول: عدم سنخیت مسیر حرکت اندیشمندان با واقعیت های جامعه ایرانی بوده است. در طول سال های گذشته اندیشمندان جامعه ما عموما درجزایر فکری انتزاعی خودشان بسر برده اند. و کمتر بر اساس واقعیت های جامعه کمتر اندیشه ورزی کرده اند.
دلیل دوم: رابطه ضعیف میان اندیشمندان و حکمرانان در ایران است. وقتی رابطه اندیشمندان و حکمرانان آلمان و فرانسه طی دو قرن گذشته را مطالعه می کنید متوجه می شوید که چقدر این دو گروه در کنار هم کار کرده اند و بر رفتار و کنش های یکدیگر اثرگذار بوده اند تا در نهایت به تفاهم رسیده اند. البته لازم به یادآوری است که تفاهم، یک پروسه اجتماعی ادامه دار است که فراز و نشیب های زیادی را با خود به همراه دارد و حتی ممکن است دچار بحران شود. بنابراین، تفاهم میان عناصر تشکیل دهنده یک موضوع، نهایی و ابدی نیست.
دلیل سوم: در کشور ما گفت و گو بر اساس اعتماد نبوده است. اعتماد در جامعه ما همچنان در نهاد خانواده (و کمی قوم و قبیله) خلاصه شده است و روابط بیرون از خانواده عموما روابط کارکردی و ادامه دار نیست. در صورتی که در دنیای جدید اعتماد در سازمان و در تعاملات اجتماعی شکل می گیرد.
شروع توسعه برای برخی کشورها، نخبگان کشور هستند. به عنوان مثال در یک کشور مثل مالزی یک سیاستمدار به نام ماهاتیر محمد تشخیص می دهد که باید کشور را به سمت بخش خصوصی هدایت کند. و بعد از 25سال کشور مالزی به یک کشور صنعتی تبدیل می شود و این است که نخبگان در این جهان خیلی مهم هستند. اکنون کشور آلمان با نخبگان آن مدیریت نمی شود. آلمان به لحاظ بلوغ سیاسی و اجتماعی از سوی مردم مدیریت می شود. مردم یک اکثریت را در پارلمان انتخاب می کنند، آن پارلمان ماهیت دولت و دستور کار دولت را تعریف می کند. اگر آقای صدراعظم آلمان با جنگ با کشور ثالثی مخالف است، این نظر شخصی صدراعظم نیست، نظر حزب به تنهایی هم نیست. این اکثریت جامعه آلمانی بود که در رای صدراعظم خودش را نشان داد. اما اگر زیمبابوه بخواهد پیشرفت کند جامعه آن یک جامعه ضعیفی است که در آن تشکیلات و سازماندهی وجود ندارد. بنابراین مسئولیت پیشرفت با نخبگان است اینکه کدام رهیافت برای یک جامعه مفید است بستگی به آن دارد که آن جامعه در کدام مرحله پیشرفت تاریخی باشد.
نخبگان فکری و سیاسی کشور باید در مورد جهت گیری های کلی کشور به یک اجماع نظر برسند که ما اکنون این اجماع نظر نخبگانی را نداریم. ما نمی توانیم هر چهار سال یک بار، تعریف مان را از نظام بین الملل،عدالت، آزادی، غرب، صنعت، کشاورزی و غیره تغییر دهیم.
شروع توسعه برای برخی کشورها، نخبگان کشور هستند. به عنوان مثال در یک کشور مثل مالزی یک سیاستمدار به نام ماهاتیر محمد تشخیص می دهد که باید کشور را به سمت بخش خصوصی هدایت کند. و بعد از 25سال کشور مالزی به یک کشور صنعتی تبدیل می شود و این است که نخبگان در این جهان خیلی مهم هستند. اکنون کشور آلمان با نخبگان آن مدیریت نمی شود. آلمان به لحاظ بلوغ سیاسی و اجتماعی از سوی مردم مدیریت می شود. مردم یک اکثریت را در پارلمان انتخاب می کنند، آن پارلمان ماهیت دولت و دستور کار دولت را تعریف می کند. اگر آقای صدراعظم آلمان با جنگ با کشور ثالثی مخالف است، این نظر شخصی صدراعظم نیست، نظر حزب به تنهایی هم نیست. این اکثریت جامعه آلمانی بود که در رای صدراعظم خودش را نشان داد. اما اگر زیمبابوه بخواهد پیشرفت کند جامعه آن یک جامعه ضعیفی است که در آن تشکیلات و سازماندهی وجود ندارد. بنابراین مسئولیت پیشرفت با نخبگان است اینکه کدام رهیافت برای یک جامعه مفید است بستگی به آن دارد که آن جامعه در کدام مرحله پیشرفت تاریخی باشد.
نخبگان فکری و سیاسی کشور باید در مورد جهت گیری های کلی کشور به یک اجماع نظر برسند که ما اکنون این اجماع نظر نخبگانی را نداریم. ما نمی توانیم هر چهار سال یک بار، تعریف مان را از نظام بین الملل،عدالت، آزادی، غرب، صنعت، کشاورزی و غیره تغییر دهیم.
#ادامه👇
✅ 2: به اجماع نخبگانی نرسیده ایم
برای رسیدن به توسعه یافتگی، لازم است سه رکن موثر جامعه یعنی حکمرانان، جامعه و اندیشمندان در تعریف مفاهیم کلیدی به اجماع و اشتراک برسند. به عنوان نمونه ما باید بتوانیم در تعریف مفاهیمی مانند آزادی و عدالت به یک تعریف مشترک برسیم. اگر ما مثل حکمرانان، اندیشمندان و جامعه را مبنا قرار بدهیم، فقدان ارتباط فکری و استدلالی میان این سه رکن در تاریخ یکصد ساله گذشته ما که با مدرنیته در سطح جهانی همزمان شده بود جامعه را به سمت اشتراک و تفاهم هدایت نکرد.
دلیل اول: عدم سنخیت مسیر حرکت اندیشمندان با واقعیت های جامعه ایرانی بوده است. در طول سال های گذشته اندیشمندان جامعه ما عموما درجزایر فکری انتزاعی خودشان بسر برده اند. و کمتر بر اساس واقعیت های جامعه کمتر اندیشه ورزی کرده اند.
دلیل دوم: رابطه ضعیف میان اندیشمندان و حکمرانان در ایران است. وقتی رابطه اندیشمندان و حکمرانان آلمان و فرانسه طی دو قرن گذشته را مطالعه می کنید متوجه می شوید که چقدر این دو گروه در کنار هم کار کرده اند و بر رفتار و کنش های یکدیگر اثرگذار بوده اند تا در نهایت به تفاهم رسیده اند. البته لازم به یادآوری است که تفاهم، یک پروسه اجتماعی ادامه دار است که فراز و نشیب های زیادی را با خود به همراه دارد و حتی ممکن است دچار بحران شود. بنابراین، تفاهم میان عناصر تشکیل دهنده یک موضوع، نهایی و ابدی نیست.
دلیل سوم: در کشور ما گفت و گو بر اساس اعتماد نبوده است. اعتماد در جامعه ما همچنان در نهاد خانواده (و کمی قوم و قبیله) خلاصه شده است و روابط بیرون از خانواده عموما روابط کارکردی و ادامه دار نیست. در صورتی که در دنیای جدید اعتماد در سازمان و در تعاملات اجتماعی شکل می گیرد.
شروع توسعه برای برخی کشورها، نخبگان کشور هستند. به عنوان مثال در یک کشور مثل مالزی یک سیاستمدار به نام ماهاتیر محمد تشخیص می دهد که باید کشور را به سمت بخش خصوصی هدایت کند. و بعد از 25سال کشور مالزی به یک کشور صنعتی تبدیل می شود و این است که نخبگان در این جهان خیلی مهم هستند. اکنون کشور آلمان با نخبگان آن مدیریت نمی شود. آلمان به لحاظ بلوغ سیاسی و اجتماعی از سوی مردم مدیریت می شود. مردم یک اکثریت را در پارلمان انتخاب می کنند، آن پارلمان ماهیت دولت و دستور کار دولت را تعریف می کند. اگر آقای صدراعظم آلمان با جنگ با کشور ثالثی مخالف است، این نظر شخصی صدراعظم نیست، نظر حزب به تنهایی هم نیست. این اکثریت جامعه آلمانی بود که در رای صدراعظم خودش را نشان داد. اما اگر زیمبابوه بخواهد پیشرفت کند جامعه آن یک جامعه ضعیفی است که در آن تشکیلات و سازماندهی وجود ندارد. بنابراین مسئولیت پیشرفت با نخبگان است اینکه کدام رهیافت برای یک جامعه مفید است بستگی به آن دارد که آن جامعه در کدام مرحله پیشرفت تاریخی باشد.
نخبگان فکری و سیاسی کشور باید در مورد جهت گیری های کلی کشور به یک اجماع نظر برسند که ما اکنون این اجماع نظر نخبگانی را نداریم. ما نمی توانیم هر چهار سال یک بار، تعریف مان را از نظام بین الملل،عدالت، آزادی، غرب، صنعت، کشاورزی و غیره تغییر دهیم.
شروع توسعه برای برخی کشورها، نخبگان کشور هستند. به عنوان مثال در یک کشور مثل مالزی یک سیاستمدار به نام ماهاتیر محمد تشخیص می دهد که باید کشور را به سمت بخش خصوصی هدایت کند. و بعد از 25سال کشور مالزی به یک کشور صنعتی تبدیل می شود و این است که نخبگان در این جهان خیلی مهم هستند. اکنون کشور آلمان با نخبگان آن مدیریت نمی شود. آلمان به لحاظ بلوغ سیاسی و اجتماعی از سوی مردم مدیریت می شود. مردم یک اکثریت را در پارلمان انتخاب می کنند، آن پارلمان ماهیت دولت و دستور کار دولت را تعریف می کند. اگر آقای صدراعظم آلمان با جنگ با کشور ثالثی مخالف است، این نظر شخصی صدراعظم نیست، نظر حزب به تنهایی هم نیست. این اکثریت جامعه آلمانی بود که در رای صدراعظم خودش را نشان داد. اما اگر زیمبابوه بخواهد پیشرفت کند جامعه آن یک جامعه ضعیفی است که در آن تشکیلات و سازماندهی وجود ندارد. بنابراین مسئولیت پیشرفت با نخبگان است اینکه کدام رهیافت برای یک جامعه مفید است بستگی به آن دارد که آن جامعه در کدام مرحله پیشرفت تاریخی باشد.
نخبگان فکری و سیاسی کشور باید در مورد جهت گیری های کلی کشور به یک اجماع نظر برسند که ما اکنون این اجماع نظر نخبگانی را نداریم. ما نمی توانیم هر چهار سال یک بار، تعریف مان را از نظام بین الملل،عدالت، آزادی، غرب، صنعت، کشاورزی و غیره تغییر دهیم.
#ادامه👇