🌟طرح تفصیلی مناطق 22 گانه تهران، کرج، شهر قدس و پردیس 🌟👆👆
CANADIAN URBAN DESIGN PRACTICE.pdf
1 MB
CANADIAN URBAN DESIGN PRACTICE
@GeotodayGroup
@GeotodayGroup
📗 کتاب راهنمای مدیریت سبز (یکی از الزامات قوانین برنامه های توسعه کشور) را در فایل زیر ببینید.
#معرفی_کتاب
#معرفی_کتاب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تهیه نقشه بارش به کمک gis
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄
✔️ کانال جغرافیای امروز
🎓➔ @Geotoday
Geography Channel
✔️ کتابخانه جغرافیای امروز
📚➔ @GeotodayLibrary
Geography Library
✔️ گروه گفتمان جغرافیا
🗂➔ @GeotodayGroup
Geography Group
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄
✔️ کانال جغرافیای امروز
🎓➔ @Geotoday
Geography Channel
✔️ کتابخانه جغرافیای امروز
📚➔ @GeotodayLibrary
Geography Library
✔️ گروه گفتمان جغرافیا
🗂➔ @GeotodayGroup
Geography Group
هم بارش.شهرسازی نوین.pptx
2.2 MB
✳️تهیه نقشه های هم بارش در GIS✳️
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄
✔️ کانال جغرافیای امروز
🎓➔ @Geotoday
Geography Channel
✔️ کتابخانه جغرافیای امروز
📚➔ @GeotodayLibrary
Geography Library
✔️ گروه گفتمان جغرافیا
🗂➔ @GeotodayGroup
Geography Group
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄
✔️ کانال جغرافیای امروز
🎓➔ @Geotoday
Geography Channel
✔️ کتابخانه جغرافیای امروز
📚➔ @GeotodayLibrary
Geography Library
✔️ گروه گفتمان جغرافیا
🗂➔ @GeotodayGroup
Geography Group
Forwarded from جغرافیای امروز (Amin Safari)
🔰 چرا ایران عقب ماند و توسعه پیدا نکرد؟ #پارت_دوم
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی
#دكتر_زیباکلام پاسخ میدهد...
دکتر صادق زیباکلام استاد شناخته شده علوم سیاسی دانشگاه تهران است؛ نویسنده ای خلاق، کنشگری فعال سیاست ورزی جسور. فعالیت در رسانه های مختلف از او یک چهره مشهور ساخته است. او از اینکه خلاف جریان آب شنا کند ابایی ندارد انتقادها به مواضع، نوشته ها و اقداماتش هم که قابل انتظار است.
دکتر زیباکلام: ایران ما همیشه عقب مانده نبوده، اتفاقا ایران در مقاطعی به تعبیری ابرقدرت بوده، کشوری بوده که با استانداردهای آن زمان، پیشرفته و توسعه یافته محسوب می شد. عقب ماندگی ما چیزی است که بعدها اتفاق افتاد. چه شد که به این جا رسیدیم که ایران عصر قاجار، یک جامعه به غایت عقب مانده است که نه اقتصاد دارد و نه کسی در این دوره می داند چیزی به نام علم در دنیا وجود دارد! حزب نیست، قانون و روزنامه نیست، هیچ چیز نیست. عقب ماندگی مطلق! همه چیز در حد صفر.
#ادامه👇
✍ دکتر مجتبی لشکربلوکی
#دكتر_زیباکلام پاسخ میدهد...
دکتر صادق زیباکلام استاد شناخته شده علوم سیاسی دانشگاه تهران است؛ نویسنده ای خلاق، کنشگری فعال سیاست ورزی جسور. فعالیت در رسانه های مختلف از او یک چهره مشهور ساخته است. او از اینکه خلاف جریان آب شنا کند ابایی ندارد انتقادها به مواضع، نوشته ها و اقداماتش هم که قابل انتظار است.
دکتر زیباکلام: ایران ما همیشه عقب مانده نبوده، اتفاقا ایران در مقاطعی به تعبیری ابرقدرت بوده، کشوری بوده که با استانداردهای آن زمان، پیشرفته و توسعه یافته محسوب می شد. عقب ماندگی ما چیزی است که بعدها اتفاق افتاد. چه شد که به این جا رسیدیم که ایران عصر قاجار، یک جامعه به غایت عقب مانده است که نه اقتصاد دارد و نه کسی در این دوره می داند چیزی به نام علم در دنیا وجود دارد! حزب نیست، قانون و روزنامه نیست، هیچ چیز نیست. عقب ماندگی مطلق! همه چیز در حد صفر.
#ادامه👇
Forwarded from جغرافیای امروز (Amin Safari)
#پارت_سوم👇
✅ دکتر زیباکلام برای اینکه به این سوال پاسخ دهد ما را با خود اعماق تاریخ می برد و پهنای جغرافیا را پیش روی باز می کند. او معتقد است شرایط اقلیمی ایران (جغرافیا) و مسیر ایران در گذشته (تاریخ) نتایج سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داشته است، از جغرافیا شروع می کنیم و کمبود آب بنیادی ترین ویژگی شرایط محیطی ایران می باشد و ایران با متوسط ریزش باران کمتر از یک سوم میانگین دنیا جز مناطق خشک جهان می باشد. و از میان جملگی ویژگی هایی که از دل شرایط اقلیمی ایران برخاستند سه عامل به نظر می رسد بیش از همه در چگونگی شکل گیری تمدن ایران نقش داشتند. این سه عنصر عبارتند از : پراکندگی اجتماعات در ایران، پیدایش نظام ایلی و چادرنشینی، و بالاخره تمرکز قدرت در دست حکومت
۱. زندگی صحرانشینی وعشایرة:
زندگی صحرا نشینی یا عشایری نیز از شرایط محیطی ایران سرچشمه می گیرد. کمبود آب و مراتع و اختلاف نسبتا عمیق دمای بین مناطق مختلف، باعث شد تا شماری از ایرانیان، همواره برای تامین موادغذایی خود و احشامشان از یک منطقه به منطقه دیگر حرکت کنند و جنگ های بی پایان در میان قبایل و طوایف مختلف از یک سو و بین آنان و اجتماعات اسکان یافته از سویی دیگر باعث شدند ایران در طول تاریخ خود با بی ثباتی زیادی رو به رو باشد. در واقع ایل ها و طوایف یکی از تهدیدهای جدی برای شهرها محسوب می شدند و هر زمان حس می کردند نیاز به منابعی دارند به شهرها حمله و آنها را غارت می کردند این بی ثباتی ها باعث شد که از قرن یازدهم تا قرن بیستم تمامی حکومت هایی که در ایران به قدرت رسیدند مبنا و منشا قبیلگی داشتند و تقریبا همه برآمده از ایلات و صحرانشینان بوده اند و پدیده ملوک الطوایفی نه تنها باعث بی ثباتی اجتماعی شده بلکه باعث عدم شکل گیری نهادهای پراهمیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و عدم رشد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی شد. اگر ثبات سیاسی، تمرکز قدرت ثبات پایتخت را از جمله ملزومات توسعه بدانیم، در این صورت آنچه در ایران بالاخص از قرن یازدهم میلادی به بعد شاهدش هستیم درست در عکس این جهت حرکت کرده است
۲. پراكندگی اجتماعات:
شرایط اقلیمی ایران موجب شد اجتماعات اسکان یافته (یکجانشین) بسیار پراکنده باشند. پراکندگی و دوری اجتماعات از یک طرف و شرایط سخت جغرافیایی از طرفی دیگر باعث شد که سطح تولیدات کشاورزی در ایران پایین مانده و عمدتا از حد برآوردن نیازهای مصرفی خود تولید کنندگان فراتر نرود و عدم وجود تولید مازاد بر مصرف، بالطبع باعث شد ضرورتی برای بافتن بازار، صدور کالا و تجارت و تعامل کمتر به وجود آید. در نتیجه در آمد تولید کنندگان در ایران در سطح پایین قرار گرفت و آنها کمتر توانستند اندوخته ای به دست آوردند و آن را در راه تولید بیشتر، فراهم آوردن امکانات تازه تر و سرانجام در راه تجارت و ایجاد ارتباطات به کار گیرند و فواصل زیاد بین مناطق مسکونی به نوبه خود باعث می شود که تماس بین مناطق مختلف بسیار کم باشد. در نتیجه بسیاری از مناطق مسکونی به حالت بسته، محصور و بدون ارتباطات گسترده ای با محیط بیرون از خود، بقا و دوام یافته اند، محدودیت تولید و آب و زمین نیز از عوامل دیگر بود که باعث در حصار قرار گرفتن مناطق اسکان یافته می شده.
#ادامه👇
✅ دکتر زیباکلام برای اینکه به این سوال پاسخ دهد ما را با خود اعماق تاریخ می برد و پهنای جغرافیا را پیش روی باز می کند. او معتقد است شرایط اقلیمی ایران (جغرافیا) و مسیر ایران در گذشته (تاریخ) نتایج سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داشته است، از جغرافیا شروع می کنیم و کمبود آب بنیادی ترین ویژگی شرایط محیطی ایران می باشد و ایران با متوسط ریزش باران کمتر از یک سوم میانگین دنیا جز مناطق خشک جهان می باشد. و از میان جملگی ویژگی هایی که از دل شرایط اقلیمی ایران برخاستند سه عامل به نظر می رسد بیش از همه در چگونگی شکل گیری تمدن ایران نقش داشتند. این سه عنصر عبارتند از : پراکندگی اجتماعات در ایران، پیدایش نظام ایلی و چادرنشینی، و بالاخره تمرکز قدرت در دست حکومت
۱. زندگی صحرانشینی وعشایرة:
زندگی صحرا نشینی یا عشایری نیز از شرایط محیطی ایران سرچشمه می گیرد. کمبود آب و مراتع و اختلاف نسبتا عمیق دمای بین مناطق مختلف، باعث شد تا شماری از ایرانیان، همواره برای تامین موادغذایی خود و احشامشان از یک منطقه به منطقه دیگر حرکت کنند و جنگ های بی پایان در میان قبایل و طوایف مختلف از یک سو و بین آنان و اجتماعات اسکان یافته از سویی دیگر باعث شدند ایران در طول تاریخ خود با بی ثباتی زیادی رو به رو باشد. در واقع ایل ها و طوایف یکی از تهدیدهای جدی برای شهرها محسوب می شدند و هر زمان حس می کردند نیاز به منابعی دارند به شهرها حمله و آنها را غارت می کردند این بی ثباتی ها باعث شد که از قرن یازدهم تا قرن بیستم تمامی حکومت هایی که در ایران به قدرت رسیدند مبنا و منشا قبیلگی داشتند و تقریبا همه برآمده از ایلات و صحرانشینان بوده اند و پدیده ملوک الطوایفی نه تنها باعث بی ثباتی اجتماعی شده بلکه باعث عدم شکل گیری نهادهای پراهمیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و عدم رشد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی شد. اگر ثبات سیاسی، تمرکز قدرت ثبات پایتخت را از جمله ملزومات توسعه بدانیم، در این صورت آنچه در ایران بالاخص از قرن یازدهم میلادی به بعد شاهدش هستیم درست در عکس این جهت حرکت کرده است
۲. پراكندگی اجتماعات:
شرایط اقلیمی ایران موجب شد اجتماعات اسکان یافته (یکجانشین) بسیار پراکنده باشند. پراکندگی و دوری اجتماعات از یک طرف و شرایط سخت جغرافیایی از طرفی دیگر باعث شد که سطح تولیدات کشاورزی در ایران پایین مانده و عمدتا از حد برآوردن نیازهای مصرفی خود تولید کنندگان فراتر نرود و عدم وجود تولید مازاد بر مصرف، بالطبع باعث شد ضرورتی برای بافتن بازار، صدور کالا و تجارت و تعامل کمتر به وجود آید. در نتیجه در آمد تولید کنندگان در ایران در سطح پایین قرار گرفت و آنها کمتر توانستند اندوخته ای به دست آوردند و آن را در راه تولید بیشتر، فراهم آوردن امکانات تازه تر و سرانجام در راه تجارت و ایجاد ارتباطات به کار گیرند و فواصل زیاد بین مناطق مسکونی به نوبه خود باعث می شود که تماس بین مناطق مختلف بسیار کم باشد. در نتیجه بسیاری از مناطق مسکونی به حالت بسته، محصور و بدون ارتباطات گسترده ای با محیط بیرون از خود، بقا و دوام یافته اند، محدودیت تولید و آب و زمین نیز از عوامل دیگر بود که باعث در حصار قرار گرفتن مناطق اسکان یافته می شده.
#ادامه👇
👍1
Forwarded from جغرافیای امروز (Amin Safari)
#پارت_چهارم👇
۳. تجميع قدرت وقداست در حكومت و نقش مهم کمبود آب در اقتصاد ایران و منازعات و درگیری های جدی برای گرفتن سهم بیشتر از آب باعث شده که حکومت به عنوان متولی توزیع آب قدرت بسیار زیادی در اختیار داشته باشد. مالکیت آب به دنبال خود منجر به مالکیت زمین و در نتیجه بالاتر رفتن قدرت حکومت در ایران شده است. در کنار عامل آب زیبا کلام اشاره می کند که تصرف يا فتح مناطق دیگر نیز خود به خود باعث افزایش زمین های تحت تملک دولت می شده است و عامل دیگری نیز باعث افزایش قدرت و تسلط حکومت به صورت تاریخی در ایران شده است و آن عامل قداست حکومت در ایران است که تقریبا از دوران هخامنیشان به نحوهای مختلف وجود داشته او با ظهور اسلام حتى تشدید شده است. اساس پادشاهی بر دین استوار بود و از آن سرچشمه می گرفت و متقابلا شاه نیز پاسدار و خدمتگذار دین توصیف می شد. و در یک کلام، حکومت به تدریج نهادی مقدس، مشروع و واجب الاطاعه گردید که اطاعت امرش واجب، لازم، فریضه و تکلیف بود. نیازی به توضیح نیست که چنین نهادی نه تنهابر آب و زمین تملک و حاکمیت داشت، بلکه جان، مال، ناموس، زندگی و همه چیز دیگر مردم هم در دستش بود .
۴. تاریخی پراز غارت تجاوز وتخريب:
تاریخ ایران سرشار است از جنگ، غارت، تصرف و تخریب. دکتر زیباکلام به دو مورد اشاره می کند. در طی سی و چند سالی که سلطان محمود امپراتوری بزرگ غزنویان را می ساخت، ایران تقریبا بی وقفه درگیر جنگ بود. بعد از غزنویان نیز زیبا کلام به حمله مغول ها و تاثیر آن بر نهادهای اقتصادی و سیاسی کشور می پردازد و اولین قربانیان این جنگ ها مراکز پر رونق کشاورزی و صنعت بود، پیامدهای بلندمدت هجوم و استبلای صحرانشینان را در پنج بعد می شود خلاصه کرد: کاهش چشمگیر نفوس، ویرانی شدید شبکه های آبیاری، تقویت دامداری و صحرا نشینی (به ضرر کشاورزی و اسکان های شهری و روستایی)، تغییرات دامنه دار در ترکیب طبقه زمین دار و بالاخره قطع تکامل صنعتی و تجاری بلندمدت ایران و کشتار و تخریب شهرها تنها پیامد هجوم مغولان نبود، صدها هزار صنعتگر و کسانی که حرفه و دانش فنی داشتند و به نحوی در امر تولیدات شرکت می کردند، به اسارت مغولان در آمدند، اما تبعات مخربتر تاخت و تازهای این قبایل بیشتر در بلندمدت ظاهر شد، البته بیشترین صدمه فیزیکی بر پیکر کشاورزی وارد شد، شبکه های آبیاری ویران شد و زمین های مزروعی به چراگاه تبدیل گشت .
۵. تبدیل شدن حكومت ہر موجود بی رقيب ومسلط
تحول بلندمدت دیگری که در نتیجه تسلط قبایل آسیای مرکزی بر ایران به وجود آمد، استحکام عنصر اطاعت و گردن نهادن مطلق نسبت به حکومت بود. الهی بودن سلطنت و حکومت و مشروعیت دینی آن نیز که ریشه تاریخی در ایران داشت مزید علت می شد تا حکومت قدرت بیشتری پیدا کند و به هر کاری دست می زند توجیه پذیر و مشروع باشد تا جایی که به جای اینکه حکومت خادم ملت باشد به راحتی دست به تعرض به حقوق ایشان بردارد. خواجه نظام الملک وزیر سلجوقی می گوید: و دادن هر نوع آزادی به رعیت ها پادشاه را زیان دارد و ضرورتا به سرکشی منجر خواهد شد، زیرا اگر ذره ای به آنان داده شود به خرواری تعبیر می کنند. رعیت بی ادب گشته است از بسیاری عدل ما و دلیر شده اند و اگر مالش نیایند ترسم که تباهی پدید آید ... تو (پادشاه ایشان را بمال! پیش از آنکه تباهی پدید آید و اکنون بدان که مالش بر دو روی بود، بدان را کم کردن و نیکان را مال سندن! تمرکز مطلق قدرت در دست حکومت، جلوی مهاجمین خارجی را می گرفت، اما از سویی دیگر جایی برای مخالفت و مشارکت باقی نمی گذاشت. چنین حکومتی بالطبع خود را محق می دانست تا هر گونه دخل و تصرفی را که لازم می داند در اموال و سرنوشت رعایای خود بنماید.
#ادامه👇
۳. تجميع قدرت وقداست در حكومت و نقش مهم کمبود آب در اقتصاد ایران و منازعات و درگیری های جدی برای گرفتن سهم بیشتر از آب باعث شده که حکومت به عنوان متولی توزیع آب قدرت بسیار زیادی در اختیار داشته باشد. مالکیت آب به دنبال خود منجر به مالکیت زمین و در نتیجه بالاتر رفتن قدرت حکومت در ایران شده است. در کنار عامل آب زیبا کلام اشاره می کند که تصرف يا فتح مناطق دیگر نیز خود به خود باعث افزایش زمین های تحت تملک دولت می شده است و عامل دیگری نیز باعث افزایش قدرت و تسلط حکومت به صورت تاریخی در ایران شده است و آن عامل قداست حکومت در ایران است که تقریبا از دوران هخامنیشان به نحوهای مختلف وجود داشته او با ظهور اسلام حتى تشدید شده است. اساس پادشاهی بر دین استوار بود و از آن سرچشمه می گرفت و متقابلا شاه نیز پاسدار و خدمتگذار دین توصیف می شد. و در یک کلام، حکومت به تدریج نهادی مقدس، مشروع و واجب الاطاعه گردید که اطاعت امرش واجب، لازم، فریضه و تکلیف بود. نیازی به توضیح نیست که چنین نهادی نه تنهابر آب و زمین تملک و حاکمیت داشت، بلکه جان، مال، ناموس، زندگی و همه چیز دیگر مردم هم در دستش بود .
۴. تاریخی پراز غارت تجاوز وتخريب:
تاریخ ایران سرشار است از جنگ، غارت، تصرف و تخریب. دکتر زیباکلام به دو مورد اشاره می کند. در طی سی و چند سالی که سلطان محمود امپراتوری بزرگ غزنویان را می ساخت، ایران تقریبا بی وقفه درگیر جنگ بود. بعد از غزنویان نیز زیبا کلام به حمله مغول ها و تاثیر آن بر نهادهای اقتصادی و سیاسی کشور می پردازد و اولین قربانیان این جنگ ها مراکز پر رونق کشاورزی و صنعت بود، پیامدهای بلندمدت هجوم و استبلای صحرانشینان را در پنج بعد می شود خلاصه کرد: کاهش چشمگیر نفوس، ویرانی شدید شبکه های آبیاری، تقویت دامداری و صحرا نشینی (به ضرر کشاورزی و اسکان های شهری و روستایی)، تغییرات دامنه دار در ترکیب طبقه زمین دار و بالاخره قطع تکامل صنعتی و تجاری بلندمدت ایران و کشتار و تخریب شهرها تنها پیامد هجوم مغولان نبود، صدها هزار صنعتگر و کسانی که حرفه و دانش فنی داشتند و به نحوی در امر تولیدات شرکت می کردند، به اسارت مغولان در آمدند، اما تبعات مخربتر تاخت و تازهای این قبایل بیشتر در بلندمدت ظاهر شد، البته بیشترین صدمه فیزیکی بر پیکر کشاورزی وارد شد، شبکه های آبیاری ویران شد و زمین های مزروعی به چراگاه تبدیل گشت .
۵. تبدیل شدن حكومت ہر موجود بی رقيب ومسلط
تحول بلندمدت دیگری که در نتیجه تسلط قبایل آسیای مرکزی بر ایران به وجود آمد، استحکام عنصر اطاعت و گردن نهادن مطلق نسبت به حکومت بود. الهی بودن سلطنت و حکومت و مشروعیت دینی آن نیز که ریشه تاریخی در ایران داشت مزید علت می شد تا حکومت قدرت بیشتری پیدا کند و به هر کاری دست می زند توجیه پذیر و مشروع باشد تا جایی که به جای اینکه حکومت خادم ملت باشد به راحتی دست به تعرض به حقوق ایشان بردارد. خواجه نظام الملک وزیر سلجوقی می گوید: و دادن هر نوع آزادی به رعیت ها پادشاه را زیان دارد و ضرورتا به سرکشی منجر خواهد شد، زیرا اگر ذره ای به آنان داده شود به خرواری تعبیر می کنند. رعیت بی ادب گشته است از بسیاری عدل ما و دلیر شده اند و اگر مالش نیایند ترسم که تباهی پدید آید ... تو (پادشاه ایشان را بمال! پیش از آنکه تباهی پدید آید و اکنون بدان که مالش بر دو روی بود، بدان را کم کردن و نیکان را مال سندن! تمرکز مطلق قدرت در دست حکومت، جلوی مهاجمین خارجی را می گرفت، اما از سویی دیگر جایی برای مخالفت و مشارکت باقی نمی گذاشت. چنین حکومتی بالطبع خود را محق می دانست تا هر گونه دخل و تصرفی را که لازم می داند در اموال و سرنوشت رعایای خود بنماید.
#ادامه👇
Forwarded from جغرافیای امروز (Amin Safari)
#پارت_پنجم👇
پیامد مهم دیگر شرایط اقلیمی ایران، تمرکز قدرت در دست حکومت بود. اگر رابطه ی پیامدهای با مسئله ای عقب ماندگی بالتسيه واضح بود، ارتباط بین موضوع اخیر با مسئله ی عقب ماندگی کمتر از چنین وضوحی برخوردار است. به این معنا که تمرکز قدرت در دست حکومت لزوما منجر به عقب ماندگی نمی شود بلکه این تمرکز نتایجی را به بار می آورد که به نوبه ی خود ارتباط مستقیم تری با مسئله ی عقب ماندگی پیدا می کنند و از جمله مهمترین آنها ضعف امر قضا و به رسمیت شناخته نشدن حقوق اجتماعی انسانها بود. کم رنگ بودن نهاد مالکیت و به رسمیت شناخته نشدن آن از ناحیه حکومت و صاحبان قدرت پیامد دیگر بود. با قدرتی که حکومت پیدا نمود و اقتداری که از آن برخوردار گشت ، احترام به حقوق دیگران از حق تملک آنان بر آب و زمین گرفته یا حق تشکیل اجتماعات صنفی ، سیاسی ، دینی، قومی، فرهنگی و .... معنا و مفهوم جدی نمی توانست داشته باشد و حکومتهای مختلفی که به قدرت رسیدند نه تنها خود را مالک سرزمین های تحت تصرفشان می دانستند و به دلخواه در آن دخل و تصرف می نمودند ، بلکه خود را مالک و صاحب مردمانش نیز میدانستند
۸. خاموشی چراغی علم:
و بسیاری افول علمی را به هجوم مغولان نسبت می دهند، اما زیباکلام معقتد است این افول یکی دو قرن قبل از هجوم مغولان آغاز شده و مغولان ضربه نهایی را بر پیکره علم وارد می کنند. و با به قدرت رسیدن متوكل و مخالفت عمیق این خلیفه با تعقل و فلسفه و جدال و مناظره به مرور چراغ
علم در دنیای اسلام رو به خاموشی گذاشت و تدریس هر چیزی جز بخشی از علوم دینی هر روز قدرت و حمایت بیشتری گرفت و علمای متحجر دین قدرتمندتر شدند. اما حیات علمی در ایران تا یکی دوقرن بعد از شروع افول در جهان عرب (تا حدود قرن یازدهم ادامه پیدا کرد و دانشمندان بسیار بلند آوازه ای در همین مقطع تاریخ در ایران تربیت شدند اما دو عامل باعث شد رفته رفته از قرن یازدهم افول علمی در ایران نیز آغاز شود و نخست آنکه ایران به هر حال بخشی از امپراتوری اسلام بود و نمی توانست در تجزیه و تحلیل نهایی راه راهی جدا و مستقل از مابقی امپراتوری بپیماید. و ورود قبایل و طوایف آسیای مرکزی به ایران از قرن یازدهم و قلع و قمع هر گونه زیرساخت و فضای علمی و جغرافیا و تاریخ دست به دست هم دادند تا کشوری بسازند که در قرن نوزدهم با این مختصات بود: و تمرکز مطلق قدرت در دست حکومت و ضعف حاکمیت قانون و در نتیجه فقدان امنیت فردی و اجتماعی و کمرنگ بودن نهاد مالکیت (هر چه بود یکسره از آن دولت بود) | و عدم برخورداری فرد از حقوق اجتماعی بالاخص در برابر با حکومت و تمرکز قوه اقتصادی جامعه در دست دولت و فقدان گروه های اجتماعی اقتصادی مستقل از دولت و عدم وجود نهادهای مدنی مانند حزب و روزنامه و خاموش بودن چراغ علم به جز در وادی علوم دینی.
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄
🆕 #درادامه؛ با دیدگاه های #دکتر_سریع_القلم در باب مسئله، "چرا ایران توسعه پیدا نمیکند؟" آشنا خواهیم شد.
🔻 منبع این مطالب از کتاب "چرا توسعه پیدا نمیکنیم" کاری از دکتر مجتبی لشکربلوکی هست که در پایان هر اپیزود pdf آن قسمت در کانال درج خواهد شد، (اجازه انتشار از سمت مولف داده شده)
#همراه_ما_باشید
liռk↝ @Geotoday
پیامد مهم دیگر شرایط اقلیمی ایران، تمرکز قدرت در دست حکومت بود. اگر رابطه ی پیامدهای با مسئله ای عقب ماندگی بالتسيه واضح بود، ارتباط بین موضوع اخیر با مسئله ی عقب ماندگی کمتر از چنین وضوحی برخوردار است. به این معنا که تمرکز قدرت در دست حکومت لزوما منجر به عقب ماندگی نمی شود بلکه این تمرکز نتایجی را به بار می آورد که به نوبه ی خود ارتباط مستقیم تری با مسئله ی عقب ماندگی پیدا می کنند و از جمله مهمترین آنها ضعف امر قضا و به رسمیت شناخته نشدن حقوق اجتماعی انسانها بود. کم رنگ بودن نهاد مالکیت و به رسمیت شناخته نشدن آن از ناحیه حکومت و صاحبان قدرت پیامد دیگر بود. با قدرتی که حکومت پیدا نمود و اقتداری که از آن برخوردار گشت ، احترام به حقوق دیگران از حق تملک آنان بر آب و زمین گرفته یا حق تشکیل اجتماعات صنفی ، سیاسی ، دینی، قومی، فرهنگی و .... معنا و مفهوم جدی نمی توانست داشته باشد و حکومتهای مختلفی که به قدرت رسیدند نه تنها خود را مالک سرزمین های تحت تصرفشان می دانستند و به دلخواه در آن دخل و تصرف می نمودند ، بلکه خود را مالک و صاحب مردمانش نیز میدانستند
۸. خاموشی چراغی علم:
و بسیاری افول علمی را به هجوم مغولان نسبت می دهند، اما زیباکلام معقتد است این افول یکی دو قرن قبل از هجوم مغولان آغاز شده و مغولان ضربه نهایی را بر پیکره علم وارد می کنند. و با به قدرت رسیدن متوكل و مخالفت عمیق این خلیفه با تعقل و فلسفه و جدال و مناظره به مرور چراغ
علم در دنیای اسلام رو به خاموشی گذاشت و تدریس هر چیزی جز بخشی از علوم دینی هر روز قدرت و حمایت بیشتری گرفت و علمای متحجر دین قدرتمندتر شدند. اما حیات علمی در ایران تا یکی دوقرن بعد از شروع افول در جهان عرب (تا حدود قرن یازدهم ادامه پیدا کرد و دانشمندان بسیار بلند آوازه ای در همین مقطع تاریخ در ایران تربیت شدند اما دو عامل باعث شد رفته رفته از قرن یازدهم افول علمی در ایران نیز آغاز شود و نخست آنکه ایران به هر حال بخشی از امپراتوری اسلام بود و نمی توانست در تجزیه و تحلیل نهایی راه راهی جدا و مستقل از مابقی امپراتوری بپیماید. و ورود قبایل و طوایف آسیای مرکزی به ایران از قرن یازدهم و قلع و قمع هر گونه زیرساخت و فضای علمی و جغرافیا و تاریخ دست به دست هم دادند تا کشوری بسازند که در قرن نوزدهم با این مختصات بود: و تمرکز مطلق قدرت در دست حکومت و ضعف حاکمیت قانون و در نتیجه فقدان امنیت فردی و اجتماعی و کمرنگ بودن نهاد مالکیت (هر چه بود یکسره از آن دولت بود) | و عدم برخورداری فرد از حقوق اجتماعی بالاخص در برابر با حکومت و تمرکز قوه اقتصادی جامعه در دست دولت و فقدان گروه های اجتماعی اقتصادی مستقل از دولت و عدم وجود نهادهای مدنی مانند حزب و روزنامه و خاموش بودن چراغ علم به جز در وادی علوم دینی.
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄
🆕 #درادامه؛ با دیدگاه های #دکتر_سریع_القلم در باب مسئله، "چرا ایران توسعه پیدا نمیکند؟" آشنا خواهیم شد.
🔻 منبع این مطالب از کتاب "چرا توسعه پیدا نمیکنیم" کاری از دکتر مجتبی لشکربلوکی هست که در پایان هر اپیزود pdf آن قسمت در کانال درج خواهد شد، (اجازه انتشار از سمت مولف داده شده)
#همراه_ما_باشید
liռk↝ @Geotoday