.
درها را باز کنید
من میخواهم به زندگی برگردم ،
به سالهای کودکی برگردم ،
دیگر دلم این روزها را نمیخواهد ،
درها را باز کنید
من میخواهم به آغوش مادرم
به دشت گلپونه ها
و نسترن ها برگردم...
حمید_رها
@gandomzaran
درها را باز کنید
من میخواهم به زندگی برگردم ،
به سالهای کودکی برگردم ،
دیگر دلم این روزها را نمیخواهد ،
درها را باز کنید
من میخواهم به آغوش مادرم
به دشت گلپونه ها
و نسترن ها برگردم...
حمید_رها
@gandomzaran
❤6😢5
.
قلمِ سرنوشت
آرام
خط میزند
بر ورقهای خزانگرفتهی زندگی
ورقهایی
که غبارِ اندوه
پنجرههایشان را
از نور
تهی کرده است
و قلم
مکث میکند
در حاشیهای خاموش
شاید
جوانهای
جرأتِ سبز شدن
پیدا کند
مینو_پناهپور
@gandomzaran
قلمِ سرنوشت
آرام
خط میزند
بر ورقهای خزانگرفتهی زندگی
ورقهایی
که غبارِ اندوه
پنجرههایشان را
از نور
تهی کرده است
و قلم
مکث میکند
در حاشیهای خاموش
شاید
جوانهای
جرأتِ سبز شدن
پیدا کند
مینو_پناهپور
@gandomzaran
😭6👍5❤1🔥1👌1
.
قدیمترها
دردها سادهتر بودند
و درمانها مهربانتر…
روغنی برای لولای خستهی در
مرهمی برای زانوی زخمی کودکی
و آغوشی که میشد
همهی بغضهای جهان را در آن گریست.
حالا اما…
دستهایمان چقدر خالیست.
@gandomzaran
قدیمترها
دردها سادهتر بودند
و درمانها مهربانتر…
روغنی برای لولای خستهی در
مرهمی برای زانوی زخمی کودکی
و آغوشی که میشد
همهی بغضهای جهان را در آن گریست.
حالا اما…
دستهایمان چقدر خالیست.
@gandomzaran
💔6😭6👍2
🖤
چرا همیشه باید
از میان تاریکیها گذشت؟
مگر نمیشود
روزهایی باشد که
فقط بهخاطر زندگی کردن
بیدار شویم؟
زمان، گاه در کمرنگترین لحظات
ایستاده است
و ما در تنگنای هر روز
فقط تکرار میکنیم:
باید بمانیم، باید بمانیم.
اما آیا ماندن همین است؟
آیا این تنها معنای زیستن است؟
یا زندگی،
در لحظاتی نه چندان دور،
چیزی فراتر از پایداری است؟
شاید زمانی بیاید
که در سکوت
حس کنیم که
دیگر نیازی به «باید» نیست.
حس کنیم که زندگی
جایی میان نفسها
و دلهای آزاد
و لحظات نادیده
در جریان است.
آیا اینگونه نمیشود؟
که روزی از میان غمها
به جای تحمل
زندگی کردن سهم ما باشد؟
مینو_پناهپور
جانِ غمدیدهٔ من؛ نمیدانم کِی، اما شاید روزی برسد که بهجای دوام آوردن، زندگی کردن سهمِ ما باشد.
@gandomzaran
چرا همیشه باید
از میان تاریکیها گذشت؟
مگر نمیشود
روزهایی باشد که
فقط بهخاطر زندگی کردن
بیدار شویم؟
زمان، گاه در کمرنگترین لحظات
ایستاده است
و ما در تنگنای هر روز
فقط تکرار میکنیم:
باید بمانیم، باید بمانیم.
اما آیا ماندن همین است؟
آیا این تنها معنای زیستن است؟
یا زندگی،
در لحظاتی نه چندان دور،
چیزی فراتر از پایداری است؟
شاید زمانی بیاید
که در سکوت
حس کنیم که
دیگر نیازی به «باید» نیست.
حس کنیم که زندگی
جایی میان نفسها
و دلهای آزاد
و لحظات نادیده
در جریان است.
آیا اینگونه نمیشود؟
که روزی از میان غمها
به جای تحمل
زندگی کردن سهم ما باشد؟
مینو_پناهپور
جانِ غمدیدهٔ من؛ نمیدانم کِی، اما شاید روزی برسد که بهجای دوام آوردن، زندگی کردن سهمِ ما باشد.
@gandomzaran
👍8🔥2❤1
خسروشکیبایی
کانال آویژه
« دیگر جوان نمیشوم »
خسرو شکیبایی.
@gandomzaran
خسرو شکیبایی.
به قولِ استاد
گاهی سکوت میکنی
چون اونقدر رنجیدی
که نمیخوای حرف بزنی...
@gandomzaran
👍4😢3💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام بر ڪسانے ڪہ ڪنارشان
چاے
همیشہ شیرین است...
ما نه تنها نور را میبینیم،
بلکه خود،
چراغ روشن آنیم.
هر نفس از دم و بازدممان
فتیلۀ این چراغ را برافروختهتر میکند.
و اینگونه،
تاریکیها را نه با فریاد،
که با حضور گرم خود
میشکافیم.
@gandomzaran
چاے
همیشہ شیرین است...
ما نه تنها نور را میبینیم،
بلکه خود،
چراغ روشن آنیم.
هر نفس از دم و بازدممان
فتیلۀ این چراغ را برافروختهتر میکند.
و اینگونه،
تاریکیها را نه با فریاد،
که با حضور گرم خود
میشکافیم.
@gandomzaran
❤7🥰3
.
جدایی
همیشه
با خودش یک جور خالیشدن میآورد.
نه از آن خالیهایی که با صدا پر میشوند،
از آنهایی که فقط سکوت،
دورش میچرخد.
فرقی نمیکند از چی
یا از کی..
درختی که ریشهات را
سالها در خاکش خواباندهای،
ناگهان مجبوری
بیصدا، بیخداحافظی ترکش کنی
آدمی که دنیایت بود،
جهانت را با خودش میبرد،
بیآنکه حتی نگاهی بیندازد
به ویرانهای که پشت سر جا گذاشته.
و دوستی،
که یک گوشهی دلت را
برای خودش قاب کرده بود،
بیهشدار،
میرود و قاب
تهی میماند.
جدایی یعنی:
دست کشیدن از تکههایی
که دیگر باز نمیگردند،
و تو،
باید یاد بگیری
با نبودنشان،
زندگی کنی.
مینو_پناهپور.
@gandomzaran
جدایی
همیشه
با خودش یک جور خالیشدن میآورد.
نه از آن خالیهایی که با صدا پر میشوند،
از آنهایی که فقط سکوت،
دورش میچرخد.
فرقی نمیکند از چی
یا از کی..
درختی که ریشهات را
سالها در خاکش خواباندهای،
ناگهان مجبوری
بیصدا، بیخداحافظی ترکش کنی
آدمی که دنیایت بود،
جهانت را با خودش میبرد،
بیآنکه حتی نگاهی بیندازد
به ویرانهای که پشت سر جا گذاشته.
و دوستی،
که یک گوشهی دلت را
برای خودش قاب کرده بود،
بیهشدار،
میرود و قاب
تهی میماند.
جدایی یعنی:
دست کشیدن از تکههایی
که دیگر باز نمیگردند،
و تو،
باید یاد بگیری
با نبودنشان،
زندگی کنی.
مینو_پناهپور.
@gandomzaran
😢7💔2
.
.
زمان می گذرد
زمان بی هیچ درنگی
می گذرد
و لحظات خمیازه کشان
در کوله بار تقویم
پنهان می شوند
هیچ کس ندید که من امروز
دستهای مغرور زمان را
بی چون و چرا بوسیدم
وصادقانه و آهسته
دست در دست تنهایی
یک روز را
پیمودم
هیچ کس نفهمید
که از لا به لای لحظه های صبور
نگاهی شتابان گذشت
نگاهی که از تکرار می گریخت
و بی صبرانه می رفت
تا انتهای آگاهی
هیچ کس عبور این نگاه را
صدای این سکوت را
جدی نگرفت ...
فریبا_سعادت
@gandomzaran
.
زمان می گذرد
زمان بی هیچ درنگی
می گذرد
و لحظات خمیازه کشان
در کوله بار تقویم
پنهان می شوند
هیچ کس ندید که من امروز
دستهای مغرور زمان را
بی چون و چرا بوسیدم
وصادقانه و آهسته
دست در دست تنهایی
یک روز را
پیمودم
هیچ کس نفهمید
که از لا به لای لحظه های صبور
نگاهی شتابان گذشت
نگاهی که از تکرار می گریخت
و بی صبرانه می رفت
تا انتهای آگاهی
هیچ کس عبور این نگاه را
صدای این سکوت را
جدی نگرفت ...
فریبا_سعادت
@gandomzaran
💔2❤1😢1
تین
وحید موسوی
😢7💔1
.
هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم
احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم.
داستایفسکی
گفت: بادهای زمستانی، برف می آورند
و برف اگر چه سرد و استخوان سوز
اما نجات بخش است...
برای رسیدن به بهار، باید مصیبت های زمستان را تحمل کنی...
عصرتون بدور از غم
@gandomzaran
هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم
احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم.
داستایفسکی
گفت: بادهای زمستانی، برف می آورند
و برف اگر چه سرد و استخوان سوز
اما نجات بخش است...
برای رسیدن به بهار، باید مصیبت های زمستان را تحمل کنی...
عصرتون بدور از غم
@gandomzaran
👍5👌4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الا ای صبح آزادی ...
بهیاد آور در آن شادی ..
کزین شبهای ناباور ..
منات آواز میدادم..!
در آن دوری و بدحالی ..
نبودم از رخات خالی...
بهدل میدیدمت وز جان
سلامت میفرستادم...!
سزد کز خون من نقشی..
بر آرد لعل پیروزت...
که من بر درج دل مهری...
به جز مهر تو ننهادم...
به جز دام سر زلفت..
که آرام دل سایهست...
به بندی ..
تن نخواهد داد..
هرگز جان آزادم .
هوشنگ_ابتهاج
@gandomzaran
بهیاد آور در آن شادی ..
کزین شبهای ناباور ..
منات آواز میدادم..!
در آن دوری و بدحالی ..
نبودم از رخات خالی...
بهدل میدیدمت وز جان
سلامت میفرستادم...!
سزد کز خون من نقشی..
بر آرد لعل پیروزت...
که من بر درج دل مهری...
به جز مهر تو ننهادم...
به جز دام سر زلفت..
که آرام دل سایهست...
به بندی ..
تن نخواهد داد..
هرگز جان آزادم .
هوشنگ_ابتهاج
@gandomzaran
👍6👌3
.
،
مانده تا برف زمین آب شود.
مانده تا بسته شود
این همه نیلوفر وارونه چتر.
ناتمام است درخت.
زیر برف است
تمنای شنا كردن كاغذ در باد
و فروغ تر چشم حشرات
و طلوع سر غوك از افق درك حیات.
مانده تا سینی ما پر شود
از صحبت سنبوسه و عید.
در هوایی كه نه افزایش
یك ساقه طنینی دارد
و نه آواز پری می رسد
از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام.
مانده تا مرغ سرچینه
هذیانی اسفند صدا بردارد.
پس چه باید بكنم
من كه در لخت ترین موسم
بی چهچه سال
تشنه زمزمه ام؟
بهتر آن است كه برخیزیم
رنگ را بردارم
روی تنهایی خود نقشه مرغی بكشم.........
سهرابسپهری
@gandomzaran
،
مانده تا برف زمین آب شود.
مانده تا بسته شود
این همه نیلوفر وارونه چتر.
ناتمام است درخت.
زیر برف است
تمنای شنا كردن كاغذ در باد
و فروغ تر چشم حشرات
و طلوع سر غوك از افق درك حیات.
مانده تا سینی ما پر شود
از صحبت سنبوسه و عید.
در هوایی كه نه افزایش
یك ساقه طنینی دارد
و نه آواز پری می رسد
از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام.
مانده تا مرغ سرچینه
هذیانی اسفند صدا بردارد.
پس چه باید بكنم
من كه در لخت ترین موسم
بی چهچه سال
تشنه زمزمه ام؟
بهتر آن است كه برخیزیم
رنگ را بردارم
روی تنهایی خود نقشه مرغی بكشم.........
سهرابسپهری
@gandomzaran
💔4😢1
.
ما چیزے بیشتر از غمگینیم... بیایید باهم قرارے بگذاریم و یڪجایے همہ باهم بنشینیم و گریہ ڪنیم. ما نیاز داریم بہ گریستن، بہ جیغ ڪشیدن، بہ واڪنش نشان دادن. ما نیاز داریم بہ سوگوارے ڪردن. حال ما، حال داغدیدگان خاموشیست ڪہ بغض و فریادشان را بلعیدهاند و نگریستهاند! هفتههاست زل زدهاند بہ دیوار، بہ زمین، بہ خیابان، بہ هوا... و نگریستهاند. ما اگر شانههامان سبڪ نشود، اگر قلبهامان بیرون نریزد و اگر چشمهامان سرریز نڪند، دق خواهیمڪرد. بیا قرار بگذاریم، قرارے فقط براے گریستن...
@gandomzaran
ما چیزے بیشتر از غمگینیم... بیایید باهم قرارے بگذاریم و یڪجایے همہ باهم بنشینیم و گریہ ڪنیم. ما نیاز داریم بہ گریستن، بہ جیغ ڪشیدن، بہ واڪنش نشان دادن. ما نیاز داریم بہ سوگوارے ڪردن. حال ما، حال داغدیدگان خاموشیست ڪہ بغض و فریادشان را بلعیدهاند و نگریستهاند! هفتههاست زل زدهاند بہ دیوار، بہ زمین، بہ خیابان، بہ هوا... و نگریستهاند. ما اگر شانههامان سبڪ نشود، اگر قلبهامان بیرون نریزد و اگر چشمهامان سرریز نڪند، دق خواهیمڪرد. بیا قرار بگذاریم، قرارے فقط براے گریستن...
@gandomzaran
❤🔥6😭2😢1
Vatan
shahin najafi
.
وطن
شاهین_نجفی
تاریخ وطن چیست اگرها و مگر
خون میشود از خواندن آن جان و جگر
کوروش! برخیز و پیش چشمت بنگر
هنگامه رستم التواریخِ دگر
شفیعی_کدکنی
@gandomzaran
وطن
شاهین_نجفی
تاریخ وطن چیست اگرها و مگر
خون میشود از خواندن آن جان و جگر
کوروش! برخیز و پیش چشمت بنگر
هنگامه رستم التواریخِ دگر
شفیعی_کدکنی
@gandomzaran
💔5😢2❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
گاهی که به آدمها نگاه میکنم،
به رهگذرانی که خاموش و بیصدا
از کنار هم رد میشوند،
هر کدام در سکوتِ خود، تنها،
با چشمانی پر از سوال بیجواب،
گویی همه گم شده ایم
و هر کدام نشانی از گمگشتگی
و غمی بزرگ را با خود حمل می کنیم
غمهایی که دیده نمیشوند،
گفته نمیشوند و بیصدا
مهمانِ دلهایمان شدهاند.
آری عزیزانم ما بسیار غمگین هستیم
و هیچ واژه ای توانِ حمل
این غمِ بی انتها را ندارد
اما دلها دوباره
به تپیدن امیدوار میشوند.
ما وارثانِ اندیشهایم؛
در رگهای این خاک
هنوز صدای کورش جاریست،
آنجا که بر استوانهای از گل نوشت:
انسان،سزاوارِ کرامت است،
جان،حرمت دارد،
و آزادی و برابری حقِ همه است.
آرزو میکنم آن صدا
دوباره از دلِ تاریخ برخیزد
و مرهمی بر دلهای داغدارمان باشد،
و ایرانِ عزیزمان، پرافتخار،
دوباره نفس بکشد و به خودش برگردد.
شما هم آرزو کنید…
گاهی امید،
تنها نفسِ باقیماندهی دلِ خستهی ماست.
دوست تون دارم؛
کنار هم، آرامتر نفس میکشیم.
@gandomzaran
گاهی که به آدمها نگاه میکنم،
به رهگذرانی که خاموش و بیصدا
از کنار هم رد میشوند،
هر کدام در سکوتِ خود، تنها،
با چشمانی پر از سوال بیجواب،
گویی همه گم شده ایم
و هر کدام نشانی از گمگشتگی
و غمی بزرگ را با خود حمل می کنیم
غمهایی که دیده نمیشوند،
گفته نمیشوند و بیصدا
مهمانِ دلهایمان شدهاند.
آری عزیزانم ما بسیار غمگین هستیم
و هیچ واژه ای توانِ حمل
این غمِ بی انتها را ندارد
اما دلها دوباره
به تپیدن امیدوار میشوند.
ما وارثانِ اندیشهایم؛
در رگهای این خاک
هنوز صدای کورش جاریست،
آنجا که بر استوانهای از گل نوشت:
انسان،سزاوارِ کرامت است،
جان،حرمت دارد،
و آزادی و برابری حقِ همه است.
آرزو میکنم آن صدا
دوباره از دلِ تاریخ برخیزد
و مرهمی بر دلهای داغدارمان باشد،
و ایرانِ عزیزمان، پرافتخار،
دوباره نفس بکشد و به خودش برگردد.
شما هم آرزو کنید…
گاهی امید،
تنها نفسِ باقیماندهی دلِ خستهی ماست.
دوست تون دارم؛
کنار هم، آرامتر نفس میکشیم.
@gandomzaran
❤11🙏2