گندم زار
4.76K subscribers
13.6K photos
5.81K videos
13 files
674 links
از گـَندم زار مَن و تـو
مُشتی کاه می ماند برای بـادها....

آرزویـم برایـت این است،
درمیان مـردمی که می دوند برای زنـده بودن،

آرام قـدم برداری برای زنـدگی کردن.
Download Telegram
.
در تاریڪی ڪدامین شب
جا مانده‌اے
در ڪدام ڪوچہ‌ے شب راهت را
ڪَم ڪرده‌اے
بہ ڪدامین ڪوچہ‌ے بن‌بست خورده‌اے
ڪہ آمدنت را جا ڪَذاشتی
در انبوه سرد تاریڪی؟
من اینجا نڪَاهم مات 
تمام ڪوچہ پس ڪوچہ‌هاے شب
شده است
تا شاید رد آمدنت غمنامہ‌ے شب‌هایم
را بخیر ڪند ..!

سیده‌مریم_وهابی

عبور می کنیم،
از رنجی که از آن ما نبود

شب _ بخیر

@gandomzaran
💔9👍2
.
درها را باز کنید
من میخواهم به زندگی برگردم ،

به سالهای کودکی برگردم ،
دیگر دلم این روزها را نمی‌خواهد ،
درها را باز کنید
من میخواهم به آغوش مادرم
به دشت گلپونه ها
و نسترن ها برگردم...


حمید_رها

@gandomzaran
6😢5
.
قلمِ سرنوشت
آرام
خط می‌زند
بر ورق‌های خزان‌گرفته‌ی زندگی

ورق‌هایی
که غبارِ اندوه
پنجره‌هایشان را
از نور
تهی کرده است

و قلم
مکث می‌کند
در حاشیه‌ای خاموش
شاید
جوانه‌ای
جرأتِ سبز شدن
پیدا کند

مینو_پناهپور

@gandomzaran
😭6👍51🔥1👌1
.
قدیم‌ترها
دردها ساده‌تر بودند
و درمان‌ها مهربان‌تر…
روغنی برای لولای خسته‌ی در
مرهمی برای زانوی زخمی کودکی
و آغوشی که می‌شد
همه‌ی بغض‌های جهان را در آن گریست.
حالا اما…
دست‌هایمان چقدر خالی‌ست.

@gandomzaran
💔6😭6👍2
🖤

چرا همیشه باید
از میان تاریکی‌ها گذشت؟
مگر نمی‌شود
روزهایی باشد که
فقط به‌خاطر زندگی کردن
بیدار شویم؟
زمان، گاه در کمرنگ‌ترین لحظات
ایستاده است

و ما در تنگنای هر روز
فقط تکرار می‌کنیم:
باید بمانیم، باید بمانیم.
اما آیا ماندن همین است؟
آیا این تنها معنای زیستن است؟

یا زندگی،
در لحظاتی نه چندان دور،
چیزی فراتر از پایداری است؟
شاید زمانی بیاید
که در سکوت
حس کنیم که
دیگر نیازی به «باید» نیست.

حس کنیم که زندگی
جایی میان نفس‌ها
و دل‌های آزاد
و لحظات نادیده
در جریان است.

آیا این‌گونه نمی‌شود؟
که روزی از میان غم‌ها
به جای تحمل
زندگی کردن سهم ما باشد؟


مینو_پناهپور

جانِ غم‌دیدهٔ من؛ نمی‌دانم کِی، اما شاید روزی برسد که به‌جای دوام آوردن، زندگی کردن سهمِ ما باشد.

@gandomzaran
👍8🔥21
خسرو‌شکیبایی
کانال آویژه
« دیگر جوان نمی‌شوم »
خسرو شکیبایی.

به قولِ استاد
گاهی سکوت میکنی
چون اونقدر رنجیدی
که نمیخوای حرف بزنی...

@gandomzaran
👍4😢3💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام بر ڪسانے ڪہ‌ ڪنارشان
        چاے
همیشہ‌ شیرین است...

ما نه تنها نور را می‌بینیم،
بلکه خود،
چراغ روشن آنیم.
هر نفس از دم و بازدم‌مان
فتیلۀ این چراغ را برافروخته‌تر می‌کند.
و اینگونه،
تاریکی‌ها را نه با فریاد،
که با حضور گرم خود
می‌شکافیم.

@gandomzaran
7🥰3
.
جدایی
همیشه
با خودش یک جور خالی‌شدن می‌آورد.
نه از آن خالی‌هایی که با صدا پر می‌شوند،
از آن‌هایی که فقط سکوت،
دورش می‌چرخد.

فرقی نمی‌کند از چی
یا از کی..
درختی که ریشه‌ات را
سال‌ها در خاکش خوابانده‌ای،
ناگهان مجبوری
بی‌صدا، بی‌خداحافظی ترکش کنی

آدمی که دنیایت بود،
جهانت را با خودش می‌برد،
بی‌آن‌که حتی نگاهی بیندازد
به ویرانه‌ای که پشت سر جا گذاشته.

و دوستی،
که یک گوشه‌ی دلت را
برای خودش قاب کرده بود،
بی‌هشدار،
می‌رود و قاب
تهی می‌ماند.

جدایی یعنی:
دست کشیدن از تکه‌هایی
که دیگر باز نمی‌گردند،
و تو،
باید یاد بگیری
با نبودن‌شان،
زندگی کنی.

مینو_پناهپور.

@gandomzaran
😢7💔2
.
.
زمان می گذرد
زمان بی هیچ درنگی
می گذرد
و لحظات خمیازه کشان
در کوله بار تقویم
پنهان می شوند

هیچ کس ندید که من امروز
دستهای مغرور زمان را
بی چون و چرا بوسیدم

وصادقانه و آهسته
دست در دست تنهایی
یک روز را
پیمودم

هیچ کس نفهمید
که از لا به لای لحظه های صبور
نگاهی شتابان گذشت
نگاهی که از تکرار می گریخت
و بی صبرانه می رفت
تا انتهای آگاهی

هیچ کس عبور این نگاه را
صدای این سکوت را
جدی نگرفت ...

فریبا_سعادت

@gandomzaran
💔21😢1
تین
وحید موسوی
.
ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﻨﻮیسم،

ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺴﭙﺎﺭﻡ؟!

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ،

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ؟!

اصغر_معاذی

@gandomzaran
😢7💔1
.
هر وقت سعی می‌کنم لبخند بزنم
احساس می‌کنم به آنچه در درونم است خیانت می‌کنم.

داستایفسکی

گفت: بادهای زمستانی، برف می آورند
و برف اگر چه سرد و استخوان سوز
اما نجات بخش است...
برای رسیدن به بهار، باید مصیبت های زمستان را تحمل کنی...

عصرتون بدور از غم

@gandomzaran
👍5👌4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الا ای صبح آزادی ...
به‌یاد آور در آن شادی ..

کزین شب‌های ناباور ..
من‌ات آواز می‌دادم..!

در آن دوری و بدحالی ..
نبودم از رخ‌ات خالی...

به‌دل می‌دیدمت وز جان
سلامت می‌فرستادم...!

سزد کز خون من نقشی..
بر آرد لعل پیروزت...

که من بر درج دل مهری...
به‌ جز مهر تو ننهادم...

به‌ جز دام سر زلفت..
که آرام دل سایه‌ست...

به بندی ..
تن نخواهد داد..
هرگز جان آزادم .

هوشنگ_ابتهاج

@gandomzaran
👍6👌3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگم
چون خیابانی که
از کوچه های بن بست می گذرد .


غلامرضا_بروسان

@gandomzaran
💔5😢21
.
،
مانده تا برف زمین آب شود.
مانده تا بسته شود
این همه نیلوفر وارونه چتر.
ناتمام است درخت‌.
زیر برف است
تمنای شنا كردن كاغذ در باد
و فروغ تر چشم حشرات
و طلوع سر غوك از افق درك حیات‌.
مانده تا سینی ما پر شود
از صحبت سنبوسه و عید.
در هوایی كه نه افزایش
یك ساقه طنینی دارد
و نه آواز پری می رسد
از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام‌.
مانده تا مرغ سرچینه
هذیانی اسفند صدا بردارد.
پس چه باید بكنم
من كه در لخت ترین موسم
بی چهچه سال
تشنه زمزمه ام؟
بهتر آن است كه برخیزیم
رنگ را بردارم
روی تنهایی خود نقشه مرغی بكشم.........


سهراب‌سپهری


@gandomzaran
💔4😢1
.

ما چیزے بیشتر از غمگینیم... بیایید باهم قرارے بگذاریم و یڪ‌جایے همہ باهم بنشینیم و گریہ ڪنیم. ما نیاز داریم بہ گریستن، بہ جیغ ڪشیدن، بہ واڪنش نشان دادن. ما نیاز داریم بہ سوگوارے ڪردن. حال ما، حال داغ‌دیدگان خاموشی‌ست ڪہ بغض و فریادشان را بلعیده‌اند و نگریسته‌اند! هفته‌هاست زل زده‌اند بہ دیوار، بہ زمین، بہ خیابان، بہ هوا... و نگریسته‌اند. ما اگر شانه‌هامان سبڪ نشود، اگر قلب‌هامان بیرون نریزد و اگر چشم‌هامان سرریز نڪند، دق خواهیم‌ڪرد. بیا قرار بگذاریم، قرارے فقط براے گریستن...

  @gandomzaran
❤‍🔥6😭2😢1