"قبل از نوشیدن قهوه حس می کنی از تمام مردم بیزاری، بعد از نوشیدن قهوه حس می کنی از تمام مردم بیزاری ولی سرحالی"
من حتی بلد نبودم بگم دوسِت دارم. جاش مینوشتم دوست دارمت. ولی کاش میدونستی پشتِ همه ی سلاما، کجاییا، رسیدی خبرم کنا، مراقب خودت باشا، حتی خنده ها و سکوتا و راه رفتنا، چقدر، چقدر، چقدر، دوست دارمت.
-نازنین هاتفی-
-نازنین هاتفی-
Forwarded from خط سوم
تلاش آدمها برای حفظ تصویری که از یه نفر دارند، خیلی جالبه.
قاعدتا ذهنیتمون از یک فرد، باید براساس رفتارهاش شکل بگیره، اما این قاعده فقط در ابتدای شکلگیری ذهنیت ما وجود داره. آدمها وقتی ذهنیت اولیه رو پیدا میکنند، دیگه تمامی رفتارهای بعدی رو براساس همون ذهنیته، معنا میکنند. حتی اگه رفتاری کاملا متناقض با ذهنیتشون ببینند، تمام تلاششون رو میکنند که توجیهش کنند. شکستن اون ذهنیت، خیلی کار دشواریه و گاهی اوقات ارزششو نداره.
قاعدتا ذهنیتمون از یک فرد، باید براساس رفتارهاش شکل بگیره، اما این قاعده فقط در ابتدای شکلگیری ذهنیت ما وجود داره. آدمها وقتی ذهنیت اولیه رو پیدا میکنند، دیگه تمامی رفتارهای بعدی رو براساس همون ذهنیته، معنا میکنند. حتی اگه رفتاری کاملا متناقض با ذهنیتشون ببینند، تمام تلاششون رو میکنند که توجیهش کنند. شکستن اون ذهنیت، خیلی کار دشواریه و گاهی اوقات ارزششو نداره.
People help the people
@foggymood
Oh and if I had a brain, oh and if I had a brain
I'd be cold as a stone and rich as the fool
And if you're homesick give me your hand and I hold it
I'd be cold as a stone and rich as the fool
And if you're homesick give me your hand and I hold it
الان داشتم به لیست خریدم نگاه می کردم، چقدر دلم یک بوم نقاشی می خواد ،سال هاست که لمس نکردم این سفید روح نواز رو.
دلم هواي آزاد میخواد که نفس بکشم ،
ولی هوا انقدر گرمه که می ترسم مایع ریویم هم تبخیر شه اگه برم بیرون.
ولی هوا انقدر گرمه که می ترسم مایع ریویم هم تبخیر شه اگه برم بیرون.
تمام این کارهای احمقانه و این که دیگر حتی نمی دانی چه کاری می توانی انجام دهی که پیش از این به آن فکر نکرده ای و این آن قدر غمگینت می کند که مجبور می شوی خیلی سخت با خودت بجنگی تا خیلی زود بتوانی مثل بقیه سهمت را بگیری...
-زندگی بهتر آنا گاوالدا-
-زندگی بهتر آنا گاوالدا-
بنویسمت :
درست مثل فنجان قهوه
که ته ميکشد
پنجره
کمکم از تصوير تو
تهي ميشود
حالا
من ماندهام و
پنجرهاي خالي و
فنجان قهوهاي
که از حرفهاي نگفته
پشيمان است
درست مثل فنجان قهوه
که ته ميکشد
پنجره
کمکم از تصوير تو
تهي ميشود
حالا
من ماندهام و
پنجرهاي خالي و
فنجان قهوهاي
که از حرفهاي نگفته
پشيمان است
وقتی یه کاری که ميدونی اشتباهه ولی بهت حس خوب میده رو انجام میدی ،منتظر پساافکارشم باش خانوم :')