"در بارش این گستره ی تشویش
در خانه ی خورشید ها و خاطره ها
دریغا بر من ، چگونه فراموش می شود ؟
سبد ها و سفره هایی که سالهاست نه سیب را می شناسند
و نه مهربانی را"
در خانه ی خورشید ها و خاطره ها
دریغا بر من ، چگونه فراموش می شود ؟
سبد ها و سفره هایی که سالهاست نه سیب را می شناسند
و نه مهربانی را"
هميشه واسم سؤال بوده که جذب آدمای مخالف خودمون میشیم یا آدمای شبیه ، در مورد هردوی این ها نظريات گوناگونی وجود داره ،اما حالا فهميدم من جذب آدمایی میشم که imperfection های وجودیمو تکمیل می کنن.
چرا خودم تکمیل کننده نباشم؟!
چرا خودم تکمیل کننده نباشم؟!
خواب، درمان این رنج دردآلود، تسکین این محنت تبآلود، روشنای این ظلمت مهآلود... تواند بود؟
-حضرت کازیمو-
-حضرت کازیمو-
امشب متوجه شدم ظاهر و رفتار آدم ها میتونه سطح اجتماعی متفاوتی با چیزی که هستند رو نشون بده.
و مگر ما نمی دانستیم پشت کلمه هایی با ظاهرِ عاشقانه، هیچ اتفاقی نمی افتد؟
-نازنين هاتفی-
-نازنين هاتفی-
"آخرین پرنده را هم رها کرده ام
اما هنوز غمگینم
چیزی در این قفس خالی هست
که آزاد نمی شود"
اما هنوز غمگینم
چیزی در این قفس خالی هست
که آزاد نمی شود"
I still care about you being well
I still wonder how we conquered hell
I still love this nonsense team we make
I still think we're twisted both the same
I still wonder how we conquered hell
I still love this nonsense team we make
I still think we're twisted both the same
Forwarded from I sing myself
“sometimes the forest inside me is on fire and i don't take any protective steps to stop it from burning because sometimes the only way to let go of something is to burn it down to the ground.”