Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
من قرار نبود مغرور باشم، قرار هم نبود خاکی باشم، اصلا یه اشتباهی پیش اومده، قرار نبود اینجا باشم. قرار بود جدا از بقیه باشم، قرار بود بتونم یه جا دور از بقیه زندگی کنم، اصلا قرار نبود برای من تعریف بشه رابطه با بقیه، یه اشتباهی پیش اومده.
-Exda-
Gabbro
حاشیه امن من چی میتونه باشه؟🧐
حاشیه امن من ،فاصله از آدماست.
Ghost in the wind.
حس میکنم توی کمربند منم یه میله فرو رفته که اگه کمربندمو درآرم باعث مرگم میشه و اگرم در نیارم یه مرده متحرکم ،این کمربند مصداق خيلي از دردهاییه که با خودمون هر روز حمل میکنیم ،شاید باید دکتر واتسونی باشه تا کمربندمونو در بیاریم و نمیریم :ر
ذهنم بر بقای تصویری که از تو ساخته است لجبازی می کند.
انگار پذيرش غیر آن پشت کردن به خودمه.
فکر نکردن به تو در دوربُرد اراده ام نیست.
Forwarded from خط سوم
«تا چشم کار میکنه، نیستی»

#پیشنهاددیوارنویسی
Faber-Castell.
میگفت من بخاطر قوت قلب دادن به تو بیدارم،هر وقت درس نمیخوندی بدون داری جبران نمی کنی.
دلم قوت قلبی می خواد لااقل واسه درس خوندنم :')
"و دریغا بر من ، چه لال و بی برگ و بال پیر می شوم
در اینسوی دیوارهایی که از من دزدیده اند سیب را "
جواب بده به من ،
من که چیزی نخواستم ،
فقط یک اشاره واسه ادامه دادن.
دچار آکینزی درس خوندنم .
[Akinesia : شروع حرکات سخت است]
#StudyTime
"کنار حوصله ام بنشين
بنشين مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره ي عشق
بنشان مرا به منظره ي باران
بنشان مرا به منظره ي رويش
من سبز مي شوم"
فلسفه اسم کانال

Liability :
Someone or something that is likely to cause problem for someone or something else,
یا میشه گفت وقتی بقیه باعث میشن فکر کنی که
There's something wrong with you
درکل از آهنگ lorde liability ايده اشو گرفتم که کل داستانش ،به احساسات این روز های من نزدیکه.
روی پل هوایی ای که خلوته و کسی رد نمیشه شالتونو دربیارید ، موهاتونو رها کنید و از جریان باد بین موهاتون لذت ببرید
[خوشی های کوچیک]
از خوشی های کوچیک ديگه میشه به رصد کردن ماه با تلسکوپ رو پشت بوم اشاره کرد
[بعدمیگن چرامیری خونه،بمون دانشگاه درس بخون]
Forwarded from I sing myself
گاهی بهم میگن اگه نیمه گمشده ت رو پیدا کنی به آرامش میرسی، گاهی وقتی میگم انگار یه چیزی کمه و میگن اون نیمه ی توئه که قراره یه روز بیاد و تو رو از سردردگمی دربیاره، تمام این حرف ها من رو بیشتر غمگین میکنه. کاش این حرف ها درست نباشه، من نیمه ی کس دیگه ای نباشم و کس دیگه ای نیمه ی من نباشه. من نمیخوام منتظر باشم تا یکی پیدا بشه و من رو کامل کنه، منِ ناقص رو کامل کنه؟ نه من نمیخوام. پس اونایی که تا آخرش اون نیمه ی لعنتی رو پیدا نکردن آخرش ناقص موندن؟ نه اینا همه ش غلطه.
من نمیدونم کسی که یه روزی قراره سر راهت قرار بگیره چه حسی بهت منتقل میکنه، درسته تا این سن هنوز درک نکردم ولی امیدوارم اونطور که میگن نباشه.
میخوام من همونی باشم که من رو خوب میکنه. اون قسمتی که انگار کمه همون قسمت وجود خودم باشه که یه روزی پیداش میکنم نه اینکه تو آدم دیگه ای پیداش کنم.
من این حرفا رو باور نمیکنم. من تیکه های گمشده ی خودم رو پیدا میکنم و میشم یه منِ کامل.
What doesn't kill you, may try again.
خوشی های کوچیک هم نمیتونند از پریشانی شب ها کم کنند.
"در بارش این گستره ی تشویش
در خانه ی خورشید ها و خاطره ها
دریغا بر من ، چگونه فراموش می شود ؟ 
سبد ها و سفره هایی که سالهاست نه سیب را می شناسند
و نه مهربانی را"