Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
به نظر من مردن از زندگی با معلولیت بهتره، پس همیشه نمیشه خوشحال باشی از اینکه قرار نیست بمیری.
اگه یه چیزی از هاوس یاد گرفته باشم، اینه که اگه میخوای به حقیقتی راجع به کسی برسی، از خودش نپرس.
بیاید صحبت‌های سطحی کنیم. یه نفر که قیافه و تیپش بد نیست و اتفاقا از دانشگاه هم نیست بهم پیشنهاد داده و به شدت هم دوست دارم یه رابطه‌ی سطحی به همین شکل شروع کنم، ولی نمیتونم، یه بخشی از درونم نمیتونه.
امروز به یکی گفتم که چه اتفاقی برام افتاده فکر کرد دارم شوخی میکنم که دست به سرش کنم، آره یه همچین اتفاقی برام افتاده.
چیزهایی که دست من نیست داره کمرمو میشکنه، بعد میگن دست از جنگیدن با چیزهایی که دستت نیست بردار، عزیزِ دل کمرم داره میشکنه، میفهمی؟
در حال آماده سازیِ زندگی برای برگشتن روی روالِ قبلی، زندگی دانشگاهی، زندگی در اجتماع، این دفعه کسی رو ندارم که بهش اهمیت بدم، برام مهم نیست که کی چجوری نگاهم میکنه، کی فکر میکنه من چجوری هستم، من به خودم ثابت کردم که حتی یه دونه از این آدم‌ها توی تعطیلات من اثری ازشون نخواهد بود اگه من نخوام، چه برسه به زندگیم، این دفعه هدف‌هام مشخصه، دانشگاه درس یاد میگیری، تا جایی که میتونی از وقتت برای یاد گرفتن و خوندن استفاده میکنی، خونه برای یاد گرفتن زندگی کافیه، خونه دنبال کوچک‌ترین اثری از پیشرفت و راه‌های جدید زندگی باش، دانشگاه الگوهای خوب و تجربه‌های آموزنده نداره، هر چیزی جز درس پرتگاهه، خوبیِ آدم‌هاش سرابن، از همه متنفر باش و زندگیتو کن، به کسی جواب پس نده و بی دغدغه بخند و اهمیت نده. نیاز دارم مدام با خودم مرور کنم که چی‌ها یاد گرفتم از این تعطیلات، از دیدن آدم‌های جدید، از دیدنِ آدم‌هایی که شبیه‌ترن به من، نیاز دارم مدام به خودم یادآوری کنم ایده‌های جدیدم رو، اون لیوانِ همایش رو، اون پیگیری‌های توی گالریم رو. باید منطقی بمونم. دیگه تحمل نمیکنم، ادامه میدم.
ما باید برای خودمون بنویسیم، ما باید به خودمون یادآوری کنیم، ما باید راه رو پر از نشونه‌های خودمون کنیم تا گم نشیم، نه مثل هانسل و گرتل که نشونه‌هاشون رو گنجشک‌ها خوردن و نه حتی نشونه‌ای برای برگشت، ما باید راه پیشِ رو رو نشونه گذاری کنیم تا وارد حاشیه‌ها نشیم، تا وسط راه سرگردون نشیم، میخوام گُم نشی دخترجون.
مهم نیست که کسی دوسِت نداره، یادت نره تو جای نادرست بین آدم‌های نادرست دنبال چیزی نباش. دنبالِ هیچ چیز نباش.
تو بدترین روزها، با درد جسمی و روحی دارم برای خودم از نقشه‌ی راه می‌نویسم. چون هنوز زنده‌ام. هنوز زندگی ادامه داره.
Forwarded from آگوا
و تلاش کنیم خیلی زیاد که چیزایی که میخواییمو به دست بیاریم؛ خونه جنگلی، چوب جادویی، دانشجویِ استنفورد شدن،خوشحال زندگی کردن یا هر چیزی که تو دلمونه.
آدم‌های خوابگاهی میدونند که چقدر خوابگاه و هم‌اتاقی میتونه روح و روان آدم رو مورد سایش قرار بده، امروز رفتم خوابگاه و با هم‌اتاقی‌های جدیدم مواجه شدم جمعِ سال بالایی‌هایی که به صورت متقابل از هم متنفریم و بی تربیت و پررو ترین آدم‌هایی هستند که میتونه وجود داشته باشه. من اتاقم رو دو دستی بهشون تقدیم نکردم و حالا که یکیشون جا نشده تو این اتاق قراره منو از اتاق با آزار و اذیت بیرون کنن. نمیدونم روانم رو مقدم بدونم و خودم پیشاپیش برم یا بمونم و من هم لجبازی کنم. چون به پررو رو دهی، سوارت می‌شود.
هربار که برگشتم دانشگاه به خودم حرف‌هایی مشابه زدم، هر ترم، هر سال، نمیدونم چی برای ایجاد تفاوت لازم بوده، چی نبوده که کم آوردم. دیگه نمیتونم کم بیارم.
این هفته دو نفر ازم پرسیدن کلاس چندُمم، و این یعنی هنوز جوونم. :)))
I agree.
#HouseM.D