• سفرنامه پنج •
وقتی با دوتا ماشین سفر میکنید، بحث هر کدوم از ماشینها اینه که چرا اون یکی ماشین اینکارو کرد، اون کارو نکرد. زندگی زیباست.
وقتی با دوتا ماشین سفر میکنید، بحث هر کدوم از ماشینها اینه که چرا اون یکی ماشین اینکارو کرد، اون کارو نکرد. زندگی زیباست.
• سفرنامه شیش •
میگن تو سفر فکرهای اضافی کمتر میشه، من فکر هم به فکرهام اضافه میشه.
میگن تو سفر فکرهای اضافی کمتر میشه، من فکر هم به فکرهام اضافه میشه.
تلاش آدمها برای وانمود به لذت بردن از شرایطی که لذت نمیبرن، برام قابل تحمل نیست.
نمیدونم چمه، این حالتِ روحی برای خودمم جدیده، مینویسم تا شاید نوشتن بهم کمک کنه، درونم حفرهی خالیِ مکندهای حس میکنم که تمایل داره کل وجودم رو ببلعه، هر مقاومت در برابرش فقط قدرتش رو بیشتر میکنه، اسم این حفره رو میذارم حفرهی مرگ، انگار در برابر زیستنم مقاومت میکنه و منو از درون تخریب میکنه و تنها چیزی که از من میخواد مرگه، از شدت فشار روانیای که درونم احساس میکنم وسط تفریح و گشتوگذار حتی در شهری که ازش خوشم اومد، زدم زیر گریه، من نمیدونم چمه، نمیتونم این حال رو کنترل کنم، نمیخوام با این حالم بقیه رو نگران یا آشفته کنم یا سخنرانیهایی راجع به چیزی که حتی خودم نمیدونم چیه بشنوم، من دارم بی هیچ تغییر یا اتفاق ناگوارِ جدیدی از درون خالی میشم.
• سفرنامه ده •
هرکی میفهمه ما شیرازی هستیم، میگه کاکو شیرازی خسته نباشی. والله که از خسته نباشیهای شما خسته شدیم.
هرکی میفهمه ما شیرازی هستیم، میگه کاکو شیرازی خسته نباشی. والله که از خسته نباشیهای شما خسته شدیم.
• سفرنامه یازده •
حدود ده استان رو طی نمودیم، یه کم بیشتر تلاش میکردیم و وقت اجازه میداد، ایران تموم میشد.
حدود ده استان رو طی نمودیم، یه کم بیشتر تلاش میکردیم و وقت اجازه میداد، ایران تموم میشد.