وقتی میخوام براساس ارزشها عمل کنم، میبینم که هیچی ارزششو نداره. قاعدتا نباید اینطوری کار کنه.
نیاز دارم بهم بگی زندگی ساده است، خیلی ساده. یا بیا بگو زندگی همونقدر که فکر میکنم سخته، سخت و پیچیده، یا نه بیا بگو سخت و سادهای در کار نیست. بگو این کلمهها و به زور معنادار کردنش فایدهای نداره، یه جوری بگو که رها کنم بره.
محبوب من؛
من دیگه از شونه کردن موهام خسته شدم، راپونزل فقط به درد قصهها میخوره، وقتی تو بیای احتمالا من کچل باشم.
من دیگه از شونه کردن موهام خسته شدم، راپونزل فقط به درد قصهها میخوره، وقتی تو بیای احتمالا من کچل باشم.
کاش میتونستم یه کتاب مناسب سفر انتخاب کنم با خودم ببرم، تا بتونم بهش پناه ببرم. برای جنگهای احتمالی.
• سفرنامه دو •
یه نفره سفر کنید و همهی بدبختیهاش رو به جون بخرید، نشد اصلا سفر نرید.
یه نفره سفر کنید و همهی بدبختیهاش رو به جون بخرید، نشد اصلا سفر نرید.
آدمها یه سری نقطه ضعف دارن که برعکس تعداد اندکی از نقطه ضعفها قابل تبدیل شدن به نقطه قوت نیستن. وقتی دست میذارید رو این نقاط، دست زدن و تشویقتون برای تلاش و تغییر و ادامه هیچ معنیای نداره.
دچار فروپاشی روانی شدم، وسط خنده و خوندن با آهنگ بدون هیچ فکر قبلی گریهام گرفت، کنترل روانیم رو هم از دست دادم.
• سفرنامه سه •
امروز بالای سد ایستاده بودم و به این فکر میکردم که اگه بپرم از این لبه پایین چی میشه، دیشب کنار رود بودیم و به این فکر میکردم که با این جریان آب سریع احتمال مرگ چند درصده. و میدونی، خوبه که شنا بلد نیستم.
امروز بالای سد ایستاده بودم و به این فکر میکردم که اگه بپرم از این لبه پایین چی میشه، دیشب کنار رود بودیم و به این فکر میکردم که با این جریان آب سریع احتمال مرگ چند درصده. و میدونی، خوبه که شنا بلد نیستم.
• سفرنامه چهار •
قشنگیهای شهرها برام هیچ معنیای نداره، وقتی دنیام قشنگ نیست.
قشنگیهای شهرها برام هیچ معنیای نداره، وقتی دنیام قشنگ نیست.
• سفرنامه پنج •
وقتی با دوتا ماشین سفر میکنید، بحث هر کدوم از ماشینها اینه که چرا اون یکی ماشین اینکارو کرد، اون کارو نکرد. زندگی زیباست.
وقتی با دوتا ماشین سفر میکنید، بحث هر کدوم از ماشینها اینه که چرا اون یکی ماشین اینکارو کرد، اون کارو نکرد. زندگی زیباست.