آرزو میکردم گفتن مشکلاتم به بقیه، بهم کمک میکرد و همچنین آرزو میکردم انقدر احمق بودم که مشکلات رو نبینم. دیدن مشکلات وقتی نمیتونی کاری درموردشون بکنی چه فایدهای داره؟ میبینید،
I'm a girl with wishes. Congrats.
I'm a girl with wishes. Congrats.
دارم نخوابیدن رو مثل عضوی از خانوادهام میپذیدم، از اون بچههای ناخلف. میدونید که قدم اول، پذیرشه. واقعا امیدوارم قدم دوم مردن باشه.
کم کم دارم فکر میکنم بدنم خیلی هوشمندانه داره عمل میکنه، میگه میخوای نتونی روی بقیه مشکلاتت تمرکز کنی؟ خودم بهت مشکلات اضافه میدم. تنکیو مای بادی.
من اهمیت میدم، نه به تو و آدمها به طور کل، به درست انجام شدن کارها. و اکثر مواقع به نظر من درست یعنی سریع.
بذارید بقیه "داستانهای من و خواب" رو براتون تعریف کنم. این دفعه رفتم متخصص مغز و اعصاب و از بین این همه مسائل مرتبط با خواب، در مورد دوست پسر داشتن و چرا نداشتن پرسید و بیخوابیم رو مرتبط با افسردگی میدونست و یه جورایی در لفافه بهم گفت که داشتن دوست پسر از ملزومات و نیازهای زندگی هست. و توصیه میکرد داشته باشم! و همچنین خاطر نشان کرد تا سی سالگی به ازدواج فکر هم نکنم. میشه اسم این مجموعه رو دکترهای جالب هم بذارم.
به شاد بودن خود از یک تا بیست چند میدی؟
Anonymous Poll
41%
۱تا ۵
31%
۶تا ۱۰
19%
۱۰ تا ۱۵
9%
۱۵ تا ۲۰