Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
ناامیدیم رو در وسط خوشحالیم.
الان اون‌جایی‌ام که سخت نمی‌گیرم، دست و پا نمی‌زنم، دنبال چیزی نیستم، فقط دلم برای اون زندگی‌ای که می‌تونستم داشته باشم می‌سوزه.
Audio
برای همین حوالی شب.
@moghaletehbirabti
برای خود فردام نوشتم،
خودت رو دوست داشته باش، از رنگ موهات تا خستگیِ چشم‌هات، از روزهای بیست و یک سالگیت لذت ببر، به اونایی که دوست داری لبخند بزن، بذار حالِ لحظه‌ات خوب باشه، حتی اگه یه لحظه باشه فقط.
[ این ابرهای جدید ]
برای امروز همین بس که استاد ویولنم گفت پیشرفت کردم.
دلم می‌خواد تصویر خودم رو تو چشماش ببینم.
وقتی شباهتِ رفتاری بین کسایی که دوستشون دارم و کسایی که ازشون متنفرم می‌بینم، وحشت‌زده میشم.
صبورتر شدم و این رو مدیون دیدنم، آره دیدن. دیدم خورشید پشت ابر رو.
آدم تو مکان درست، انقدر پر انگیزه میشه که دوست داره در دَم، چنتا اختراع ثبت کنه.
منو گُم کن تو آغوشت.
همین که من فهمیدم هنوزم میتونم دوست بِدارم، هنوزم تو دنیا قشنگی هست، هنوزم میتونم پیشرفت کنم، هنوزم میتونم ذوق کنم، هنوزم میشه تجربه کنم، هنوز برای خیلی چیزها وقت هست، خودش خیلیه.
نیازی نیست معجزه رخ بده تا آدم امیدوار بشه، کافیه یه کم زندگی به مراد دلش برقصه یا ساز بزنه.
از امروز هم همین بس که سوار ترولی خرید شدم. :))
یه خط قرمز دور دانشگاه و هم‌دانشگاهی‌هام کشیدم و بقیه‌ی دنیا به اون بدی نیست.
از امشب هم همین بس که داداشم مایوی زنونه پوشیده بود و ما مُردیم از خنده. :)))
برای امروز همین بس که دارم کوکی شکلاتی میپزم.
حالم خوبه. بذارید فرایندش رو توضیح بدم.
خیلی خیلی خیلی ناراحت و عصبی بودم، انقدر که دلم می‌خواست بمیرم. فرار کردم، فرار که میگم حتی به معنی یهویی از خونه بیرون رفتن که از آدمی مثل من که از قبل درمورد همه‌چیز فکر میکنه، برنامه میریزه و بعد عمل میکنه، بعیده. نه از یه کم قبل‌تر شروع شد، یکی رو ناراحت کردم، یکی که سعی کرده بود با من نایس باشه. و خب متاسفانه نمیتونم کسی رو ناراحت کنم و خودم راحت باشم. بعد فرار کردم، از دنیای تمام آدم‌ها. تمام خوب‌ها و بدها. بعد تصمیم گرفتم کاری کنم، خودم رو برای مدتی مشغول کردم، که بخاطرش مجبور بودم صبح‌ها هم زود از خواب بیدار شم. بعد از اون دوره‌ی چهار روزه. احساس آرامش روانی، شادی، خیال آسوده و انگیزه می‌کردم. میتونم بهتر ویولن بزنم، توی پارکینگ مجتمع سوار ترولی بشم، کوکی بپزم، بخندم و حس میکنم دارم تو لحظه زندگی می‌کنم.
ای بابا. یعنی نمیشه؟ :))
#HouseM.D