Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
میدونم که باید برم، میدونم که باید رها کنم و برم، ولی چهارزانو لبه ی پرتگاه میشینم و به جاده ی همواری که میشه دوئید و برگشت ازش خیره میشم. من میدونم ته قصه ها چی میشه؛ من خودم قصه هارو نوشتم. ولی آدم چندتا آدم دیگه، توو چن تا قصه ی دیگه باید جا بذاره که باورش شه به رها کردن؛ به رفتن؛ به ادامه ندادن؟
Forwarded from Russian Roulette
چه خوش گفت : چرا از دست دادن چیزی که نمیخوایم هم سخته ؟
همیشه وقتی یکی میگه زندگی قشنگه ،
یه سوال واسم پیش می آد ؛
که آیا گوینده از اون آدماییه که زندگی رو فهميده و با خودش گفته حالا که زندگی سخته ما دیگه سخت ترش نکنیم یا از اون آدماییه که اصلا معنی زندگی رو نفهميده.
و چه رقت آور که دورم از آدمای دسته دوم پُره
مرا نصیب همین بس که آن خود باشم
جهان خالیست، من در گوشه زانم
Bandana.
You can't make it feel right
When you know that it's wrong
نشستم با مامان در باب زندگی حرف زدم و خودمم از اين حجم از منطقی بودنم لذت بردم.
Galaxy in bath.
می گوید:
Wouldn't it be easier to just die?
[از جواب می مانم]
خسته ام ،آخه از صبح دارم نفس می کشم
چه شبها اندرین معنی که گفتم!
میگه حالا که اونجایی زندگی کن و ازش لذت ببر.
میشه تو فضايي که سم در هواش پراکنده است نفس کشید؟
چه برسه به زندگی و لذت.
طرف ناپیدای سرخ ترین سیبی را بر میدارم که کرم خورده است
"بیهوده در سراب اشعار سیاه من به دنبال خورشید گمشده خود می گردی جز گوری تهی و تابوتی قفل شده چیز دیگری نخواهی یافت."
"گویی که پیکرم تبخیر می­ شود
و چیزی درون من، تحلیل می ­رود
سیگار می ­کشم."
"این روزها
اینگونه ام:
فرهاد واره ای كه تیشه ی خود را
گم كرده است."