Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
[ دغدغه‌های الکی ]
ذهنم گنجایش این همه امید نداره.
هرچی رئال‌تر زندگی سخت‌تر.
Forwarded from دال
‏انگار که سال‌ها نتونسته باشیم خودمون رو بروز بدیم، چه به خاطر نداشتن کسی که گوش بده، چه به خاطر نداشتن کسی که بفهمه، چه به خاطر نداشتن توانایی ابراز.
حتی اگه راست میگی، من نمیتونم باورت کنم و این مشکل هیچ‌کدوم از ما نیست.
ولی من الان دیگه دلم تنگ شده برات.
ولی من الان دیگه دلم تنگ شده برات.
یک وُیس چهل و چهار دقیقه‌ای درمورد فیزیولوژی بارداری گوش می‌کردم، فیزیولوژی بارداری یعنی اتفاقاتی که طی این دوره در بدن مادر اتفاق میفته و نه بیماری‌ها و مشکلاتی که میتونه ایجاد کنه. و فکر میکنم هر خانمی که قصد باردار شدن داره باید بدونه که این پروسه دقیقا چه تغییراتی در بدنش به وجود میاره، و بعد تصمیم بگیره که میخواد این بلا رو سر خودش بیاره یا نه. میگم بلا چون با هر قسمت با خودم میگفتم چرا باید چنین ظلمی رو در حق خودمون بکنیم. این صرفا نظر شخصیِ من بود، نیازی نیست کسی گارد بگیره.
پ.ن. بچه‌ها ویس بارداری رو نمیتونم بذارم تو کانال، چون یه قسمت از درسمونه، خودتون برید راجع بهش مطالعه کنید اگه دوس داشتید.
#درس‌ها
من نیاز داشتم کسی یا چیزی رو دوست بدارم و هنوز چیزی دوست داشتنی تر از تو پیدا نکردم، فقط همین.
یک خبر خوش برای خودم دارم، نشستم صندوقچه‌ی احساساتم رو باز کردم دیدم تقریبا خالیه. خالیِ خالی.
زندگی؛
یک مجموعه‌ی منظم از بی نظمی‌ها،
یک مجموعه‌ی معقول از بی عقلی‌ها.
وقتی کنترل احساساتم رو دستم میگیرم احساس قدرت میکنم ولی بیشتر از قبل بی پناه میشم. میدونی چی میگم؟
می‌ترسم که مدام در حال گردش بین این لحظه‌ها و این حس‌ها باشم، که همه‌چی انقدر آشنا به نظر میاد.
پدرش همیشه میگفت《کلمه آدم زنده رو سبُک میکنه، چه برسه مرده رو.》

#کتاب‌ها
شوقِ فحش دادن به این، به اون، به زندگی.
می‌شینم چهارتا فاکتور که قراره زندگی رو به کامم تلخ کنه و میتونم براشون راه‌حلی داشته باشم رو پیدا می‌کنم و در موردشون کارهایی که از دستم برمیاد رو انجام میدم، بقیه زندگی رو هم میذارم بگذره بره. آره دختر جون، اینجوری زندگی میکنم این روزها.
آره من از تو توقع دارم، و این حقِ توعه که توقع منو برآورده کنی یا نکنی. اما تصمیمی که بعد از انتخابت میگیرم هم حق منه.
بهم میگه اگه خواننده میشدی یک خواننده‌ی با آرامش‌تر میشدی، آرامش میدی. من خودم یادم نمیاد آخرین باری که آرامش داشتم کی بوده، چه برسه به اینکه به کسی آرامش بدم.
دونستن این حقیقت که من در ارتباطات اجتماعی فاجعه‌ام، کمک بزرگی بهم کرده. نه سمت شروع یک ارتباط میرم و نه هیچ ارتباطی رو جدی میگیرم. خودم که میدونم از همون آغاز رو به ویرونیه، اگه اون نمیخواد هشدارهای منو جدی بگیره، مشکل خودشه.