اگر ساز بودم؟ ویولن
اگر شعر بودم؟ غزلی از حافظ
اگر شی بودم؟ تخته سیاه
اگر بو بودم؟ بوی قهوه ی تازه دم شده
اگر خواننده بودم؟ lorde
اگر زمان بودم؟ نیمه شب خیلی وقت پیش ها
اگر آهنگ بودم؟ liability
اگر فیلم بودم؟ detachment
اگر کتاب بودم؟ زمین بر پشت لاک پشت ها
اگر مکان بودم؟ کافه
اگر شهر بودم؟ ونیز
اگر غذا بودم؟ لازانیا
اگر میوه بودم؟ سیب سبز
اگر رنگ بودم؟ بنفش
اگر ماه بودم؟ آبان
اگر شعر بودم؟ غزلی از حافظ
اگر شی بودم؟ تخته سیاه
اگر بو بودم؟ بوی قهوه ی تازه دم شده
اگر خواننده بودم؟ lorde
اگر زمان بودم؟ نیمه شب خیلی وقت پیش ها
اگر آهنگ بودم؟ liability
اگر فیلم بودم؟ detachment
اگر کتاب بودم؟ زمین بر پشت لاک پشت ها
اگر مکان بودم؟ کافه
اگر شهر بودم؟ ونیز
اگر غذا بودم؟ لازانیا
اگر میوه بودم؟ سیب سبز
اگر رنگ بودم؟ بنفش
اگر ماه بودم؟ آبان
Forwarded from دال
انگار که سالها نتونسته باشیم خودمون رو بروز بدیم، چه به خاطر نداشتن کسی که گوش بده، چه به خاطر نداشتن کسی که بفهمه، چه به خاطر نداشتن توانایی ابراز.
یک وُیس چهل و چهار دقیقهای درمورد فیزیولوژی بارداری گوش میکردم، فیزیولوژی بارداری یعنی اتفاقاتی که طی این دوره در بدن مادر اتفاق میفته و نه بیماریها و مشکلاتی که میتونه ایجاد کنه. و فکر میکنم هر خانمی که قصد باردار شدن داره باید بدونه که این پروسه دقیقا چه تغییراتی در بدنش به وجود میاره، و بعد تصمیم بگیره که میخواد این بلا رو سر خودش بیاره یا نه. میگم بلا چون با هر قسمت با خودم میگفتم چرا باید چنین ظلمی رو در حق خودمون بکنیم. این صرفا نظر شخصیِ من بود، نیازی نیست کسی گارد بگیره.
پ.ن. بچهها ویس بارداری رو نمیتونم بذارم تو کانال، چون یه قسمت از درسمونه، خودتون برید راجع بهش مطالعه کنید اگه دوس داشتید.
#درسها
پ.ن. بچهها ویس بارداری رو نمیتونم بذارم تو کانال، چون یه قسمت از درسمونه، خودتون برید راجع بهش مطالعه کنید اگه دوس داشتید.
#درسها
من نیاز داشتم کسی یا چیزی رو دوست بدارم و هنوز چیزی دوست داشتنی تر از تو پیدا نکردم، فقط همین.
یک خبر خوش برای خودم دارم، نشستم صندوقچهی احساساتم رو باز کردم دیدم تقریبا خالیه. خالیِ خالی.
وقتی کنترل احساساتم رو دستم میگیرم احساس قدرت میکنم ولی بیشتر از قبل بی پناه میشم. میدونی چی میگم؟
میترسم که مدام در حال گردش بین این لحظهها و این حسها باشم، که همهچی انقدر آشنا به نظر میاد.