مرا از خود جدا سازید
گریزی نیست گریزی نیست
از این وحشت، از این نیرنگ، از این پوشیده شبهای سیاه و پر ز غوغای تباهِ مردمانِ پستِ این گیتی
گناهم چیست گناهم چیست
مرا از خود رها سازید...
[حضرت کازیمو]
گریزی نیست گریزی نیست
از این وحشت، از این نیرنگ، از این پوشیده شبهای سیاه و پر ز غوغای تباهِ مردمانِ پستِ این گیتی
گناهم چیست گناهم چیست
مرا از خود رها سازید...
[حضرت کازیمو]
میگه خواستی بخوابی درهارو ببند و شیر گاز رو باز کن
[کاش هم اتاقی نداشتم و اتاق شیر گاز داشت تا ایده اشو عملی می کردم :") ]
[کاش هم اتاقی نداشتم و اتاق شیر گاز داشت تا ایده اشو عملی می کردم :") ]
+آخه دو دست آدم داریم : اونایی که میدونن به یه خواب عمیق نیاز دارن و اونایی که نمیدونن ،پس شیرو باز کن
-بازم حیف که اتاق شیر گاز نداره
+پس هوس خواب عمیق نکن
-بازم حیف که اتاق شیر گاز نداره
+پس هوس خواب عمیق نکن
شاید به این دلیل خودکشی نکرده بود که نتوانسته بود روشی در خور اشتیاق و حس نابی که نسبت به مرگ داشت ،بیابد.
-هاروکی موراکامی-
-هاروکی موراکامی-
من هم سر در نمی آورم چرا به این نقطه رسيده ام ،کجای پرتگاه زندگی پایم لغزیده است.
Your inner light shines when you are at peace with yourself and the world around you.
May mine shine one day ?!
May mine shine one day ?!