من جذب آدمهای خودساخته میشم، آدمهایی که از سختیها به جایی رسیدن. هرچقدر هم میخواید از تاثیر شرایط بد بر روح و روانشون بگید، بازم جذابن.
سلام روح عزیز
دیشب پادکستی با مضمون در دههی سوم زندگی چه کنیم گوش دادم. آخه یک ماه، شایدم یک هفته است دارم به تموم شدن بیستسالگی فکر میکنم. همش نگرانم این دهه از زندگیم هم بگذره و مثل دهه قبلی احساس کنم چیزی از زندگی نفهمیدم و فقط یک سری راههای از قبل مشخص رو رفتم. احساس کنم زندگی نکردم. ولی هنوزم نمیدونم.
دیشب پادکستی با مضمون در دههی سوم زندگی چه کنیم گوش دادم. آخه یک ماه، شایدم یک هفته است دارم به تموم شدن بیستسالگی فکر میکنم. همش نگرانم این دهه از زندگیم هم بگذره و مثل دهه قبلی احساس کنم چیزی از زندگی نفهمیدم و فقط یک سری راههای از قبل مشخص رو رفتم. احساس کنم زندگی نکردم. ولی هنوزم نمیدونم.
هوووووراااااا 🥳
بلخره 1K شدیم 😃
مرسی از همهتون. 💛✨
خواهشا بعد از دیدن این پست لیو ندهید. لااقل تا فردا شب.
بلخره 1K شدیم 😃
مرسی از همهتون. 💛✨
خواهشا بعد از دیدن این پست لیو ندهید. لااقل تا فردا شب.
با وجودی که تولدمه و دلم میخواست تولدنامه بنویسم و به آینده و رویاهام فکر کنم، دارم بیماری های کلیه میخونم. :)
همه چیز دست به دست هم داده که از مود منطقی خارج بشم، حتی این گرسنگی و نوتلای روی میز.
بر پلكان بيست سالگي ات ايستاده اي
بي بيست پله در پايين
بي هيچ آسمان در بالا
پله يي
بي نرده و
بي حفاظ ...
بي بيست پله در پايين
بي هيچ آسمان در بالا
پله يي
بي نرده و
بي حفاظ ...
"از اینجا به بعد میخوام فقط بشینم نگاه کنم ببینم قراره به کجا برسه، نگاهی سبک و فارغ از قضاوت، دست بردارم از این دست و پا زدن بی حاصل برای فهمیدن زندگی، برای تصور و خیال روزهای نرسیده و توصیفات کور گذشتهی رفته، چون معلوم نیست فردا کجا ایستاده باشم و از اونجایی که ایستادم دنیا چطور به نظر میاد." این قسمت برگرفته از متن های سبیدو میتونه کلمات تکرارشوندهی بیست و یک سالگیم باشه. که باور کنم ما فقط بهر تماشا اومدیم و بس.