Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
کنج انزوا.
سلام روح عزیز
فقط خسته ام، هم جسمی هم ذهنی. بیا فقط خسته باشیم. انقدر خسته که فکر نکنیم به آنچه گذشت.
امروز فیلم خشم و هیاهو رو دیدم، و فکر کردم نباید پیش روانپزشک رفت، چون مراجعه به روانپزشک و راونشناس هم داشتن پرونده‌ی روانی محسوب میشه.
خوبه آدم هرچند وقت یکبار خودش رو در معرض اجتماع قرار بده تا مطمئن شه بهش تعلق نداره.
چجوری گذر زمان رو متوقف کنیم.
#BeforeSunrise
اگه بخواد نوعی جادو تو این دنیا باشه باید تلاش برای درک کردن یک نفر و به اشتراک گذاشتن چیزی باشه.
#BeforeSunrise
من دوست دارم نگاهش رو وقتی به اطراف نگاه میکنم روی خودم حس کنم.
#BeforeSunrise
بیا تو خیابون‌ها برقصیم.
#BeforeSunrise
"در وضعیت اجتماعی مضطرب، مرگ اندیشی تنها رویای آرامش‌بخش است."
دارم فکر میکنم مگه وضعیت اجتماعیِ غیر مضطرب هم داریم؟
تو فکرم میخواستم آلمانی رو شروع کنم، ویولن رو ادامه بدم، باشگاه برم. نیاز داشتم تجربه ی جدیدی رو آغاز کنم، در علایقم پیشرفت کنم، به اندام ایده آلم برسم. همه ی این‌ها برای این‌که کاری کنم حس بهتری پیدا‌ کنم. ولی توانایی عملی کردن این‌ها خارج از ذهنم رو ندارم. به همین سادگی.
Forwarded from سَبيدو
جایی دورتر از تو دوستت دارن، جایی دورتر از تو بهت باور دارن، جایی دورتر از تو روت حساب میکنن، جایی دورتر از تو بهت فکر میکنن، در حالی که تو اینجا، درست همینجا، جایی دورتر از اونها مدت‌ها پیش از دست رفتی
Forwarded from فاوانیا
مثل اون‌جوریه که اتیس می‌گفت: «اگه به‌خاطر یه نفر که نمی‌خوادت از کره‌ی ماه رفتی بالا و بعد فهمیدی اون همچنان نمی‌خوادت، باهاش کنار بیا. خودتو پرت نکن پایین. چون این‌جوری، فرصت بودن با آدمی که حاضره به‌خاطرت از کره‌ی ماه بره بالا رو از دست می‌دی.» آدم به احترام شدن‌هایی که تو راهن، باید با خیلی نشدن‌ها کنار بیاد.
سلام روح عزیز
من بنده‌ی برنامه‌ریزی هستم، تمام موفقیت‌های ریز و درشتم رو مدیون همین برنامه‌ریزی‌ها هستم، کاری هست که درش مهارت دارم، بنویسم تا زمان معین چه باید بکنم و بعد تقسیمش کنم به بازه‌های کوتاه و قدم قدم پیش برم تا رسیدن به زمان معین. اما الان که حتی انگیزه‌ی خارج شدن از تخت برای شام خوردن رو ندارم، هر برنامه‌ریزی‌ای بی معنی به نظر میرسه.
بهم گفت تو عکس‌ها فیست خسته‌است، نمیتونست فرق بین چهره‌ی خسته و ناراحتم رو تشخیص بده.
این روزها از هرکسی که روح زندگی درش هست، خنده‌هاش از گوشه ی چشماش معلومه و برق نگاش بُرّانه، فاصله میگیرم، آخه منو یاد خودم می‌ندازه. یادِ خودی که دیگه نیستم.
در جواب تمام تلاش‌هات بهت بگن، ولی مجبور نبودی این‌کارو کنی.
#HouseM.D