سلام روح عزیز
دارم گوشه کنارهای خودم رو وارسی میکنم، احساس میکنم قسمتهای مهمی رو از قلم انداختم، یه چیزهایی رو هم دارم تعمیر میکنم. تو گویی دارم برای تولد خودم رو گردگیری و روغنکاری میکنم.
دارم گوشه کنارهای خودم رو وارسی میکنم، احساس میکنم قسمتهای مهمی رو از قلم انداختم، یه چیزهایی رو هم دارم تعمیر میکنم. تو گویی دارم برای تولد خودم رو گردگیری و روغنکاری میکنم.
دوسِت دارم خیلی زیاد.
گفتم که گفته باشم، گفتم چون خیلی وقت بود نگفته بودم. گفتم چون دورتر و دورتر شده. گفتم چون چیزی مثل صدای ممتد ایست قلبی به صدا در اومده و میخواد بگه داره محو میشه، داره از دست میره.
گفتم که گفته باشم، گفتم چون خیلی وقت بود نگفته بودم. گفتم چون دورتر و دورتر شده. گفتم چون چیزی مثل صدای ممتد ایست قلبی به صدا در اومده و میخواد بگه داره محو میشه، داره از دست میره.
نمیدونم چی میشه اعتماد به نفس از بین میره. آخرین باری که اعتماد به نفسم رو دیدم، کلاس پنجم ابتدایی بودم. بعدش نمیدونم چی شد که دیگه اثری ازش توی دنیام نبود و نیست. نمیدونم چجوری باید به دستش بیارم ولی میخوامش.
بهم میگه خیلی ازت دلخورم، واسه وقتهایی که جلوی احساساتت رو میگیری، وقتهایی که میخوای خودت نباشی.
سلام روح عزیز
میبینی که زمان از دستم در رفته، مثل تمام چیزهای دیگهای که از دستم رفتهاند. مثل او.
میبینی که زمان از دستم در رفته، مثل تمام چیزهای دیگهای که از دستم رفتهاند. مثل او.
توی یکی از قسمتهای سریال #TheResident دختری با تشخیص سرطان بیضه بود، و من با خودم فکر کردم، چیزی که حتی از وجودش خبر نداری هم میتونه دلیل رنج و بیماریت باشه.