Forwarded from I sing myself
صبح که از خواب پاشدم احساس سنگینی میکردم. مسواک زدم، صورتم رو خشک کردم و جلوی آینه وایسادم تا موهام رو شونه کنم، به خودم نگاه کردم و حس کردم علیرغم میلم به سکوت، دلم میخواد حرف بزنم. نه فقط حرف برای یک شنونده. دلم شنیدن یک راه حل میخواد که خودم هنوز نتونستم پیداش کنم، یا شاید پیدا کردم و نیاز به تایید دارم.
ولی بعد قیافه م آویزون شد. با خودم گفتم آخه کی حوصله داره یک ساعت تعریف کنه؟ کی حوصله داره مقدمه سازی کنه، استثناء ها رو یکی یکی بگه یا چطور مختصر و مفید اصل داستان رو بگه؟ چطور ماجرایی که دو سال و نیمه طول کشیده رو خلاصه کنم؟ یا چطور احساساتم رو بگم وقتی رابطه م با کلمات خوب نیست؟ یا چطور بهش بگم خسته شدم از فکر زیاد تو این دو سال و اندی؟
باید بگم چه راه هایی رفتم و شکست خوردم و خودم رو تنبیه کردم و چه و چه و چه. و هنوز حل که نشده هیچ، دیگه دل زده م کرده و کاش میشد این مشکل رو کند انداخت دور.
اندازه ی یه انسان ۸۰ ساله خسته و غمگینم در مقابل این مشکل. انگار پس زمینه ی زندگیم شده این مشکل و من فقط دارم با یه مشت گل و بلبل میپوشونمش موقتی.
و من چقدر بیزارم از راه حل های موقتی.
و همه ش همین بود. فکر کنم میل به سکوتم بهتر باشه. این مشکل هم هر چقدر دلش میخواد کش بیاد.
ولی بعد قیافه م آویزون شد. با خودم گفتم آخه کی حوصله داره یک ساعت تعریف کنه؟ کی حوصله داره مقدمه سازی کنه، استثناء ها رو یکی یکی بگه یا چطور مختصر و مفید اصل داستان رو بگه؟ چطور ماجرایی که دو سال و نیمه طول کشیده رو خلاصه کنم؟ یا چطور احساساتم رو بگم وقتی رابطه م با کلمات خوب نیست؟ یا چطور بهش بگم خسته شدم از فکر زیاد تو این دو سال و اندی؟
باید بگم چه راه هایی رفتم و شکست خوردم و خودم رو تنبیه کردم و چه و چه و چه. و هنوز حل که نشده هیچ، دیگه دل زده م کرده و کاش میشد این مشکل رو کند انداخت دور.
اندازه ی یه انسان ۸۰ ساله خسته و غمگینم در مقابل این مشکل. انگار پس زمینه ی زندگیم شده این مشکل و من فقط دارم با یه مشت گل و بلبل میپوشونمش موقتی.
و من چقدر بیزارم از راه حل های موقتی.
و همه ش همین بود. فکر کنم میل به سکوتم بهتر باشه. این مشکل هم هر چقدر دلش میخواد کش بیاد.
میگه خودت رو میکشی و بدون اینکه حواست باشه نجات میدی، میگه آگاهانه عمل نمیکنی. راس میگه باید بذارم بمیرم.
گزارشگر میگه "تلاش بچهها برای جمع کردن توپ ستودنی بود ولی نرسیدن و امتیاز برای تیم مقابل ثبت میشه" من اونجایی دست کشیدم که تلاشهام ستودنی بودن، ولی به نرسیدن منتهی میشدن. من خستم از تلاشهای ستودنی.
وقتی این موقع شب بیدار باشی، میفهمی زلزله های خفیف رو. اتفاقا با ریتم آهنگم جور بود.
اگه بچهای دارید که تو خواب خروپف میکنه بدانید و آگاه باشید که میتونه مهم باشه، چون میتونه باعث کاهش IQش بشه.
سلام روح عزیز
دلم روزهایی رو میخواد که تنها دغدغهام انتخاب رنگ استتوسکوپم باشه. تنها فکرم صبحونهی فردا و قهوهی بعدش. زندگی رو لحظهای ببینم و لحظه رو هم دوست داشته باشم. همین.
دلم روزهایی رو میخواد که تنها دغدغهام انتخاب رنگ استتوسکوپم باشه. تنها فکرم صبحونهی فردا و قهوهی بعدش. زندگی رو لحظهای ببینم و لحظه رو هم دوست داشته باشم. همین.
من توی تصمیمهای عادی زندگیم موندم، نمیدونم قراره چطوری این کار رو بکنم.
#TheResident
#TheResident