Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
تو آن شعری که من جایی نمیخوانم،که میترسم
به جانت چشم زخم آید چو میگویند تحسینم

#شعرها
طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی‌ام

#شعرها
پیر ما غسل به خوناب جگر می فرمود
که دل آیینه عشق است صفا می خواهد

#شعرها
در سخن مخفی شدم مانند بو در برگ گل
هر که دارد میل دیدن، در سخن بیند مرا

#شعرها
ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مست
ما بی‌تو خسته‌ایم تو بی‌ما چگونه‌ای
#شعرها
Audio
خودآزاریِ ذهنِ من
@theGabbro
سلام روح عزیز
همین که هنوز خودم رو مجبور میکنم برایت هر شب نامه بنویسم، یعنی هنوز هستم. این‌روزها به کارهایی که باید انجام دهم تا زندگی رو با زجر کمتری تحمل کنم فکر میکنم. و یکی از ساده ترین کارها، گفتن به درک‌های بیشتر است. دیگری با آدم‌ها مثل خودشان رفتار کردن است، مثل شکنجه برایشان می‌ماند، حس خوشِ انتقام میدهد. فعلا همین.
تصمیمِ درستی که خوشحالت نکنه، غلطه.
تصمیمِ درستی که خوشحالت نکنه، غلطه؟!
Anonymous Poll
43%
دقیقا.
36%
خیر، خیلیم درسته.
21%
اومدم نظرهارو ببینم.
سلام روح عزیز
این‌روزها به نسبی بودن فکر میکنم. آخه همه‌چیز نسبیه، ولی ما به همین نسبی‌ها هم بدجوری چسبیدیم و ول نمیکنیم چون می ترسیم بیفتیم وسط چیز بدتری. آره، منم چسبیدم به آرامشِ نسبیِ پر از غمم و حاضر نیستم ذره‌ای فاصله بگیرم تا شاید شادی، سقوط آزادی نباشه‌. ولی کی میتونه بگه این اشتباهه؟ هیچ درست و غلطی وجود نداره، همه‌چیز نسبیه.
Forwarded from هلاهل
شاید که عشق هدیه ابلیس است؛ اندوه اگر سزای وفا باشد
شاید "اگر" شکوفه نومیدیست؛ شاید که مرگ هستی ما باشد
شعر از نصرت رحمانی
@zahre_halahel
Forwarded from That's all folks! (Nima)
وقتی از وودی آلن پرسیدن چته چه مرگته اینقد فیلم می‌سازی یه مشت چرت و پرت گفت و بعد اضافه کرد که تو تیمارستان به دیوونه‌ها از این رنگ‌انگشتی‌ها می‌دن که نقاشی کنن و سرشون گرم بشه و کار دست خودشون ندن. منم فکر کردم بهتره سرم گرم باشه که کار دست خودم ندم.
حالا به نظر من هم بهترین کار برای این که از افسردگی، پوچی یا هر فکر فلج‌کننده‌ای بیرون بیاییم اینه که مدام خودمون رو مشغول یه کاری بکنیم. چون راه دیگه‌اش انگیزه‌اس که شکر خدا هیچ‌کدوم نداریم انگار. پس می‌مونه این مشغولیت تمام وقت برای فرار از فکر کردن. حالا اگر می‌بینید من مدام اینجا رو به روز می‌کنم و جواب پیام‌ها رو می‌دم درواقع دارم سر خودمو گرم می‌کنم چون کافیه گوشی رو بذارم زمین و اون‌وقت ببینم سیزیفی هستم که بالای کوه ایستاده و سنگ بزرگش داره قل می‌خوره می‌ره پایین. و تو رو خدا نگین سیزیف رو نمی‌شناسین!
[ باهام باش، تا هستم. ]
یه شب دیگه هم صبح شد و نخوابیدی.
تو آینه به خودم لبخند میزنم. قرمزی چشم‌هام رو بررسی میکنم. یه قوی باش میگم و فکر میکنم که چیه زندگی؟ کاش توی مسیر خوابم ببره و نخوام به جواب این سوال فکر کنم.
Dr to be things.