Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
وقت‌هایی سخت میشه قدم گذاشتن در راه خودت که راهی نداری. اینجور مواقع ترجیح میدم جایی نرم، فقط بشینم. میدونی چی میگم؟
بازخورد منفی‌ای از برخوردِ اجتماعی یا بهتر توصیفش کنم سکوتِ اجتماعی‌ایم گرفتم. تا حالا به چوب بستنی و بز تشبیه شدید؟!
همه فکر می‌کنند اتفاقات می‌افتند تا ما از آن‌ها درس بگیریم و تجربه کسب کنیم، انگار قطع شدن پا برای یاد گرفتنِ زندگی بدون پا باشد. منطقیست؟!
من اگه دوباره شروع میشد، باهاش مهربون‌تر می‌شدم. فقط همین.
قبلا فکر میکردم توانایی گوش دادن به اتاق سرد آبی برام سخت باشه، انقدر سخت که نمیتونستم با ترس گوش دادنش رو به رو بشم. آخه تو توضیحش نوشته شده "...روایتی است در چهار فصل از چندین نامه عاشقانه یک دیوانه آزرده حال، برای معشوقی که برای همیشه رفته است. مردی که انگار از پس اندوهش بر نمی آید و واژه ها راه نفسش را بسته اند، شرح شوریدگی، جنون، دلبستگی و ویرانی بعد از فراق..."، این وصف حال من هم هست. امروز قسمت یک رو پلی کردم، هیچ حسی بهم نداد.
من همیشه دلم میخواست باهاش حرف بزنم، همیشه ی همیشه. الان؟ آخرین بار که خیلی خیلی دلم خواست باهاش حرف بزنم، بهم گفت میدونی چندسال وقت داشتی بری؟ ( دلش می‌خواست برم ) بهش گفتم تا حالا عاشق شدی؟ گفت خب؟ ( عاشق شده بود ). از اون مکالمه به بعد انگار وجود نداشته باشم، نمیتونستم که بخوام که باهاش حرف بزنم.
به قول مامانم، باز بیکار شدم.
هر وقت بیماری جدیدی رو به خودم نسبت میدم، یا هر بار از اون میگم، اینو بهم میگه. انگار که اونم یه بیماری نسبت داده شده به من باشه.
"ذبح غرور و عرض نیاز"
"از این‌جایی که من دنیا رو نگاه میکنم تو خیلی خوب بودی، خیلی."
با نگاهت بغلم کن.
با نگاهت بغلم کن.
با نگاهت بغلم کن.
چیکار میکنی؟
+ دنبال ستاره می‌گردم.
سلام روح عزیز
حالم خوب نیست و به نمی‌شود.
من خود بلای خویشم از خود کجا گریزم؟

#ممبررفته_ازدست
دیدن این تابلو یادم آورد که، هروقت از اون جهنم برمیگردم باید بگم خوشا شیرازُ...
اما من مطمئنم که نمیخوام.
#TheResident
ترسم از اعلام این لحظه. اشکش. آه.
#TheResident
All of us deserve this.
#TheResident
Forwarded from آگوا
آگوا
Photo
از مجموعه‌ی یادته؟