Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
امروز جیغ زدم با تمام وجود، خیلی هم تلاش کردم از ته دل بخندم ولی نشد.
[ مستیم از شراب نبود که بخواد بپره ]
Che Begooyam
Salar Aghili
چه بگویم نگفته هم پیداست

@theGabbro
انقدر غم‌هام تکراری‌ان که ارزش گفتن ندارن. همون همیشگی‌ها.
Forwarded from •Tahca•
چه روزها را بیهوده در انتظار گذراندیم..
#ناشناس

خیلیا هم هستن ک میخوان جای تو باشن تو حداقل جایگاه اجتماعی پول و کار داری و همیشه غرمیزنی و ناله میکنی اززندگیت.. درسته زندگی خیلی گوهه تو این جامعه اما خب حداقل تو جزو بهترین های این جامعه گوهی همینشم خوبه
انگار خوشی واقعا میزنه زیر دل ادما!
آره زندگی خیلی گنده ولی نه بخاطر خودش، بخاطر آدم هاش. یکی مثل من. یکی مثل شما.
جایگاه اجتماعی و کار و پول دارم. یعنی پزشکی. یعنی رشته ای که براش تلاش کردم. گفتم که از یه جایی به بعد خودت هویتی نداری. تو فقط یه پزشکی. یه پزشک که هیچ مشکلی تو زندگیش نداره و چون خوشی زده زیردلش میاد غر میزنه.
از این به بعد اینجا بیشتر از قبل فاقد محتواست لطفا زودتر لیو بدید. این کاربر خسته‌تر از اونه که تحمل کنه.
اولین یا با ارفاق دومین فیلم ترسناک عمرم رو دیدم.
قبل از شروع بیشتر ترس از رفتن آبروم در اثر جیغ زدن داشتم تا ترس از فیلم. ولی اوایل فیلم از شدت خستگی داشتم با خیال راحت چرت می‌زدم که با صدای جیغ بقیه بیدار شدم. بقیه ی فیلم هم به حالت پوکر به صفحه زل زده بودم.
#TheNun
به بار بهم گفت تو منو نمی‌شناسی که دوسم داری.

من قسمت هایی ازش که به کسی نشون نمی‌داد رو دیده بودم، ولی آدم ها بدون نقاب که بازی نمی‌کنن. من فقط اینو نمی‌دونستم.
آدم های دنیای من شبیه همین ناشناس هستن، همینه که به این دنیا تعلق ندارم.
بر خرِ مراد سوارم!
دیگه فقط روزهایی با احتمال بارش ناگهانی خط چشم می‌کشم، تا به خودم یادآوری کنم خط چشمت ضدآب نیست، نباید گریه کنی. روزهایی مثل امروز.
میدونید چی شده که حال خوبم متزلزل شده؟ طولانی مدت در معرض آدم‌ها قرار گرفتم.
از دیشب این موضوعِ پزشکی‌های بی درد خیلی ذهنم رو درگیر کرده بود، امروز سرکلاس که بودم یه نگاه به اطرافم کردم، دختری رو دیدم که پدر و مادرش رو از دست داده بود، پسری رو دیدم که پدرش مستخدم بود و به همین دلیل دختری که دوستش داشت ردش کرده بود، دختری رو دیدم که پدرش بیماری لاعلاج داشت، پسری رو دیدم که نان‌آور خونواده اشون شده بود و من آدم اجتماعی‌ای نیستم، داستان خیلی هارو نمیدونم. اما خواستم بدونید این‌ها هم‌کلاسی های من بودن، همون پزشک هایی که شما فکر می‌کنید خوشی زده زیر دلشون. آدم ها دردهایی دارن که شما نمیدونید.
نیمه ی تاریک وجودم با تمام قوا کنترل رو دستش گرفته و اون یکی نیمه بی‌حال و خسته افتاده یه گوشه.
زنگ زدم به مامان با صدای گرفته براش از امروز گفتم، وسطش که بغضم ترکید، میخنده میگه خیلی بامزه گریه می‌کنی و همین به جای تمام حمایت و آغوشی که کل روز نداشتم کافی بود.
"When you walk through a storm
Hold your head up high
And don't be afraid of the dark."

#راهنمای‌کهکشان
ماروین از شدت تنفر نسبت به همه ی آدم‌های موجود در اتاق فرماندهی برای خودش زمزمه می‌کرد.

#راهنمای‌کهکشان