Gabbro
5.7K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
Forwarded from سَبيدو
تجربه ى لذت لحظه اى كه احساس كنى نه چيزى كم دارى نه چيزى زياد، بلوغى كه در نتيجه ش خودت براى خودت كافى باشى، به قول بوبن يك تنهايى درخشان
مرا با روزگار خویش بگذار
نگیرد سرزنش در لاابالی

#شعرها
میگم غمم‌گینه، میگه مگه تو با خودت به صلح نرسیده بودی؟ میگم با خودم هم که به صلح برسم با دنیا نمیتونم به صلح برسم. میفهمی؟
قبل از پرسیدن هر سوالی به این فکر میکنم که به جوابش نیاز دارم یا نه. این شده که این روزها هیچ سوالی از هیچ کسی ندارم. میشه گفت متدِ "به من چه" و "خب که چی".
جواب ذهنیم در برابر تمام اتفاق هایی که به من مربوط نیست شده "به چپم". البته با ریتمِ "گور بابای عدالت، به چپم که رفت مهلت". و نمی‌دونید چه اتفاق های کمی هستند که مستقیما با شما در ارتباطند.
قدم بعدیم
شناسایی اعتیادهام و ترکشونه. که حالا میگم براتون. همین کانال و بقیه کانال ها شده از بزرگترین اعتیادهام بعد از قهوه البته. اینجا هم اونجاییه که باید ضررشون رو به مزایاشون بسنجم.
اگه فکر می‌کنید دست خودم رو گرفتم بردم گردش و دارم تنبیه و توجیهش می‌کنم، درست فکر می‌کنید.
رابطه‌مون اینجوری شده که می‌گم، ببین من دوسِت دارم ولی این کارت رو دوست ندارم. همین‌قدر مادر و فرزندی.
Forwarded from •Tahca•
میگفت دلیل افسردگی، انتظارِ شادمانیه. کسی که فک نکنه زندگی سراسر باید شادی و زیبایی باشه هیچوقت افسرده نمیشه، چون هیچوقت فک نمیکنه چیزی رو ازش گرفتن. راست میگفت‌.
ابر باش
تا آسمونت شم
تا تنگ بگیری ام در آغوش.
بهم میگفت رفتار تو مثل بچه هاست.
توهم منفی يعنی چیزی که باید درک کند را درک نمی کند و توهم مثبت یعنی چیزی که وجود ندارد را درک کند. نصف مشکلات من از توهم های منفی خودم و توهم های مثبت بقیه است.
Forwarded from آگوا
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق

#شعرها
که این راه را پایانی نیست، که این رفت و آمد ها تمومی نداره. خانه به دوشی تا کی؟
گفتا زندگی بسی دشخوار است، پس هفت کفش آهنین و هفتاد قبای پولادین پوش و به بلاد کفر رو. گفتمش تا باشد.
[ بسیار حساس بودن در دنیای غیرحساس ]
کتابخونه ی دانشگاه نیست که، کمپ کنکوریاست. اون وقت من که کنکوری بودم هیچ کتابخونه ای اجازه ورود کنکوری هارو نمی داد.
با اینا زندگی رو سر می‌کشم.
میری دورترین نقطه ممکن جوری که هیچ ردپایی ازت نباشه، وسط یه جزیره دورافتاده، که تک و تنها باشی، میبینی یکی با قایق خودشو بهت رسونده و داره واست دست تکون میده.