چون که به چالش در این زندگی برای ادامه دادن نیازمندم، تمام کتاب هایی که در سال ۹۸ تموم میکنم رو میخوام بنویسم و برنامه ام ۲۵ کتاب در سال هست. کمه ولی بیشتر از این غیرواقعبینانه است برای من.
میگه
من اینجوریام که میجنگم میجنگم که خودمو بهت ثابت کنم ولی تو یه لحظه جوری میرم که انگار هیچ وقت نبودی هیچ وقت نبودم. :)
نگفته بود اینجوریه نگفته بود و حالا باورم نمیشه کسی غیر از این باشه.
من اینجوریام که میجنگم میجنگم که خودمو بهت ثابت کنم ولی تو یه لحظه جوری میرم که انگار هیچ وقت نبودی هیچ وقت نبودم. :)
نگفته بود اینجوریه نگفته بود و حالا باورم نمیشه کسی غیر از این باشه.
Forwarded from دال
برات نوشته بودم فقط تویی که میتونی همه چیز رو عوض کنی. اشتباه میکردم اما. البته اگر منظورم از عوض کردن، خراب یا بدتر کردن نبوده باشه!
بچه ها میاید از کارهایی که بلدید، از توانایی ها، یا هرکاری که در کنار درس یا کارتون و نامرتبط باهاش انجام میدید بگید؟
خالی:
پوچ، پوک، تهی، تخلیه، آزاد، رها، بی سکنه، بلاتصدی، بلامتصدی، بری، عاری، فارغ، صرف، محض، خلوت، خلوتگاه
پوچ، پوک، تهی، تخلیه، آزاد، رها، بی سکنه، بلاتصدی، بلامتصدی، بری، عاری، فارغ، صرف، محض، خلوت، خلوتگاه
میگه برنامه ات چیه. میگم تنها برنامه ام کوتاه کردن ناخن هام و بنفش کردنشونه. چون من توخالی هستم. نمیشود برایم مرد و این حرف ها. ولی مردن شما چه دردی از من دوا می کند؟ کم شدن یک هم صحبت احمق؟
فرق من باهاش این بود که من فکر میکردم همه احمقن، حتی خودم. اون فکر میکرد همه احمقن، به جز خودش.
❤🔥2
داشتم استوری سیگار کشیدنش رو نگاه میکردم که تو قسمت سیاه گوشه ی تصویر چشمهای خودم رو دیدم و از احساس دلسوزی ای که برای خودم داشتم احساس تنفر کردم بعد دیدم که از این همه احساس دوست دارم بالا بیارم پس اینجا نوشتمش.
باورش سخته که سه ساله دارم میرم دانشگاه و نه تنها عادت نکردم بلکه فراری تر هم شدم. و تا الان بیشتر از یکماه نموندم اونجا. خدای ناسازگاری که میگن منم. من.
منتظرم بیایی
و از برابر من بگذری
زیبا
پیرشده
آراسته به نوری
که از تاریکی من دریغ کردهای.
و از برابر من بگذری
زیبا
پیرشده
آراسته به نوری
که از تاریکی من دریغ کردهای.