Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
باید حواسم باشه وقتی از دانشگاه برمی‌گردم چیزی از اونجا و متعلقاتش رو با خودم برنگردونم.
- آدم از بدبینی بیشتر ضربه می‌خوره یا از خوش‌بینی؟

+ من از خوش‌بینی ضربه ها خوردم. ولی بدبینی هیچ‌وقت بهت خیانت نمی‌کنه.
چون که به چالش در این زندگی برای ادامه دادن نیازمندم، تمام کتاب هایی که در سال ۹۸ تموم می‌کنم رو می‌خوام بنویسم و برنامه ام ۲۵ کتاب در سال هست. کمه ولی بیشتر از این غیرواقع‌بینانه است برای من.
اگه من تونستم، میام بهتون می‌گم که زندگی بی عشق و امید و هدف و انگیزه هم زندگیه.
میگه

من اینجوری‌ام که می‌جنگم می‌جنگم که خودمو بهت ثابت کنم ولی تو یه لحظه جوری میرم که انگار هیچ وقت نبودی هیچ وقت نبودم. :)

نگفته بود اینجوریه نگفته بود و حالا باورم نمیشه کسی غیر از این باشه.
سیگار کشیدنش مکدرم می‌کرد.
Forwarded from دال
برات نوشته بودم فقط تویی که می‌تونی همه چیز رو عوض کنی. اشتباه می‌کردم اما. البته اگر منظورم از عوض کردن، خراب یا بدتر کردن نبوده باشه!
بچه ها میاید از کارهایی که بلدید، از توانایی ها، یا هرکاری که در کنار درس یا کارتون و نامرتبط باهاش انجام می‌دید بگید؟
می‌دونستید داروی یتیم هم داریم؟ :)
خالی:
پوچ، پوک، تهی، تخلیه، آزاد، رها، بی سکنه، بلاتصدی، بلامتصدی، بری، عاری، فارغ، صرف، محض، خلوت، خلوتگاه
میگه برنامه ات چیه. میگم تنها برنامه ام کوتاه کردن ناخن هام و بنفش کردنشونه. چون من توخالی هستم. نمی‌شود برایم مرد و این حرف ها. ولی مردن شما چه دردی از من دوا می کند؟ کم شدن یک هم صحبت احمق؟
دلم خواست یه روز با یه ماسک شیمیایی توی خیابون قدم بزنم.
فرق من باهاش این بود که من فکر می‌کردم همه احمقن، حتی خودم. اون فکر می‌کرد همه احمقن، به جز خودش.
❤‍🔥2
اشتباه من اون زمان هایی بوده که یادم رفته ماسک ناافسرده ام رو بزنم و لو رفتم.
[ از آن پس در پیِ همزادِ ناپیدا ]
نوشتن از غمِ او آشکار کردن بلاهت خودمه.
داشتم استوری سیگار کشیدنش رو نگاه می‌کردم که تو قسمت سیاه گوشه ی تصویر چشم‌های خودم رو دیدم و از احساس دلسوزی ای که برای خودم داشتم احساس تنفر کردم بعد دیدم که از این همه احساس دوست دارم بالا بیارم پس اینجا نوشتمش.
"ما همگی شاخ و بال گرفته از خاکسترِ فقدانی هستیم‌ که ققنوسش انگار مرده است."
بیا به هیچکی گره نخوریم.
باورش سخته که سه ساله دارم میرم دانشگاه و نه تنها عادت نکردم بلکه فراری تر هم شدم. و تا الان بیشتر از یک‌ماه نموندم اونجا. خدای ناسازگاری که میگن منم. من.
منتظرم بیایی
و از برابر من بگذری

زیبا‌
پیرشده
آراسته به نوری
که از‌ تاریکی من دریغ کرده‌ای.