Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
آنچه در ذهن دیگری می‌گذرد برای ما فی نفسه بی اهمیت است و اگر به سطحی بودن و پوچی افکار محدود بودن مفاهیم، حقارت طرز فکر و چگونگی عقاید و اشتباهات فراوانی که در ذهن غالب اشخاص وجود دارد به قدر کافی پی ببریم و علاوه بر این با تجربه بیاموزیم که مردم با چه تحقیری از کسی سخن می‌گویند که دیگر هراسی از او ندارند یا گمان می کنند حرفشان به گوشه او نخواهد رسید در این صورت به تدریج در برابر نظر دیگران بی اعتنا می شویم.
#کتاب‌ها
حالم که خوب نیست با آهنگ ها عربده سر میدم، گویی میخوام انرژیم کم بشه تا غم هام کم بشه.
Thunder [MusicMand.IR]
Imagine Dragons [MusicMand.IR]
I was lightning before the thunder

@theGabbro
وقتی یک‌ نفر بهم پیام نمیده نمیتونم حتی اگه دلم بخواد، بهش پیام بدم چون اگه تصمیم گرفته باشه بدون اینکه بهم بگه ارتباطش رو قطع کرده باشه چی؟
ناراحتم چون انگار از خودکم‌بینی نشات میگیره این موضوع.
[ ساعت ها نشستن و کاری نکردن. ]
کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه رو بلخره تموم کردم و اکثر فصل هاش رو دوست داشتم.
#TheSubtleArtOfNotGivingAFuck
مشکل جنبش اعتماد به نفس این بود که اعتماد به نفس را بر اساس مقدار احساس مثبت مردم به خودشان اندازه می‌گرفت، اما معیار واقعی و دقیق از ارزش نفس یک شخص این است که وی چه احساسی نسبت به جنبه‌های منفی خودش دارد.
#TheSubtleArtOfNotGivingAFuck
ارزش های ما ماهیت مشکلاتمان را تعیین می‌کنند و ماهیت مشکلات‌مان کیفیت زندگی هایمان را مشخص میکنند.
#TheSubtleArtOfNotGivingAFuck
مشکلات شاید اجتناب‌ناپذیر باشند اما مفهومشان نه ما قادر هستیم که معنای مشکلاتمان را کنترل کنیم بر اساس آن که چطور درباره ی آنها فکر کنیم و چه استانداردی برای سنجیدن آنها انتخاب کنیم.
#TheSubtleArtOfNotGivingAFuck
Mood.
I was Janet.
#BlueJasmine
میدونی اگه قوانین سخت من، باعث نشه حال بهتری داشته باشم پس فایده اشون چیه؟
باید مدام به خودم یادآوری کنم که چه کارهایی برای خودم انجام میدهم، چه قدم هایی برمیدارم، تا از خودم بیشتر خوشم بیاد.
وقتی ارزش های زندگیتون رو زیر سوال می‌برید، احساس گم‌شدگی می‌کنید شایدم احساس ترس. اینکه تا الان همه چیز رو بر پایه چیزهای اشتباهی بنا کردید. مثلا من الان نمیدونم با تصمیم هایی که برای جلوگیری از آسیب دیدن گرفتم، چقدر به خودم آسیب زدم. نمیدونم چقدر از ترس ناراحت شدن در آینده، باعت ناراحتیِ الانم شدم.
Forwarded from سَبيدو
مهم نیست دوستش داشته باشی، اصرار داره قبولش کنی، فقط نگاه کن به این رقص مدام واقعیت پیش روی چشمهات، انگار دیدن گریزناپذیره، انگار که فقط اومدی که تماشا کنی، اختیار خیالت با خودته، اینکه چطور بفهمیش یا چه تصویری ازش بسازی، اینکه زندگیت‌رو فرصتی کوتاه و مغتنم بدونی یا آهنگی کند و ملال‌آور، اینکه ماجرای از سر گذشته‌رو زخمی پیچیده و فراموش‌نشدنی صدا کنی یا به عنوان تجربه‌ای گذرا و کم اهمیت ازش یاد کنی، اینکه تسبیح به دست خوشی‌های ریز و درشتت‌رو بشمری و بخاطر بلاهایی که هنوز سرت نیومده خدا رو شکر کنی یا برای اینکه زمانه ملاحظه‌ی بی‌قراریت‌رو نمیکنه و بنا نیست رویاهات تا یکی دو ساعت دیگه محقق بشن از زندگی و اهلش کناره بگیری، با خودته بشینی یه گوشه و از افتادن برگ درخت و شکل ابرها تأثیر بگیری یا از سایش روزمرگی و ملال دیگری با زندگی خودت قصه‌ی شیرین بسازی، هر جور که دوست داری باور کن، تنها اجبار این دنیا دیدنه، باید تا آخرش بشینی و تماشا کنی، فرانتس کافکا جایی به یانوش میگه نوشتن برام مثل یک‌جور چشم به هم گذاشتنه، اون حتی برخلاف همه که میگن آدمها عکس می‌گیرن تا چیزی‌رو برای همیشه پیش خودشون نگه دارن معتقده ما از چیزی عکس می‌گیریم تا طردش کنیم، و از آلبو‌م‌ها کمک می‌گیریم تا شاید از سنگینی بار بخاطر سپردن و به یاد آوردنشون خلاص‌شیم، نه آقا، از جوی شیر و عسل خبری نیست، از من بپرسی میگم بهشت پر از ندیدن و فراموشیه
[ تنها اجبار این دنیا دیدنه ]