زندگی خودش راه رفتن توی یه راه پر از شاخ و برگ های سمیه واسه همینم وسط زندگیمون به یه آدم که شاخه های سمی رو میکنه تو چش و چار مون نیاز نداریم
Forwarded from Lost Lake
بیاین باهاتون در مورد کتامینِ عزیز صحبت کنم. داروی آرامبخش و ضد درد.
دوز پایینش باعث سرخوشی میشه. توی فیلما دیدین طرف یه سُرُم شیری رنگ بهش وصله و داره حال میکنه؟ اون!
باعث میشه در نهایت هوشیاری طرف هیچ دردی رو حس نکنه.
هنوز قسمت معرکهش مونده.
باعث میشه حافظه به شدت عالی عمل کنه! طرف شعری که ده سال پیش واسش خوندنُ یادش میاد! و شروع میکنه میخونه واست! میگن اصلا با مریضی ک کتامین گرفته نباید حرف بزنی وگرنه دیگه نمیتونی ساکتش کنی.
و.. ازش به عنوان داروی اعتراف هم استفاده میکنن.
لیلیای بودم با چشمهای ستارهای سر کلاس ۷ صبح یه روز شدیداً ابری. به به
دوز پایینش باعث سرخوشی میشه. توی فیلما دیدین طرف یه سُرُم شیری رنگ بهش وصله و داره حال میکنه؟ اون!
باعث میشه در نهایت هوشیاری طرف هیچ دردی رو حس نکنه.
هنوز قسمت معرکهش مونده.
باعث میشه حافظه به شدت عالی عمل کنه! طرف شعری که ده سال پیش واسش خوندنُ یادش میاد! و شروع میکنه میخونه واست! میگن اصلا با مریضی ک کتامین گرفته نباید حرف بزنی وگرنه دیگه نمیتونی ساکتش کنی.
و.. ازش به عنوان داروی اعتراف هم استفاده میکنن.
لیلیای بودم با چشمهای ستارهای سر کلاس ۷ صبح یه روز شدیداً ابری. به به
ای کاش دست های تو را تنها
ای کاش دست های تو را اینجا
ای کاش دست های تو را اما
پایان جمله ام به توانم نیست
ای کاش دست های تو را اینجا
ای کاش دست های تو را اما
پایان جمله ام به توانم نیست
Forwarded from جادوگر عوضی پاییزه (Rozhan)
-وقتی ناراحتی چیکار میکنی؟
-میرم یه گوشه وانمود میکنم زندگی وجود نداره.
-میرم یه گوشه وانمود میکنم زندگی وجود نداره.
You're on a different road, I'm in the milky way
You want me down on earth, but I am up in space
You want me down on earth, but I am up in space
: مناعت طبع شما مهر تاییدی است بر آنتاگونیست بودن ذهنیتت در ماورای باور بشر واقع در جهان موازی خرزو خان
وقتایی که دانشگام مثل خزه میچسبم به محیط ،
آدم وقتی حس بی پناهی داره خزه میشه خب،
خزه شدن همانا و تکون های محیط همانا ...
آدم وقتی حس بی پناهی داره خزه میشه خب،
خزه شدن همانا و تکون های محیط همانا ...
Forwarded from که به رؤیا دیدم (ماهی گُلی☁)
-اگر دست من بود به خورشید مرخصی می دادم و به شب اضافه کار!
سیگاری روشن می کردم و با دود از هواکش کافه بیرون میرفتم.-
سیگاری روشن می کردم و با دود از هواکش کافه بیرون میرفتم.-