دارم فکر میکنم من جایی ندارم پس سرکلاس ها چیکار دارم، کنار این آدم ها چیکار میکنم و باز هم با این فکر که ولی آینده ای داری که نمیخوای از این خرابترش کنی خودم رو ساکت میکنم و سعی میکنم به فیلمی که قراره ببینم فکر کنم. میبینی فرار نکنی چیکار کنی؟
مسواک میزنی، آلارم فردا رو تنظیم میکنی، سرت رو میذاری رو بالشت و تازه میبینی که ذهنت چه میزاید باز.
+ وقتی اسم ترس رو میشنوید چی به ذهنتون میاد و رویکردتون در برابرش چیه؟
- از دست دادن یکی از اعضای خانواده، رویکردم هم خودکشی.
- از دست دادن یکی از اعضای خانواده، رویکردم هم خودکشی.
ما بین دوره هایی از رنج و ملال به سر میبریم. از رنج که رهایی می یابیم وارد دوره ی بی حوصلگی میشیم. در تلاش برای حفظ یک تعادلم.
نشستم براش دونه دونه مشکلاتی که باهاشون رو به رو بودم رو توضیح میدم، میگه اون گربهه چقدر چشاش خوشگله. اینجا همونجاییه که شخصیت داستان سیگارش رو زیر پاش له میکنه و میذاره میره. ولی من نه سیگار داشتم نه میتونستم برم.