Forwarded from وهمِ سبز
خدایا، میدانم زمان زیادی است به درگاهت دعا نكردهام. راستش مطمئن نیستم هنوز به حرفهایم گوش میكنی یا نه. اما حال و روزم را میبینی. حالتم بحرانی است. به من یا عشقی حقیقی بده تا از این دلزدگی و فشار نجات پیدا كنم یا كاری كن چنان بیاحساس بشوم كه بی عشق زندگی كردن برایم مهم نباشد.
- ملت عشق -
- ملت عشق -
Forwarded from نگار🌊 (Negar)
در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیز ها همیشه در درون آدم اتفاق می افتد. اگر اتفاق در بیرون بیفتد، مثل وقتی که اردنگی می خوریم، می شود زد به چاک. اما از درون غیر ممکن است. وقتی به این حالت دچار می شوم، می خواهم بروم بیرون و دیگر به هیچ کجا برنگردم.
زندگی در پیش رو، رومن گاری
زندگی در پیش رو، رومن گاری
برای اینکه احساس نکنم اینجا دورافتاده هستم، قبل از اومدن به خودم از عطر داداشم زدم و تا وقتی بوش هست احساس میکنم جزئی از خونه با منه.
برای اینکه کمتر احساس بدبختی کنم و احساس کنم خوابگاه میتونه فایده ای داشته باشه، تصمیم گرفتم با اینترنت اینجا فیلم دانلود کنم. که گوشیم گفت با این سرعت ۳۳ ساعت دیگه تازه با پایین ترین کیفیتش دانلود میشه! و بله غمگین تر شدم و بیشتر در جزوه ی خود فرورفتم.
Forwarded from That's all folks! (Nima)
نمچی عزیز،
حرف مردم هیچ اهمیتی ندارد. خود مردم هم هیچ اهمیتی ندارند. همه از دم یک مشت پرمدعای همهچیزدان هستند که برای هیچ چیز ارزشی قائل نیستند و تو را و جد و آبائت را به دُم زرشک خشک شده میفروشند. نگاه از بالا؟ اصلا نگاهشان نکن!
این از من!
ناارادتمند تو
دشمن مردم
حرف مردم هیچ اهمیتی ندارد. خود مردم هم هیچ اهمیتی ندارند. همه از دم یک مشت پرمدعای همهچیزدان هستند که برای هیچ چیز ارزشی قائل نیستند و تو را و جد و آبائت را به دُم زرشک خشک شده میفروشند. نگاه از بالا؟ اصلا نگاهشان نکن!
این از من!
ناارادتمند تو
دشمن مردم
That's all folks!
نمچی عزیز، حرف مردم هیچ اهمیتی ندارد. خود مردم هم هیچ اهمیتی ندارند. همه از دم یک مشت پرمدعای همهچیزدان هستند که برای هیچ چیز ارزشی قائل نیستند و تو را و جد و آبائت را به دُم زرشک خشک شده میفروشند. نگاه از بالا؟ اصلا نگاهشان نکن! این از من! ناارادتمند…
بیایم اینارو سرلوحه قرار بدیم.
ولی درس هاتون اهمیت داره، اینکه من الان از استرس نمیتونم بخوابم گویای این مسئله است.
اجتماع از شما توقع داره، توقع اجتماع از شما، احساس نارضایتی از خود به وجود میاره و این ناکارامدی حال شما رو بد میکنه. درواقع اجتماع هرچی رشته کردی پنبه میکنه.
دارم فکر میکنم من جایی ندارم پس سرکلاس ها چیکار دارم، کنار این آدم ها چیکار میکنم و باز هم با این فکر که ولی آینده ای داری که نمیخوای از این خرابترش کنی خودم رو ساکت میکنم و سعی میکنم به فیلمی که قراره ببینم فکر کنم. میبینی فرار نکنی چیکار کنی؟