ما صرفا به این دلیل ساده رنج می بریم که رنج بردن از لحاظ زیست شناختی مفید است. این انتخاب طبیعت برای تشویق به تغییر است ما طوری تکامل یافته ایم تا همیشه در درجه ای از نارضایتی و تردید نفس زندگی کنیم چون موجود با نارضایتی و تردید نفس خفیف است که بیشترین تلاش را برای نوآوری و بقا انجام خواهد داد ما طوری تنظیم شده ایم که از داشته هایمان ناراضی باشیم و تنها به آنچه نداریم راضی شویم این نارضایتی مداوم گونه ما را در حال جنگ و تلاش نگاه داشته است پس درد و رنج ما ایراد تکاملی نیست یک ویژگی انسانی است.
#TheSubtleArtOfNotGivingAFuck
#TheSubtleArtOfNotGivingAFuck
ولی من میگم، موجود با نارضایتی و تردید است که دست میکشد. اگه میدونستم آخر این قصه به خونه رسیدن کلاغی هست که دست نمیکشیدم.
یه موقع هایی راهکار دفاعیت میشه فرار و خیلی هم آسوده ای. تا اینکه بدون اینکه بدونی راهت جوری کج میشه که باز برمیگردونتت همونجایی که بودی. و این چرخه روبه رو شدن، فرار، برگشتن، مدام تکرار میشه.
برگشتم به جای قبلی و جنازه ای نبود. گاهی یادت میره خودت بودی که غرقش کردی. و این خوبه.
Gabbro
ما همه خالی هستیم، ما خالی به دنیا می آییم و خالی از دنیا میرویم. من با رها کردن تو، فقط کمی خالی تر شدم و این کمی خالی تر دارد پدر مرا در می آورد.
《فک کنم این ی چیز خوبه..مثلا اگه ی ظرف پر باشه نمیشه استفاده ش کرد در حالی ک وقتی خالیه ب درد میخوره..ی خونه هم همینطور..و همینطور بقیه چیزا..کلی جا برا پر شدن دارن..ما سعی میکنیم بودنِ ی چیزیو بخوایم در حالی ک نبودنا گاهی بهتره》
#ممبرفرست
#ممبرفرست
ذهنم درگیر این خالی بودن شده بود، ولی این خالی با چیزی پر نمیشه، فقط خالی تر میشه، تا آخرش میبینی انقدر توخالی هستی که انگار وجود نداری.
برام نوشته بلخره یه کم از محو بودنت کم کردی! و من نمیدونم این خوبه یا بد. من هرچی محو تر میشم آروم ترم. اما در پس زمینه ی ذهنم از اینکه فرار شده تنها راه حلم آشوبم.
از تمام کلمه ها یه "خالی" رو بغل کردم و میخوام بذارم اتفاق ها بیفتن، احساس ها بیان، بدون پیشبینی. آخه من سر آزمون بود که فهمیدم پیشبینی ناپذیری نیست که ترسناکه، پیشبینیه که در اتفاقات نیفتاده حلول میکنه و بهشون ابهت میده. بزن بریم!