Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
پاهای پاییزی در بهار پاییزی.
دلم میخواست بهش یه پازل هدیه بدم و یک تکه اش پیشم بمونه تا وقتی اون پازل تو خونه ی مشترکمون قرار گرفت خودم تکمیلش کنم.
دلم می‌خواست توی هر قرار بهش یه دونه از این ماشین فلزی کوچولوها هدیه بدم تا بعدا یک کلکسیون با تاریخ قرارهامون داشته باشیم.
غمِ عشق، پناهگاهی شده برای فرار از بقیه ی غم هام.
ناراحت بودم، کتاب سفارش دادم. پایان.
با پست های اخیر کانال تانزانیا یاد آهنگ گروه آبجیز افتادم که می‌گفت: میخوام بشم یک دکترِ مهندس، آرتیستِ پولدار که وقت آزادش میشه یه خبرنگار.
علامت شاخص پریکاردیت درد خنجری در سینه است که با خم شدن به جلو بهتر شده و با دراز کشیدن بدتر می‌شود.
#Study
چه زمان هایی که درد خنجری شکل به تخت خواب رفتم.
و قسم به پاستیل های ترش.
بیا با دستمال سفید به استقبال خودمان برویم.
بعضی وقت ها باید یه کار غیر قابل بخشش کنی فقط برای این‌که بتونی به زندگی ادامه بدی.
Forwarded from نامحلول
من از کالبد ادمیت خود رَستَم

مرا دیگر سان به خاطر آر.
از تمامی نقش هایی که می‌توانم استعفا می‌دهم، از نقش در کانون ها و انجمن های دانشگاه و نقش معشوق کسی بودن تا انسان بودن، برای این‌که از احساس ناکارامدی خود بکاهم .
رفتم براش توضیح دادم دلایل کاملا منطقی برای استعفا رو، میگه خب حضور بقیه هم همینه. و دارم تصور می‌کنم که اگه یه موقع برای خدا هم توضیح بدم که چرا استعفا دادم از این دنیا با همچین جوابی رو به رو می‌شم.
Forwarded from آبانـــــــــ 🍃 (Nazanin.hatefi)
شما فکر میکنید یه آدم غیراجتماعی، ناراحت، عصبی، بی حوصله یا افسرده س؛ چون شما فقط در این شرایط یه گوشه میشینید و حرف نمیزنید و معاشرت نمیکنید. درحالیکه این توی لاک خود بودن و ارتباط محدود با آدما برقرار کردن، حالت نرمالِ این آدماست و همینجوری که هستن احساس آرامش و امنیت دارن. و وقتی ازش میخواین اجتماعی تر باشه، بیشتر معاشرت کنه، حرف بزنه، قاطی شه، بهش لطف نمیکنید. در واقع دارید مجبورش میکنید از گوشه امن و آرومش به خاطر خوشایند بقیه فاصله بگیره و توی یه وضعیتِ کاملا "نا"راحت گرفتار شه.

+بعد سر پذیرفته شدنِ LGBT ها کمپین راه میندازن. بابا بشر هنوز بعد این همه سال نتونسته با آدمهای درونگرا و غیراجتماعی کنار بیاد. چه انتظاری از آدما دارید.
Forwarded from دال
‏گاهی وقتا از خودم بدم میاد که مدام هرکسی رو با اون احمق مقایسه می‌کنم و نه می‌تونم از احساسم لذت ببرم، نه از دوست داشتن و نه کسی که دوستم داره.
افسردگی.
به اتفاقاتی که نمی‌شد تغییر داد می‌گفت نچرال دیزستر و کم کم هر اتفاقی که می افتاد شد نچرال دیزستر.
Forwarded from سَبيدو
بالاخره که باید یه روز بیای، بیای و بهم بفهمونی که الکی شلوغش میکردم، که این زندگی اونقدرام سر جنگ نداره، بیای و بگی چرا گور بابای بقیه، که نشونم بدی چطور خیلی از این غصه‌ها فقط لات کوچه خلوتن و زورشون به دو نفر نمیرسه، بیای و بفهمم که تمام این مدت بودی و این من بودم که دیگه یادم رفته بود چطور تصورت کنم، دارم یاد میگیرم منتظر نباشم، فقط اگه تو هم یه‌وقت رسیدی و پیدام نکردی، خیلی منتظر نمون
میگن عکس های یهویی بهترین عکس هان، راس میگن، یه عکس ازم گرفته شده که واسه روزهایی هست که با خودم به صلح رسیده بودم و وسط خوندن زمین بر پشت لاک پشت های محبوبم داشتم برای شما می‌نوشتم و کنار دستم هم یه بسته پاستیل کوسه ای و چی بهتر از این میتونه من باشه. هرچند که خبری از زیبایی های بصری و کمان ابرو و چشم های شهلا نباشه.
دوسش داشتم.
#TheAnthemOfTheHeart
من این لحظه ام. هزاران هزار بار این لحظه.
#TheAnthemOfTheHeart