Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
داشتم فکر می‌کردم اگه گربه داشتم براش یه دونه از این گوی های شیشه ای می‌خریدم که توش یه سگ باشه.
به قول نهالِ هذیون من نمی‌دونم زمان که بگذره درباره‌ی این روز‌های زندگی‌م و تصمیم‌های بی‌ربطی که دارم می‌گیرم چه فکری ممکنه بکنم.
Moonshine
Oscar And The Wolf
See the coldest and the darkest skin, and you glow inside the dream I'm in

@theGabbro
وضعیت جوریه که بیان کردنش فقط می‌تونه ترحم عده ای رو برانگیزه و ترحم شما نه تنها مرحمی برای این زخم نیست بلکه نمکی بر روی این زخمه.
به همین سادگی است ولی آسان نیست.
[ که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس ]
خشم مثل خیلی چیزهای دیگر احساس خوبی می بخشد اما به مرور زمان ما را از درونمان می‌بلعد.
#TheSubtleArtOfNotGivingAFuck
پاهای پاییزی در بهار پاییزی.
دلم میخواست بهش یه پازل هدیه بدم و یک تکه اش پیشم بمونه تا وقتی اون پازل تو خونه ی مشترکمون قرار گرفت خودم تکمیلش کنم.
دلم می‌خواست توی هر قرار بهش یه دونه از این ماشین فلزی کوچولوها هدیه بدم تا بعدا یک کلکسیون با تاریخ قرارهامون داشته باشیم.
غمِ عشق، پناهگاهی شده برای فرار از بقیه ی غم هام.
ناراحت بودم، کتاب سفارش دادم. پایان.
با پست های اخیر کانال تانزانیا یاد آهنگ گروه آبجیز افتادم که می‌گفت: میخوام بشم یک دکترِ مهندس، آرتیستِ پولدار که وقت آزادش میشه یه خبرنگار.
علامت شاخص پریکاردیت درد خنجری در سینه است که با خم شدن به جلو بهتر شده و با دراز کشیدن بدتر می‌شود.
#Study
چه زمان هایی که درد خنجری شکل به تخت خواب رفتم.
و قسم به پاستیل های ترش.
بیا با دستمال سفید به استقبال خودمان برویم.
بعضی وقت ها باید یه کار غیر قابل بخشش کنی فقط برای این‌که بتونی به زندگی ادامه بدی.
Forwarded from نامحلول
من از کالبد ادمیت خود رَستَم

مرا دیگر سان به خاطر آر.
از تمامی نقش هایی که می‌توانم استعفا می‌دهم، از نقش در کانون ها و انجمن های دانشگاه و نقش معشوق کسی بودن تا انسان بودن، برای این‌که از احساس ناکارامدی خود بکاهم .
رفتم براش توضیح دادم دلایل کاملا منطقی برای استعفا رو، میگه خب حضور بقیه هم همینه. و دارم تصور می‌کنم که اگه یه موقع برای خدا هم توضیح بدم که چرا استعفا دادم از این دنیا با همچین جوابی رو به رو می‌شم.