می توانستم عصبانی شوم و با او جروبحث کنم سعی کنم با درد خودم بر درد او غلبه کنم. اما فقط باعث میشد هردویمان احمق و بی احساس جلوه کنیم.
#TheSubtleArtOfNotGivingAFuck
#TheSubtleArtOfNotGivingAFuck
از لحاظ روحی گاهی، گاهیِ متمایل به همیشه، نیاز دارم کسی مرا مجبور به کارهایی که خودم و نه خودش، تصمیم گرفتم انجام دهم، کند.
Forwarded from I sing myself
من از بین تمام من هایی که بودم اون دوره ای از من بودن خیلی بهم چسبید که دوستک نقش پررنگی تو زندگیم داشت.
با دوستک من واقعا من بود، دیگه هیچکس نتونست من رو ترغیب کنه اون من باشه.
با دوستک من واقعا من بود، دیگه هیچکس نتونست من رو ترغیب کنه اون من باشه.
I sing myself
من از بین تمام من هایی که بودم اون دوره ای از من بودن خیلی بهم چسبید که دوستک نقش پررنگی تو زندگیم داشت. با دوستک من واقعا من بود، دیگه هیچکس نتونست من رو ترغیب کنه اون من باشه.
اینو برام فرستاده میگه تو اون دوستکی برای من. ^^
داشتم فکر میکردم اگه گربه داشتم براش یه دونه از این گوی های شیشه ای میخریدم که توش یه سگ باشه.
به قول نهالِ هذیون من نمیدونم زمان که بگذره دربارهی این روزهای زندگیم و تصمیمهای بیربطی که دارم میگیرم چه فکری ممکنه بکنم.
وضعیت جوریه که بیان کردنش فقط میتونه ترحم عده ای رو برانگیزه و ترحم شما نه تنها مرحمی برای این زخم نیست بلکه نمکی بر روی این زخمه.