گفت
مشکلی که برای تو به وجود اومده، خطرناکه از نوع خاصش است.از اون دسته مشکلاتی که تو رو به سقوط می کشونه و خودت هم متوجه نیستی. این قدر غرق مشکل میشی تا نابودت کنه. این میشه عاقبت کسانی که در زندگی دنبال چیزی میگردن و نمیتونن به اون برسن یا اینکه فکر میکنن زندگی نمیتونه اونو بهشون بده. به همین خاطر دیگه بیخیالش میشن. قبل از اینکه شروع کنن ناامید میشن و دیگه دنبالش نمیرن.
مشکلی که برای تو به وجود اومده، خطرناکه از نوع خاصش است.از اون دسته مشکلاتی که تو رو به سقوط می کشونه و خودت هم متوجه نیستی. این قدر غرق مشکل میشی تا نابودت کنه. این میشه عاقبت کسانی که در زندگی دنبال چیزی میگردن و نمیتونن به اون برسن یا اینکه فکر میکنن زندگی نمیتونه اونو بهشون بده. به همین خاطر دیگه بیخیالش میشن. قبل از اینکه شروع کنن ناامید میشن و دیگه دنبالش نمیرن.
اینجوری میگین که ببین اگه تو مثل من نیستی، پس یه جای کار اشکال وجود داره.
باشه، تو راس میگی.
باشه، تو راس میگی.
بعد از گذشت مدت زمانی خودت می فهمی که چه افکاری را قبول داری. حداقلش اینه که دیگه نمیخواد برای محک زدن افراد با نظرات متفاوت وقت خودتو هدر بدی تا بفهمی کدوم یک از اونا به درت میخوره. اون موقع است که حد و حدود ذهنت به دستت میآد و میتونی افکار مناسب رو داخل اون بگنجونی.
اصلا اهمیتی نداشت که چه کاری بکنم، فقط دلم میخواست نه کسی مرا بشناسد و نه من کسی را بشناسم. بعد باید نقش یک آدم کر و لال را بازی میکردم، چون اینجوری دیگر مجبور به حرف زدن با آدم های ابله نمیشدم.
با افتخار مشمئز کننده ای میگفت من هنوز به اون درجه از ناامیدی که تو رسیدی نرسیدم. هنوز. خودش هم میدونست قراره برسه، تعجب میکنم از چی خوشحال بود.
باید در وصف ۹۷ چیزی بنویسم اما احساس میکنم آنقدر نوشته ام که از هر حرفی راجع بهش خالیام.
Forwarded from سَبيدو
زیر هر سقفی چیزهایی هست که فقط اهل همون چاردیواری میدونن، رنجهای کهنهای که صداش از پنجره بیرون نمیره ولی همیشه هست، شاید این دیوارها فقط دیوار نیستن، شایدم زندانبان تقدیرن، نگهبان بخت، اینجان که مطمئن بشن چیزی عوض نمیشه، تو هیچ خونهای هیچی عوض نمیشه، هر چی که هست مال قبله، این دیوارها نمیگذارن چیزی بگذره، و این نگذشتن عمره که آدمرو پیر میکنه، آخه قطاری که نشه هیچوقت ازش پیادهشی به چه دردی میخوره؟ لطفا بهم کمی آسمون بده، یه جای بی سقف، یه جایی که بالاخره فرداشه
یکی باشه تو حال بدت برات زمزمه کنه، از فضایی بگه که بتونی توش غرق شی، بتونی فراموش کنی تا وقتی بتونی از جات بلند شی.
میگی امید، بیشتر از احساسم داره منو میشکنه.
ولی من تنها چیزی که ازت دریغ کردم امیده.
ولی من تنها چیزی که ازت دریغ کردم امیده.