از وقتي اینجارو ساختم متوجه به هم ریختگی ذهنیم شدم ، هیچ نظم فکری وجود نداره ،این خودش میتونه علت نا آرومی و آشفتگیم باشه!
یا چون آشفته ام ،نظم فکری ندارم؟!
چیز دیگه ای که متوجه اش شدم ،سطحی نگری و ظاهربینیم هست، برای ظاهرم برنامه دارم ولی برای افکارم نه ،به کجا دارم میرم ؟ چطور قراره بیست ساله شم؟ چه رشدی کردم تو این چند سال؟ برای رشد و ارتقا شخصیم چه کارهایی انجام دادم؟
چقدر از مسیر دور شدم...
یا چون آشفته ام ،نظم فکری ندارم؟!
چیز دیگه ای که متوجه اش شدم ،سطحی نگری و ظاهربینیم هست، برای ظاهرم برنامه دارم ولی برای افکارم نه ،به کجا دارم میرم ؟ چطور قراره بیست ساله شم؟ چه رشدی کردم تو این چند سال؟ برای رشد و ارتقا شخصیم چه کارهایی انجام دادم؟
چقدر از مسیر دور شدم...
هدف :
آماج، تیرخور، نشان، نشانه، غایت، غرض، قصد، مقصد، مقصود، منظور، آرمان، مرام، منوی، نصب العین.
آماج، تیرخور، نشان، نشانه، غایت، غرض، قصد، مقصد، مقصود، منظور، آرمان، مرام، منوی، نصب العین.
فرهنگ لغت شخصی رو که چند وقتی میشه شروع کردم اما در به کارگیریش اهمال ورزیدم ،
بذله گویی رو هم باید وقت صرف گلچین کردن جملات جالب و سعی در ابتکار و تغییر اونا به سبک خودم بکنم، استعاره های جدید رو جایگزین کلمات کلیشه ای کنم ،سعی کنم تشبیهام به موقعیت مکانی و زماني که استفاده میشه هم بخوره
از دندان آویزان شدنم که مثه ترافیک شب عید روشنه *.<
بذله گویی رو هم باید وقت صرف گلچین کردن جملات جالب و سعی در ابتکار و تغییر اونا به سبک خودم بکنم، استعاره های جدید رو جایگزین کلمات کلیشه ای کنم ،سعی کنم تشبیهام به موقعیت مکانی و زماني که استفاده میشه هم بخوره
از دندان آویزان شدنم که مثه ترافیک شب عید روشنه *.<
تنهاتر ميشم
نه دوست میخوام ،نه عشق
ضربه های زندگیمو از همینا خوردم
چرا باید گله زی و ضعیف باشیم؟ چرا باید اجتماعی باشیم؟ چرا باید با کسی حرف بزنیم؟ چرا باید کسیو دوست داشته باشیم؟
نه دوست میخوام ،نه عشق
ضربه های زندگیمو از همینا خوردم
چرا باید گله زی و ضعیف باشیم؟ چرا باید اجتماعی باشیم؟ چرا باید با کسی حرف بزنیم؟ چرا باید کسیو دوست داشته باشیم؟
باید تنها تر از تنها بشم ،
عمق چاهی که میخام توش باشم آنقدر زیاد باشه که کسی نتونه به هیچ طریقی بهم برسه ،راه فرار هم نمیخوام ،تنهايي انتخابمه
عمق چاهی که میخام توش باشم آنقدر زیاد باشه که کسی نتونه به هیچ طریقی بهم برسه ،راه فرار هم نمیخوام ،تنهايي انتخابمه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
U idiot ,idiot ,idiot .
Forwarded from وهمِ سبز
آدم دیگه یه جایی خسته میشه و نمیتونه با حجمِ زیاد غمی که آدمها بهش وارد کردهن ادامه بده.
جای قلبم یه حفره سیاهه،
جای احساساتم یه تنفر عمیق،
جای فکرام یه پوچی وسیییییع،
جای نفسام آه های سرد و یخ زا ،
جای نگاه ستاره دارم یه نگاه تاریک
جای احساساتم یه تنفر عمیق،
جای فکرام یه پوچی وسیییییع،
جای نفسام آه های سرد و یخ زا ،
جای نگاه ستاره دارم یه نگاه تاریک
👈🏻 شما خوب خنده اتو کنترل می کنی!
[سخن ساده ای که با فکر کردن بهش لبام کش میاد، آدم بداهه گوی موقعیت شناسی باشید]
[سخن ساده ای که با فکر کردن بهش لبام کش میاد، آدم بداهه گوی موقعیت شناسی باشید]
امروز استاد فيزيولوژى گفت واسه انجام رفلکس زانو ،دوتا دستتون رو تو هم مشت کنید و فشار بدید اینجوری ذهنتون رو این موضوع تمرکز میکنه و جلوی رفلکس رو نمیگیره ، فکر کنید همچين کار ساده ای، مشت کردن دست، میتونه تا این حد تمرکز ذهن رو به دست بگیره، اینو میشه تعمیم داد به تمام مواردی که میخوایم تمرکزمون از یه موضوع صلب بشه !
تو به قول غزل از ماه کمی ماه تری
تو ازین شاعر بی قافیه آگاه تر
در شب چشم تو من خواب عجیبی دیدم
خواب دندان زدن سرخی سیبی دیدم
سرخی سیب نجیبی که مرا عاشق کرد
دلش از دست منو دست نچیدن دق کرد
"غزل از چشم شما روی دلم میبارد
یک نفر نیست که این فاصله را بردارد؟"
همنفس بیشتر از فاصله ها تنهاییم
منو تو هر دو زمین خورده ی یک رویاییم
تن تو کوه تلنبار علایق شده است
سر این کوه پلنگی ست که عاشق شده است
تو ازین شاعر بی قافیه آگاه تر
در شب چشم تو من خواب عجیبی دیدم
خواب دندان زدن سرخی سیبی دیدم
سرخی سیب نجیبی که مرا عاشق کرد
دلش از دست منو دست نچیدن دق کرد
"غزل از چشم شما روی دلم میبارد
یک نفر نیست که این فاصله را بردارد؟"
همنفس بیشتر از فاصله ها تنهاییم
منو تو هر دو زمین خورده ی یک رویاییم
تن تو کوه تلنبار علایق شده است
سر این کوه پلنگی ست که عاشق شده است