Gabbro
5.68K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
یکی باشه آخر شبا پتو بردارين و برین رو پشت بوم یکی از بلندترين ساختمونا و داستان چراغ های روشن خونه هارو بگین.
- 15 -
گاهی هم حرف دارم هم دلم میخواد سکوت کنم.
Gabbro
Rastaak – Ekhtiarieh
تو گوشت رستاک بگه " دنیا قشنگه و اوضاع مرتبه"، سعی میکنی باور کنی.
Mood.
چه فرقی داره با نور کور شی یا تو تاریکی باشی و چیزی نبینی؟
لااقل چشماتو داری.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دستمو می گیرن روشنی رو نشونم بدن، فیبی میشم وقتی میگفت :
MY EYES!
شما خودتون یه " خب که چی " از نگاهم بخونید که دیگه نخوام چیزی بگم.
«دیوارا انگار تکیه دادن روی شونه ام.»
Forwarded from سَبيدو
قاعده ساده‌ست، وقت رفتن فقط باید رفت، بی‌جستجو برای تبصره‌ای، خالی از هر منت و طلبی، و بدون هیچ اصراری به فلسفه‌تراشی و زیبانمایی و مسابقه برای جمله‌سازی‌های جان‌سوز، تمام اون‌ چیزهایی که سال‌های سال بعد باعث میشن با مرورشون خام‌تر از چیزی که واقعا بودی بنظر بیای، با گذران عمر و در خلال رنجش‌های ریز و درشتش، بالاخره می‌فهمی که هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای‌ برای گلایه نیست، پرسیدن از بقیه درباره‌ی دلیل حرف و رفتار و انتخاب‌هاشون مثل نگاه‌کردن به آسمون قبل عطسه‌ست، یک‌جور واکنش بی‌معنای مرسوم در جهانی که توش هرگز چیزی‌ به عقب برنمیگرده، دنیایی که در اون رؤیاهات کاری به واقعیت ندارن، غرایزت به پولت نگاه نمی‌کنن، حادثه از خستگیت نمی‌پرسه و هیچکس برای دوست‌داشتنت با تو مشورت نمی‌کنه، و حالا تو میون این بلبشو میخوای از چی‌ بپرسی؟ کاش هر چیزی دلیل محکمی داشت، حالا که نداره باید کوتاه اومد، لااقل توی این یکی دنیا
آهنگ خوب بیشتر از آدم خوب تو این دنیا هست. که چی؟! که نیازی به هیچ آدمي نیست، آهنگ تو را می ستاید، در غم ها همراهي می کند، درک می کند، از زبان تو سخن می گوید، آرامش می دهد، شاد مي سازد، قدردان باشیم.
Forwarded from دال
https://t.me/theGabbro/4294
موسیقی خوب، کتاب خوب، چای خوش طعم...
دال
https://t.me/theGabbro/4294 موسیقی خوب، کتاب خوب، چای خوش طعم...
به جز چاییش، موافقم.
البته امروز یه ترکیب زیبا با چایی دیدم:

«نبات لبخندت، تو تلخی چاییم.»
Forwarded from که به رؤیا دیدم
آدم از یه جایی به بعد فقط سیاهی می بینه.قضیه سگ پاولفه داستان. وقتی بعد از یه مدت آرامش دوباره همه چی بهم میخوره و این چرخه هی تکرار میشه و تکرار میشه،خب فکر کنم این شرطی شدن عادی باشه.
زندگیم بدون اینستاگرام چند درجه آروم تر و زیبا تر شده، چقدر ازم انرژي و آرامش میگیرن انتخابام، اطرافيان. اینم در امتداد حذف های این چند روزم بود، بریزید دور هرچی اذیتتون میکنه و اخم میشید و حس بد میگیرید و دست خودتونه.
دلم براي خوندن یه کتاب جوري که وسط صفحه ها قدم بزنم تنگ شده.
شخصیت اسکیزوئیدم تمایل شدید به محو شدن پیدا کرده، مطمئن نیستم باید به حرفاش گوش کنم یا نه.
مسئله این نبود که نمی شد، مسئله این بود که نمی خواست. شایدم اصلا مسئله ای نبود، من استاد ساختن مسئله از هیچ بوده ام.
Forwarded from |
كه شهاب حسيني يجايي تو فيلم برادرم خسرو ميگفت؛اصلا نميدونم كي ام،چي ام،اصلا چي ميخوام.من برعكس تو نميتونم خودم و گول بزنم چيزي عوض نميشه چون دنيا هميشه همين گهي كه بوده هست چون هرطرف و نگاه ميكنم يجوري حالم بد ميشه.
مثل اینکه یه مدت سفر سرّی ای به ماه داشته باشم و روی ماه زندگی کرده باشم و حالا فقط از دور دیدنش نصیبم شده باشه و باید باهاش کنار بیام. زندگی روی ماه اگرچه تجربه ی معرکه ای بوده ولی حق نداشته باشم راجبش چیزی بگم. حالم سخت. عجیب. دور از ذهن. درک نشدنی. غیرقابل بیان. به غایت غمناک.