Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
من مجبورم بدیهیات رو بیارم جلو چشمام، چون یادم میره، چون وقتایی که باید ببینم نمیبینم.
+ نمیدونم چجوری باید
خستگی رو در کرد

- با نتیجه گرفتن
Forwarded from For Now I'm Winter
It's not my job to make you feel all good and warm inside about life. I write for me. It's not my responsibility to pretend it's all good when it's not.
And I certainly don't believe in that bullshit when people think they must pretend they're always OK because it is more socially acceptable and they should never talk about their real issues because then society thinks they're weak.

Don't you ever dare tell anybody or even imply that they shouldn't talk about what makes them sad. Don't be toxic shits.
"تیرگی شعور" نميدونم دقیقا چیه ولی امروز که دیدمش قشنگ به نظرم اومد.
Gabbro
"تیرگی شعور" نميدونم دقیقا چیه ولی امروز که دیدمش قشنگ به نظرم اومد.
Brain Fog
مغز مه آلود
Clouding of consciousness
تیرگی شعور که به عنوان مغز مه  یا مه روانی شناخته می شود  یک حالت  با علت ناشناخته است  که دارای علائمی مثل عدم تمرکز از دست دادن حافظه کوتاه مدت و عدم توجه به جزئیات  و ناتوانی در تفکر و استدلال صحیح و افسردگی خفیف  اضطراب و عدم اگاهی فضایی ( شخص خود را در این زمان احساس نمی کند ) می باشد.
زیبا نیست؟
[ در حال رقص دائم با گریه ی مُدامم ]
Ekhtiarieh
Rastaak
[ که شب لگد نشه ]

@theGabbro
یکی باشه آخر شبا پتو بردارين و برین رو پشت بوم یکی از بلندترين ساختمونا و داستان چراغ های روشن خونه هارو بگین.
- 15 -
گاهی هم حرف دارم هم دلم میخواد سکوت کنم.
Gabbro
Rastaak – Ekhtiarieh
تو گوشت رستاک بگه " دنیا قشنگه و اوضاع مرتبه"، سعی میکنی باور کنی.
Mood.
چه فرقی داره با نور کور شی یا تو تاریکی باشی و چیزی نبینی؟
لااقل چشماتو داری.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی دستمو می گیرن روشنی رو نشونم بدن، فیبی میشم وقتی میگفت :
MY EYES!
شما خودتون یه " خب که چی " از نگاهم بخونید که دیگه نخوام چیزی بگم.
«دیوارا انگار تکیه دادن روی شونه ام.»
Forwarded from سَبيدو
قاعده ساده‌ست، وقت رفتن فقط باید رفت، بی‌جستجو برای تبصره‌ای، خالی از هر منت و طلبی، و بدون هیچ اصراری به فلسفه‌تراشی و زیبانمایی و مسابقه برای جمله‌سازی‌های جان‌سوز، تمام اون‌ چیزهایی که سال‌های سال بعد باعث میشن با مرورشون خام‌تر از چیزی که واقعا بودی بنظر بیای، با گذران عمر و در خلال رنجش‌های ریز و درشتش، بالاخره می‌فهمی که هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای‌ برای گلایه نیست، پرسیدن از بقیه درباره‌ی دلیل حرف و رفتار و انتخاب‌هاشون مثل نگاه‌کردن به آسمون قبل عطسه‌ست، یک‌جور واکنش بی‌معنای مرسوم در جهانی که توش هرگز چیزی‌ به عقب برنمیگرده، دنیایی که در اون رؤیاهات کاری به واقعیت ندارن، غرایزت به پولت نگاه نمی‌کنن، حادثه از خستگیت نمی‌پرسه و هیچکس برای دوست‌داشتنت با تو مشورت نمی‌کنه، و حالا تو میون این بلبشو میخوای از چی‌ بپرسی؟ کاش هر چیزی دلیل محکمی داشت، حالا که نداره باید کوتاه اومد، لااقل توی این یکی دنیا
آهنگ خوب بیشتر از آدم خوب تو این دنیا هست. که چی؟! که نیازی به هیچ آدمي نیست، آهنگ تو را می ستاید، در غم ها همراهي می کند، درک می کند، از زبان تو سخن می گوید، آرامش می دهد، شاد مي سازد، قدردان باشیم.
Forwarded from دال
https://t.me/theGabbro/4294
موسیقی خوب، کتاب خوب، چای خوش طعم...
دال
https://t.me/theGabbro/4294 موسیقی خوب، کتاب خوب، چای خوش طعم...
به جز چاییش، موافقم.
البته امروز یه ترکیب زیبا با چایی دیدم:

«نبات لبخندت، تو تلخی چاییم.»