Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
میدونی چی شد که این شد؟
من صبر کردم، گوش دادم، باور کردم، ذوق کردم، رویا ساختم، ادامه دادم، ترسيدم، رفتم، اومدم، تو رفتی، من نرفتم، ادامه دادم، کش اومد، کش اومدم...
این وسط خودم، هویتم، سلایقم، علایقم، همه رو گم کردم، همه شون شده بودن "تو".
ضعف من تو بودی، و بهم گفتی چون ضعيفي داری تصمیم اشتباه میگیری.
خودم میدونستم اشتباهه، ولی احمقانه این اشتباه رو میخواستم. تو رو ميخواستم.
با دیدن هر عاشقانه ای تو تداعی میشدی، با دیدن هر کلمه ای که حتی نگفته بودی، تو تداعى همه چیز بودی، همه جارو زیر و رو کردم تا اثرى از تو پیدا کنم، خانم مارپلی شدم که گوشه کنارها رد پاهای تورو دنبال میکرد.
ولی همه ی این ها هیچ ارزشی نداشت.
هر عاشقانه ای منو یاد تو مینداخت. میندازه. فقط الان میدونم احساس ذره ای ارزش نداره، بده بره.
یکسال و نیم طول کشید تا رسیدم اینجا، بیشتر از این ها زمان میبره تا ظرف رضايتمو پر کنم، تا خودمو پیدا کنم. دست آویزهامو.
دیگه فهميدم پشیمون لحظه ای نباشم، نیاز داشتم درد عشقی بکشم که نپرس، نیاز داشتم طعم خواسته نشدن، زجر خیانت، از دور خواستن، نرسیدن، پس زده شدن، جایگزین داشتن، تحقیر شدن، ديده نشدن، فراموش شدن، بی ارزش بودن رو ببینم. نیاز داشتم. باید آب دیده می شدم.
حتی اگه تنها خوشی روزم تیک خوردن to do listم باشه. بازم فقط متعلق به منه. پس خوشحالم.
من تعریفی از خوب و بد ندارم، نميخوامم داشته باشم. شما اگه داری بذار تو جیبت، لازمت میشه.
- 16 -
یکی بیاد بگه بهترین روش برای مرور علوم پایه چیه؟ حذف کدوم درسا امن تره؟ چیارو حتما مرور کنم؟ تست تو کدوم درسا مهم تره؟ تست زنی همراه با مرور یا ازمون های قطب خودم؟ چیارو حذف کنم بهتره؟ دارم دیوونه میشم آخه.
Anhedonia :
When a person does not enjoy anything
اگه تو داری چرندیاتت رو می گی و من ساکت نشستم و هیچی نمی گم، فقط منتظرم قهوه ام تموم شه تا برم.
تا حالا نديدم کسی بتونه کمکی کنه.
توقع هارو کنار احساسات بریز دور، تو توقع داری طرف طرف از صبح تا شب به تو فکر کنه و برای خوشحالی تو قدم برداره چون اگه تو بودی اینکارو میکردی، خب فکر نمیکنی تو اشتباه میکنی؟ و اون چیزی که اینجا باید عوض شه تویی؟
ورژن عصبی، بداخلاق، بی ادب ولی منطقیمو بیشتر دوس دارم. از بقیه ورژن هام حرف بيشتري برای زدن داره ولی کمتر میگه. درست تر میگه. حتی باوجود عصبی بودن چون غم کمتری داره، آرامش بیشتری داره انگار.
من مجبورم بدیهیات رو بیارم جلو چشمام، چون یادم میره، چون وقتایی که باید ببینم نمیبینم.
+ نمیدونم چجوری باید
خستگی رو در کرد

- با نتیجه گرفتن