Gabbro
5.69K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
من اهنگ گوش می دم تا نتونم فکر کنم. آهنگی که فضاي خالی داشته باشه برای فکر کردن رو رد میکنم.
آدم چیزی که به دردش نمیخوره رو میندازه دور، مثلا احساساتش.
لباس خیالی موردظلم واقع شدنم، تو بحران بودنم یا به قول شرلوک پتوی روی شونه هامو برداشتم، اون موقع هم کسی نمیدیدش، کسی مراعاتمو نمیکرد ولی الان ديگه خودمم میدونم نیست.
گفتم چیزی نخواید، ولی چیزی خواستن از ملزومات زندگیه، چیزی بخواید تا به زندگی پیوند بخورید، ولی چیزی بخواید که دست خودتون باشه.
[این فرد از رویا پردازی دست کشیده ]
اونقدرا که فک میکنی راحت نیست، خالی از عاطفه که شدی، خالی از خشم هم بشی.
Forwarded from ExDa
من از واقعیت به تو پناه می‌برم.
ExDa
من از واقعیت به تو پناه می‌برم.
من از واقعیت به تو پناه می بردم،
من از زندگی به تو پناه می بردم.
حالا که نیستی، بی پناه شدم.
حالا که نیستی، نیستم.
روزی که بدون اینکه به کسی بگم، برم ارایشگاه موهامو 50 سانت کوتاه کنم، به خودم مدال افتخار میدم.
یکی از شماها بهم یاد آوری کرد که یه زمانی یه هشتگ داشتم تحت عنوان #از_برای_من_شو که در وصفش گفته بودم «دارم دنبال دوست داشتنیام میگردم به عنوان دست آویزی واسه وقت های دلگیری و بی احساسی به همه چیز» شاید الان اون چیزها برام لوس و بی معنی باشن، اما باید باز هم چیزایی رو پیدا کنم که بخوام از برای من شن.
میدونی چی شد که این شد؟
من صبر کردم، گوش دادم، باور کردم، ذوق کردم، رویا ساختم، ادامه دادم، ترسيدم، رفتم، اومدم، تو رفتی، من نرفتم، ادامه دادم، کش اومد، کش اومدم...
این وسط خودم، هویتم، سلایقم، علایقم، همه رو گم کردم، همه شون شده بودن "تو".
ضعف من تو بودی، و بهم گفتی چون ضعيفي داری تصمیم اشتباه میگیری.
خودم میدونستم اشتباهه، ولی احمقانه این اشتباه رو میخواستم. تو رو ميخواستم.
با دیدن هر عاشقانه ای تو تداعی میشدی، با دیدن هر کلمه ای که حتی نگفته بودی، تو تداعى همه چیز بودی، همه جارو زیر و رو کردم تا اثرى از تو پیدا کنم، خانم مارپلی شدم که گوشه کنارها رد پاهای تورو دنبال میکرد.
ولی همه ی این ها هیچ ارزشی نداشت.
هر عاشقانه ای منو یاد تو مینداخت. میندازه. فقط الان میدونم احساس ذره ای ارزش نداره، بده بره.
یکسال و نیم طول کشید تا رسیدم اینجا، بیشتر از این ها زمان میبره تا ظرف رضايتمو پر کنم، تا خودمو پیدا کنم. دست آویزهامو.
دیگه فهميدم پشیمون لحظه ای نباشم، نیاز داشتم درد عشقی بکشم که نپرس، نیاز داشتم طعم خواسته نشدن، زجر خیانت، از دور خواستن، نرسیدن، پس زده شدن، جایگزین داشتن، تحقیر شدن، ديده نشدن، فراموش شدن، بی ارزش بودن رو ببینم. نیاز داشتم. باید آب دیده می شدم.
حتی اگه تنها خوشی روزم تیک خوردن to do listم باشه. بازم فقط متعلق به منه. پس خوشحالم.
من تعریفی از خوب و بد ندارم، نميخوامم داشته باشم. شما اگه داری بذار تو جیبت، لازمت میشه.
- 16 -