Forwarded from یه بغل بوسه خسته
میگفت این نگاه سنگینتو دیگه میشناسم، این نگاهی که روش سرزنش کاری شده رو دیگه نکش روم، سنگینه، اذیتم میکنه..
گفتم دوس ندارم ضعفتو ببینم، دوس ندارم ببینم کسی میتونه اذیتت کنه، دست خودم نیست.. دوس دارم بگی «گور بابای بقیه، خودمو عشقه»..
گفت ببین تو خودتو با بقیه مقایسه نکن.. خودتو همقد اونها کن و دنیا رو ازونجا ببین جای اینکه بگیریشون کنار خودت و اونها رو با خودت قد کنی..
گفتم اصلا تو چند تا از خودت راضی ای؟
گفت نمیدونم، شاید سه تا از ده تا..
گفتم انگار ما آدمها یه ظرف داریم به اسم «ظرف رضایت از خود» که تلاش میکنیم پر نگهش داریم.. حالا یکی خودش از خودش راضیه و با همین تا حدود زیادی کارش راه میفته، یکی هم که از خودش راضی نیست همش داره تلاش میکنه از آدمهای دیگه رضایت قرض کنه و ظرفشو پر نگه داره.. منتها آدمها میان و میرن و رضایتشونو هم میبرن با خودشونو ظرف خیلی زود خالی میشه.. اینجور آدمها مدام باید بدون دنبال رضایت قرض کردن از بقیه چون خودشون رضایت ندارن از خودشون..
گفت حرفت درست، میگی چیکار کنم حالا؟
گفتم به خودت مشغول شو.. هرچی راضیت میکنه از خودت برو دنبالش.. خیلی چیزها هست که کم و بیش آدمو راضی میکنه از خودش، رضایتت از بدنت، از چهرت، از سوادت، از درک کردنت، حرف زدنت، سلیقت، اطلاعاتت، آشپزی کردنت، تلاشگر بودنت، ساز زدنت، نقاشی کردنت، و یه عالمه چیز دیگه که هرکی خوب بودن توو یه سری چیزها براش رضایت میاره.. تو باید رضایت خودتو داشته باشی..
گفتم دوس ندارم ضعفتو ببینم، دوس ندارم ببینم کسی میتونه اذیتت کنه، دست خودم نیست.. دوس دارم بگی «گور بابای بقیه، خودمو عشقه»..
گفت ببین تو خودتو با بقیه مقایسه نکن.. خودتو همقد اونها کن و دنیا رو ازونجا ببین جای اینکه بگیریشون کنار خودت و اونها رو با خودت قد کنی..
گفتم اصلا تو چند تا از خودت راضی ای؟
گفت نمیدونم، شاید سه تا از ده تا..
گفتم انگار ما آدمها یه ظرف داریم به اسم «ظرف رضایت از خود» که تلاش میکنیم پر نگهش داریم.. حالا یکی خودش از خودش راضیه و با همین تا حدود زیادی کارش راه میفته، یکی هم که از خودش راضی نیست همش داره تلاش میکنه از آدمهای دیگه رضایت قرض کنه و ظرفشو پر نگه داره.. منتها آدمها میان و میرن و رضایتشونو هم میبرن با خودشونو ظرف خیلی زود خالی میشه.. اینجور آدمها مدام باید بدون دنبال رضایت قرض کردن از بقیه چون خودشون رضایت ندارن از خودشون..
گفت حرفت درست، میگی چیکار کنم حالا؟
گفتم به خودت مشغول شو.. هرچی راضیت میکنه از خودت برو دنبالش.. خیلی چیزها هست که کم و بیش آدمو راضی میکنه از خودش، رضایتت از بدنت، از چهرت، از سوادت، از درک کردنت، حرف زدنت، سلیقت، اطلاعاتت، آشپزی کردنت، تلاشگر بودنت، ساز زدنت، نقاشی کردنت، و یه عالمه چیز دیگه که هرکی خوب بودن توو یه سری چیزها براش رضایت میاره.. تو باید رضایت خودتو داشته باشی..
من اهنگ گوش می دم تا نتونم فکر کنم. آهنگی که فضاي خالی داشته باشه برای فکر کردن رو رد میکنم.
لباس خیالی موردظلم واقع شدنم، تو بحران بودنم یا به قول شرلوک پتوی روی شونه هامو برداشتم، اون موقع هم کسی نمیدیدش، کسی مراعاتمو نمیکرد ولی الان ديگه خودمم میدونم نیست.
گفتم چیزی نخواید، ولی چیزی خواستن از ملزومات زندگیه، چیزی بخواید تا به زندگی پیوند بخورید، ولی چیزی بخواید که دست خودتون باشه.
[این فرد از رویا پردازی دست کشیده ]
[این فرد از رویا پردازی دست کشیده ]
ExDa
من از واقعیت به تو پناه میبرم.
من از واقعیت به تو پناه می بردم،
من از زندگی به تو پناه می بردم.
حالا که نیستی، بی پناه شدم.
حالا که نیستی، نیستم.
من از زندگی به تو پناه می بردم.
حالا که نیستی، بی پناه شدم.
حالا که نیستی، نیستم.
روزی که بدون اینکه به کسی بگم، برم ارایشگاه موهامو 50 سانت کوتاه کنم، به خودم مدال افتخار میدم.
یکی از شماها بهم یاد آوری کرد که یه زمانی یه هشتگ داشتم تحت عنوان #از_برای_من_شو که در وصفش گفته بودم «دارم دنبال دوست داشتنیام میگردم به عنوان دست آویزی واسه وقت های دلگیری و بی احساسی به همه چیز» شاید الان اون چیزها برام لوس و بی معنی باشن، اما باید باز هم چیزایی رو پیدا کنم که بخوام از برای من شن.
میدونی چی شد که این شد؟
من صبر کردم، گوش دادم، باور کردم، ذوق کردم، رویا ساختم، ادامه دادم، ترسيدم، رفتم، اومدم، تو رفتی، من نرفتم، ادامه دادم، کش اومد، کش اومدم...
من صبر کردم، گوش دادم، باور کردم، ذوق کردم، رویا ساختم، ادامه دادم، ترسيدم، رفتم، اومدم، تو رفتی، من نرفتم، ادامه دادم، کش اومد، کش اومدم...
با دیدن هر عاشقانه ای تو تداعی میشدی، با دیدن هر کلمه ای که حتی نگفته بودی، تو تداعى همه چیز بودی، همه جارو زیر و رو کردم تا اثرى از تو پیدا کنم، خانم مارپلی شدم که گوشه کنارها رد پاهای تورو دنبال میکرد.
هر عاشقانه ای منو یاد تو مینداخت. میندازه. فقط الان میدونم احساس ذره ای ارزش نداره، بده بره.