اصن یه کاری کن که به قانون زمین بربخوره، اصن هیچ کاری نکن. یه حسی بهم میگه هیچ فرقی نمیکنه.
دست از تحمیل عقایدتون به من بردارین، مگه تو عقایدتو از کاتالوگ دستورعمل های زندگی برتر یاد گرفتی که فکر میکنی بهترینن؟ تو شاید یک میلیونیوم منم راجب زندگی فکر نکنی. فاک آف بابا.
هرکسی یه جوري تو عن خودش شناوره حالا یکی شنا بلده و فک میکنه خیلی بالاست، یکی هم فقط دست و پا میزنه، یکی هم هست همين که فهمیده تا سر فرورفته تو عن فکر میکنه خیلی بی چاره اس. نمیدونه همه بیچاره ان.
یادم نمیره بهم فهموندی "خیلی احمقی که عوضي نشدی". اینجوری بگم که اگه یه روز عوضي شدم، همشو مدیون تو هستم، نه زندگی تو جامعه ی عوضي ها.
یه درگیری ذهنی داشتم سر اینکه اجازه ندم کسی بهم بگه ضعیف، ولی بعد دیدم هرچی میخوان بگن. تو ضعيف نباش، اون وقت میتونی تو ذهنت یه فاک بهشون نشون بدی و بری.
#درباب_ضعف
#درباب_ضعف
Forwarded from دال
با همون نگاهی که توی فیلم طعم گیلاس دیده بودم، بهمون خیره شد و گفت با خودتون تعارف نداشته باشید. بیرحم باشید. هرچقدر بیرحمتر، بهتر!
Forwarded from یه بغل بوسه خسته
میگفت این نگاه سنگینتو دیگه میشناسم، این نگاهی که روش سرزنش کاری شده رو دیگه نکش روم، سنگینه، اذیتم میکنه..
گفتم دوس ندارم ضعفتو ببینم، دوس ندارم ببینم کسی میتونه اذیتت کنه، دست خودم نیست.. دوس دارم بگی «گور بابای بقیه، خودمو عشقه»..
گفت ببین تو خودتو با بقیه مقایسه نکن.. خودتو همقد اونها کن و دنیا رو ازونجا ببین جای اینکه بگیریشون کنار خودت و اونها رو با خودت قد کنی..
گفتم اصلا تو چند تا از خودت راضی ای؟
گفت نمیدونم، شاید سه تا از ده تا..
گفتم انگار ما آدمها یه ظرف داریم به اسم «ظرف رضایت از خود» که تلاش میکنیم پر نگهش داریم.. حالا یکی خودش از خودش راضیه و با همین تا حدود زیادی کارش راه میفته، یکی هم که از خودش راضی نیست همش داره تلاش میکنه از آدمهای دیگه رضایت قرض کنه و ظرفشو پر نگه داره.. منتها آدمها میان و میرن و رضایتشونو هم میبرن با خودشونو ظرف خیلی زود خالی میشه.. اینجور آدمها مدام باید بدون دنبال رضایت قرض کردن از بقیه چون خودشون رضایت ندارن از خودشون..
گفت حرفت درست، میگی چیکار کنم حالا؟
گفتم به خودت مشغول شو.. هرچی راضیت میکنه از خودت برو دنبالش.. خیلی چیزها هست که کم و بیش آدمو راضی میکنه از خودش، رضایتت از بدنت، از چهرت، از سوادت، از درک کردنت، حرف زدنت، سلیقت، اطلاعاتت، آشپزی کردنت، تلاشگر بودنت، ساز زدنت، نقاشی کردنت، و یه عالمه چیز دیگه که هرکی خوب بودن توو یه سری چیزها براش رضایت میاره.. تو باید رضایت خودتو داشته باشی..
گفتم دوس ندارم ضعفتو ببینم، دوس ندارم ببینم کسی میتونه اذیتت کنه، دست خودم نیست.. دوس دارم بگی «گور بابای بقیه، خودمو عشقه»..
گفت ببین تو خودتو با بقیه مقایسه نکن.. خودتو همقد اونها کن و دنیا رو ازونجا ببین جای اینکه بگیریشون کنار خودت و اونها رو با خودت قد کنی..
گفتم اصلا تو چند تا از خودت راضی ای؟
گفت نمیدونم، شاید سه تا از ده تا..
گفتم انگار ما آدمها یه ظرف داریم به اسم «ظرف رضایت از خود» که تلاش میکنیم پر نگهش داریم.. حالا یکی خودش از خودش راضیه و با همین تا حدود زیادی کارش راه میفته، یکی هم که از خودش راضی نیست همش داره تلاش میکنه از آدمهای دیگه رضایت قرض کنه و ظرفشو پر نگه داره.. منتها آدمها میان و میرن و رضایتشونو هم میبرن با خودشونو ظرف خیلی زود خالی میشه.. اینجور آدمها مدام باید بدون دنبال رضایت قرض کردن از بقیه چون خودشون رضایت ندارن از خودشون..
گفت حرفت درست، میگی چیکار کنم حالا؟
گفتم به خودت مشغول شو.. هرچی راضیت میکنه از خودت برو دنبالش.. خیلی چیزها هست که کم و بیش آدمو راضی میکنه از خودش، رضایتت از بدنت، از چهرت، از سوادت، از درک کردنت، حرف زدنت، سلیقت، اطلاعاتت، آشپزی کردنت، تلاشگر بودنت، ساز زدنت، نقاشی کردنت، و یه عالمه چیز دیگه که هرکی خوب بودن توو یه سری چیزها براش رضایت میاره.. تو باید رضایت خودتو داشته باشی..
من اهنگ گوش می دم تا نتونم فکر کنم. آهنگی که فضاي خالی داشته باشه برای فکر کردن رو رد میکنم.