Gabbro
5.7K subscribers
8.03K photos
124 videos
43 files
1.99K links
آدری‌شاپ:
https://t.me/Adrionlineshop
Download Telegram
گفتن یه حس وقتی تغییری ایجاد نمیکنه، با نگفتنش فرقی نداره. وگرنه هر روز میگفتم که دوست دارم.
Forwarded from دال
دوست دارم. تو هم نیازی نیست چیزی بگی.
رویاهام تموم شدن، نميتونم بسازم، نمیتونم بخوابم.
کی فکرشو میکرد که تو تموم نشی برام.
چاره‌ای نیست، چیزهایی را نمی‌شود فراموش کرد، نمی‌شود در خود حل کرد، نمی‌شود ردشان را از قامت روح پاک کرد. این چیزها آزار می‌دهند، شاید تا همیشه‌ی عمر. این چیزها تَرکش‌اند. مثل سربازی که به جنگ رفته و جانباز برگشته با ترکش‌هایی در بدن. این‌جا و آن‌جا. ترکش‌هایی که به ما اصابت می‌کنند نه خوب می‌شوند، نه ته‌نشین، نه جذب می‌شوند و نه ذوب. آدم‌ها اسلحه دست گرفته‌اند و ما بی‌سنگر در مقابل این ترکش‌ها فقط گاهی اشک می‌ریزیم، گاهی نفی و سرکوب قلب‌مان را انتخاب می‌کنیم و گاهی هم رنج می‌بریم. آدمی گنجایش چند هزار ترکش را دارد در تمام زندگی؟ و هر کسی چه‌قدر از این ترکش‌ها را با خودش همه‌جا می‌برد؟ ما جان‌باخته‌ی کدام هدف نامقدّسی هستیم؟
تداعی آزاد برای این است که تعارض ها و احساسات واپس رانده وارد هوشیاری شوند تا به شیوهٔ منطقی تر و واقع بینانه تر بتوان با آن‌ها بر خورد کرد. ولی کی میدونه شیوه منطقی تر چیه؟!
[ دلم به بوی تو آغشته است ]
To Raftei
Reza Yazdani
شکسته بودی و من به یک آن شکستم.

@theGabbro
- 21 -
قشنگ نیست.
قشنگ نیست که نیست. همینه که هست. خودتو جمع کن. زندگیه.
میخوام واسه یه مدت جوابم به تمام چراها چون دلم خواست باشه، میخوام از خودخواهی آگاهانه ام لذت ببرم.
Kamoone Rangi
Sara Naeini
میشه دنیارو رها کرد؟!

@theGabbro
امشب از شدت ذوق گونه هام برآمده بود، خط لبخندم از همیشه کشیده تر و چشمام درخشان تر از همیشه، و وقتی حرف زد باهام از لبخند به اشک تبدیل شدم. دیدن و حرف زدن با رستاک از نزدیک از قشنگ ترین اتفاق های زندگیم بود.
[ من خوب خوبم، لبخندت کجاست؟ ]
حال خوب سبکه، ته نشین نمیشه، موندگار نمیشه، میره.
من امشب خوشحال بودم و دلم میخواست فریاد بزنم تا همه بدونن این دختر غمگین میتونه خوشحال هم باشه. اما این دختر غمگين، حالا باز غمگینه.
- 20 -
Forwarded from That's all folks! (Nima)
چه‌ طور برای چیزی که دیگر مال من نیست و نبوده و نمی‌خواهد باشد، تلاش کنم و وقت بگذارم و زندگی‌ام را هزینه کنم؟ چی برای من مانده جز زمان که خیلی هم مهم است و نمی‌خواهم حتا یک ثانیه‌اش بدون رضایتم هدر برود؟
آدم اسیر می‌شود و تازه نمی‌فهمد و نمی‌خواهد بفهمد که اسیر شده و این چیزی که دارد هرچی که هست، زندگی نیست. من زندگی را می‌خواهم و تمام و کمالش را هم می‌خواهم و هیچ حتا یک ذره هم حاضر نیستم کوتاه بیایم!
این از من!


از یادداشت‌های روزانه‌ی نیما
امروز هم خوشحالم،
چون برای خوشحالی خود کاری کردم.
برای خوشحالی تون کاری کنید.
مثلا برید کنسرت رستاک.