This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی از خواب بیدار میشی و همه کتاب هارم میریزی پایین.
مامان زنگ زده جویای حالم بشه و با جمله ای رو به روم کرد که بهش فکر نکرده بودم، گفت حالا هر سختی داری میکشی و هرچی هم که قراره سخت تر شه، داری وارد یه دوره جدید زندگیت میشی، راس میگفت انقدر درگیر روتین و تحملش شدم که یادم رفته بود، فیزیوپات میتونه اون شروعي باشه که منتظرشم؟ نه، ولی ميتونه منو بهش نزدیک کنه.
همراهان امتحاني من سلام🙋🏻♀
شرح امشب بدین قرار است که امتحان ایمنی عملی دارم و خوابم میومد رفتم آب جوش بذارم که یهو خواب از سرم پرید! چگونه؟ با دیدن سوسک مادر و فرزندانش در گوشه گوشه ی این آشپزخونه. :// الانم برگشتم اتاق و دیدم با باز کردن در راه ورود برای یک پشه رو باز کردم و حالا تا مدتي با پس زدنش سرگرمم. :))
شرح امشب بدین قرار است که امتحان ایمنی عملی دارم و خوابم میومد رفتم آب جوش بذارم که یهو خواب از سرم پرید! چگونه؟ با دیدن سوسک مادر و فرزندانش در گوشه گوشه ی این آشپزخونه. :// الانم برگشتم اتاق و دیدم با باز کردن در راه ورود برای یک پشه رو باز کردم و حالا تا مدتي با پس زدنش سرگرمم. :))
من از همین لحظه وارد فرجه ی علوم پایه شدم، اگه پیشنهادی، نصيحتی، راهنمایی، خلاصه هرچیزی مرتبط با این آزمون دارید، خوشحال میشم باهام در میون بذارید. ^^
Forwarded from سَبيدو
بعضی از رنجها بدون اونکه قویترت کنن یا از پا درت بیارن، تنها ناقصت خواهند کرد، تکهای از تو رو جدا میکنن و به باد میسپارن، و بعدش تو به سادگی با باقیموندهی خودت به راه ادامه خواهی داد، نه آهنگ غمگینی پخش میشه نه قصهای به نامت زده میشه، این روزگار بیتفاوت میگذره و تو هم پا به پاش میگذرونی، با خود کمتر از قبل شدهت، در حالی که تنها خودت از تکههای برباد رفتهت باخبری، مثل یک راز پنهان، اما هرچقدر هم که نقاط ضعفترو بشناسی، هرچقدر هم که بدونی چقدر نصفهای و یا از قسمتای تاریک وجودت باخبر باشی، بالاخره لحظهای خواهد رسید که شنیدنشون از دهان یک نفر دیگه باز تو رو میخکوب میکنه، انگاری که تا قبل از اون امیدوار بودی که تمامشون فقط اوهامی باشن که مثل مه اطراف سرت میچرخن، ولی با به زبون آوردنشون توسط دیگری حالا واقعی شدن، مجسم شدن و نشستن روبروت، آرامشی سرد و سنگین مثل کوه یخ وجودترو فرا میگیره، حالا دیگه مطمئنی هیچکدوم وسواس و فکر و خیال ذهن خودتخریبگرت نبوده، باور میکنی از دست دادی، خودترو