هرچی بيشتر به دلیل اتفاقات فکر میکنم بيشتر به این نتیجه میرسم که اینجا دنیای ایده آل نيست، اینجا دنياي سیزده دلیل برای اینکه است
و ناتینگ ایز فر.
و ناتینگ ایز فر.
Forwarded from فاوانیا
مامان امروز صبح، دم در بهم گفت کمک نکردنم بهخاطر اینه که اختلاف نسل دوگانهی درست و غلط نیست که من بتونم بهت بگم فلان کارو انجامش نده چون من فکر میکنم کار اشتباهیه. ولی میتونم اینو بگم که نگران عواقبش نباش. مهم اینه که در موقعیت فعلی بهترین تصمیمو بگیری.
و ای بابا. دروغ چرا. صبح بسیار دراماتیکی رو آغاز کردم.
و ای بابا. دروغ چرا. صبح بسیار دراماتیکی رو آغاز کردم.
«یه چیزی میگم ولی تو میگی نه اینطور نیس، تو افسرده ای و اعتماد به نفستم کمه» نمیدونست نمیخوام بگم نه اینطور نیس.
بیماری من میتونه علاقه به افراد سایکوپت باشه جوری که حتی اگه طرف خوب بشه دیگه نخوامش ولی نتونم خود قبلیش رو نخوام.
وضعيت بدی شده، فکرهام گیر کرده به یه نقطه و نمیذاره زندگی کنم. نمیذاره پیش برم. نمیذاره ادامه بدم.
Forwarded from Gabbro
چالش امروز بخشیدن بود، که یحتمل معنی forgive مدنظر هست، انقدر این مفهوم واسم غیرقابل درک بود که معنیش رو سرچ کردم، آمرزیدن، عفو کردن و... ، بالفرض که ببخشم با لحظه هایی که از مواجه باهاشون صرف نظر میکنم و مغزم آلارم میده دور بمون و متنفر باش چیکار کنم، فرضا که ببخشم با اون باورهای از دست رفته چیکار کنم. بخشیدن معنی خودش رو از دست داده واسم.
وقتی تقاضای بخشیده شدن هم برای رهایی از عذاب وجدانتونه، بهم دلیل بیشتری برای نبخشیدن میدید.
بخشیدن چه سودی داره؟
میخوام نبخشم، تا یادم نره، تا لااقل سودتون درسی فراموش نشدنی ای، پشت دست داغ کردنی، باشه برام.
میخوام نبخشم، تا یادم نره، تا لااقل سودتون درسی فراموش نشدنی ای، پشت دست داغ کردنی، باشه برام.
ناراحت کننده است بفهمی حرف زدن با تنها کسی که فکر میکردی باهاش حالت بهتر میشه، حالتو بدتر کنه.
این که ذهنم رو هنوز نتونستم از دیروز به امروز شیفت بدم و درگیر ناراحتی دیروزم ناراحت ترم میکنه و به این میگن حلقه بازخورد جهنمی. لعنتی.
آدم اگه بعضي نتایجی که بهشون میرسه رو باور کنه دیگه دلش نمیخواد زندگی کنه، این میشه که اشتباهاتش رو تکرار میکنه.
Forwarded from That's all folks! (Nima)
من خوبیهای افسردگی یادم نمیاد اما یه بدی بزرگش اینه که وقتی داریش زمان انگار اصلاً نمیگذره و وقتی تموم میشه میبینی عه، نصف عمرت رفته که؟! نمیدونم چطوریه اما فکر میکنم بیرون اومدن از افسردگی و روبهرو شدن با فجایعی که از خودش و ما باقی گذاشته در واقع یکی از دلایل افسردگی دوبارهاست. اگر البته افسردگی دلیل بخواهد.