This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من وقتی دارم نواریون انگل میخونم!
این روزها که کمتر مینویسم چون از این امتحان خارج و به امتحان بعدی وارد میشم و حتی نمیتونم فکر کنم و مطالب هم به این صورت که "پاراگونیموس وسترمانی ترماتودی هست شبیه دانه قهوه که وقتی یک خرچنگ حلزون آبزی میخوره وارد بدنش میشه و ما اگه اون خرچنگ رو بخوریم بیمار میشیم و..." نتیجه اینکه خرچنگ و حلزون نخورید که مجبور نشیم این هارو بخونیم.
Gabbro
اینم از من داشته باشید که سستود اچینوکوکوس گرانولسوس باعث تحلیل پشم میشود.
این مطلب علمی بود و از اونجایی که ما پشم نداریم، در مورد گوسفند ها بود.
برای اون دسته از دوستانی که جویای محلل پشم بودن. :))
برای اون دسته از دوستانی که جویای محلل پشم بودن. :))
آدم بی اعتماد با نفسی نبودن با آدم بی اعتماد به نفسی به نظر رسیدن خیلی فرق داره و متاسفانه من دومی ام.
Forwarded from فاوانیا
باید بپذیرم که نقشهی ذهنی آدمهای اطرافم، شبیه نقشهی ذهنی من نیست و وقتی طی یک مکالمه سعی میکنن دری رو در مغزم باز کنن که من سالهاست قفلش کردم و کلیدشو قورت دادم، قصد بدی ندارند. صرفا متوجه وخامت اوضاع نیستن.
از بس به همه گفتم من هیچ کاری رو بی دلیل انجام نمیدم همه باورشون شده. غافل از اینکه خیلی وقته واسه اکثر کارهام دلیلی ندارم.
یه برگشت به غم عميق گمشده در درون. غم ها حل نمیشن، محو نمیشن فقط گم میشن. خوش شانس باشی دیگه پیداشون نکنی یا لااقل دیر پیداشون کنی.
Forwarded from For Now I'm Winter
تغییر رو هیچوقت با آغوش باز قبول نکردم. هیچوقت. اما اینطوری هم نبوده که با قبول کردن یا نکردن من، تو پروسهش تفاوتی ایجاد بشه. معمولا برات صبر نمیکنه. ازت اجازه نمیگیره.
اما یه چیزهای شیرینی هم داره این بزرگوار. اینکه بعد از یه سری تغییرات بزرگ، آدم یک ذهنیتی نسبت به خودش داره که دیگه اون آدم قبلی نیست، اما این آدمی که بهش تبدیل شده رو هم کامل نمیشناسه هنوز. طی زمان هی خودت رو کشف میکنی، اخلاقیات جدیدت رو، علایق جدید، عادات جدید. و اینکه هرکدوم از این کشفیات چه حسی ایجاد میکنه برات. کدوم خصوصیات جدید باعث تعجبت میشن، کدوما باعث خوشحالی و کدوما باعث ناراحتی.
آره شاید دلت نمیخواسته آدم دیگهای بشی و میدونم سختت بوده، اما حالا که شدی، بشین کشفش کن. خودت رو یاد بگیر دوباره. قول میدم قشنگیای زیادی پیدا میکنی.
اما یه چیزهای شیرینی هم داره این بزرگوار. اینکه بعد از یه سری تغییرات بزرگ، آدم یک ذهنیتی نسبت به خودش داره که دیگه اون آدم قبلی نیست، اما این آدمی که بهش تبدیل شده رو هم کامل نمیشناسه هنوز. طی زمان هی خودت رو کشف میکنی، اخلاقیات جدیدت رو، علایق جدید، عادات جدید. و اینکه هرکدوم از این کشفیات چه حسی ایجاد میکنه برات. کدوم خصوصیات جدید باعث تعجبت میشن، کدوما باعث خوشحالی و کدوما باعث ناراحتی.
آره شاید دلت نمیخواسته آدم دیگهای بشی و میدونم سختت بوده، اما حالا که شدی، بشین کشفش کن. خودت رو یاد بگیر دوباره. قول میدم قشنگیای زیادی پیدا میکنی.
به عدم توانایی کامل خود در انجام کاری اذعان دارد ولی دلش میخواهد خود را توانا نشان دهد.
بیدار موندن وقت هایی که میدونی مجبوری سخت نیست اما الان یکی درونم میگه چرا مجبوری. نخون. بخواب. :))
هرچی بيشتر به دلیل اتفاقات فکر میکنم بيشتر به این نتیجه میرسم که اینجا دنیای ایده آل نيست، اینجا دنياي سیزده دلیل برای اینکه است
و ناتینگ ایز فر.
و ناتینگ ایز فر.