همیشه یه دوراهی هست و من هميشه میتونم هردوتاشو نقد کنم و در نهايت دستمو بذارم زیر چونم بشینم وسط راه و به افق های دور خیره بشم!
انقدر که من برنامه ریزی میکنم کی قهوه بخورم واسه هر چیز دیگه ای برنامه ریزی کرده بودم الان به یه جایی رسیده بودم.
هرچقدر تلاش کردم یه نکته از ويروس براتون پیدا کنم نتونستم در صورتی که ترم قبل میتونستم از کتاب اخلاق هم نکته های جالب پیدا کنم، پس فعلا از طرف من داشته باشید که انسان تنها میزبان تب دانگه!
از داستان های من و خوابگاه بگم که اون دختر سرخوشی که سیگار میکشید، حالا بعد از سیگارش عود روشن میکنه، باز بوی سیگارشو میشد تحمل کرد الان با سردرد ناشی از عود چه کنم؟
همه وسایلمو ریختم رو تختم که نتونم بخوابم، امیدوارم در بیدار موندنم تاثیر داشته باشه!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برنامه ی ما زین پس!