کتابی که میخونم دوست دارم مثل نقشه راهم عمل کنه بهم بگه باید چیکار کنم بگه چی کم دارم نشونه هایی که دنبالشم رو واسم روشن تر کنه یا لااقل نویسنده تونسته باشه حرف های آشفته ی ذهن منو بنویسه، باشه وگرنه که میره تو لیست ناتموم ها.
[هیچ راه فراری وجود ندارد: اینطور به نظر میرسد که هرکاری که انسان برای گذران زندگی، زنده ماندن، یا لذت بردن از زندگی انجام میدهد، در نهایت غیرقانونی، غیراخلاقی، چاق کننده و از همه نگران کننده تر، احتمالا سرطانزا است.]
پاتولوژی رابینز
پاتولوژی رابینز
وقتی زمانی که خودم میتونستم هدر بدم رو تلف میکنید، اژدهای خشمگین درونم جوری آتش پراکنی میکنه که بیا و ببین!
یه اخلاقی که دارم اینه که وقتی برنامه هام به دلیل عوامل بیرونی به هم میریزه، دیگه دوست ندارم هیچ کاری کنم. امروز سه تا برنامه داشتم که با شنيدن به تاخير افتادن یکیش کلشون رو کنسل کردم. :))
میگه دست بردار، همیشه که زمین مطابق میل تو نمیچرخه، میگم میدونم اتفاقا زمین اگه به میل من بود نباید اصلا میچرخید.
نمیدونم اگه اسلحه حق به جانبیمون زمین بذاریم، چی داریم برای محافظت از خودمون و فکرامون.
ExDa
زمستون هم که داره میاد وقت مناسبی برای کبک بودنه.
واسه اینکه خروس بخونیم یا سرمون رو بکنیم زیر برف؟ مسئله این است!